از زمانی كه «فيلتر كردن سايتهای اينترنتی» به موضوعی پر سر و صدا در حوزه IT كشورمان تبديل شد، روند صعودی گسترش اينترنت در كشورمان، و اشتياق فراوان متخصصين و جوانان در بهره گيری از اينترنت، موجب حساسيت اين اقدام، و نتيجتاً لزوم پاسخگويی به اهداف، ضوابط، سازوكار و علل اين اقدام بود، ضرورتی كه تقريباً هيچگونه پاسخ درخوری نيافت و در نتيجه، افكار عمومی را در ابهام باقی گذاشت. تنها يك نفر در اين ميان، گهگاه به جزئيات اين اقدام پرداخت و نظرات خويش را در اين زمينه ابراز كرد.
بهمن صالحی، مشاور فناوری اطلاعات وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، در گفتوگو با ماهنامه دنيای كامپيوتر و ارتباطات، با اشاره به مصاحبههايی كه گاه در اين خصوص انجام داده، به صراحت اعلام میكند كه از اين پس در اين باره اظهار نظر نخواهد كرد! صالحی در توضيح، با اشاره به اين كه هيچ نقش مستقيم و غيرمستقيمی در مجموعه تصميمگيری فيلترينگ ندارد، علت تصميمش را اين میداند كه: «كسانی كه مستقيماً در اين زمينه مسئوليت دارند، از هرگونه توضيح و توجيه عملكرد خود كوتاهی میكنند، و نياز و حق افكار عمومی به توضيح و شفافسازی را ناديده میگيرند...»
مرجع و مسئول اصلی فيلترينگ كيست؟
اصلیترين مرجع برای پاسخگويی حول فيلترينگ، خود شورای عالی انقلاب فرهنگی است، پس از آن، شورای عالی اطلاعرسانی است، در شورای عالی انقلاب فرهنگی، آقای «كینژاد» بهترين فرد برای پاسخگويی هستند و همينطور آقای «جهانگرد» به عنوان دبير شورای عالی اطلاعرسانی. پس از آن، وزارت اطلاعات است كه كميته سه نفره فيلترينگ (شامل وزارتخانههای اطلاعات و ارشاد و صداوسيما) را سرپرستی میكند، چون اصولا وزارت اطلاعات موظف بود كه آن آييننامه مصاديق سايتهای فيلترشونده را تهيه كند ( البته همه اينها بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است).
البته در دفتر پيگيری مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی ( كه مسئوليت آن با آقای دكتر غفوریفرد است) شورايی تشكيل شد كه بنده يكی دوجلسه در آن شركت داشتم و در آن شورا، كميته 3نفره شكل گرفت به سرپرستی وزارت اطلاعات. پس از آن ديگر من اطلاعی از نحوه عملكرد آنها ندارم، اخيرا شنيدهام كه دوسه ماهی است كه آييننامه اجرايی و مربوطه به مصاديق تنظيم شده است.
البته در مجلس و كميسيون صنايع، با توجه به اين كه مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را در حكم قانون نمیدانند، معتقدند كه بايد توسط مصوبه در مجلس به قانون تبديل شود كه اين نظر نمايندگان نيز برای بنده محترم است.
شما چندبار در اين باره نظراتی ابراز داشتيد...
بنده در مصاحبهها نظرات خود را گفتم و الان هم به نظرم میرسد كه مسئولين ذيربط بايد در اين زمينه پاسخ دهند، و التزام به اصل «پاسخگويی در مقابل مردم» را نشان دهند. ولی باعث تاسف است كه چنين نيست، ولی نبايد انتظار داشته باشند كه ديگران كمكاری آنها را جبران كنند، به همين دليل تمايل ندارم كه خلا آنها را پر كنم، بلكه بايد خودشان پاسخگوی اقداماتشان باشند.
آييننامه اجرايی در چه مرحلهای است؟
پيشنويس آييننامه توسط وزارت اطلاعات تهيه شده كه بايد به تصويب برسد.
پس تاكنون فيلترينگ، بدون داشتن آييننامه مشخصی، مبتنی بر چه قانون و ضوابطی بوده است؟
ببينيد با نظر مجلس محترم، اصولا كل اين روال و ساز و كار زير سوال رفته است و بايد منتظر نتيجه بود. البته اين واقعيت هم هست كه جلوگيری از مسائل ضد اخلاقی و موهن و اهانت به مقدسات و زندگی خصوصی افراد و ... به نظر میرسد مورد اجماع همه اهل نظر در دنيا و كشورمان است و اين مسئله موجهی است، بنابراين فيلترينگ در اين محدوده موجه است، فقط بايد مراقب بود كه اين اقدام، موجب جلوگيری از آزادی بيان نظرات و آرا و انديشه و طرح نظرات (به عنوان يك اصل اساسی مسلم) نشود.
جدای از اين محدوده مورد قبول، مشكل اصلی اين است كه ساز و كار اين اقدام اصلا مشخص نيست و كسی به پاسخگويی مستدل و مستند نپرداخته است، و اين نگرانی برخوردهای حتی سياسی را افزايش داده است، حتی نمايندگان مجلس نيز اظهار نظر میكنند كه ممكن است در نهايت هدف، جلوگيری از اطلاعرسانی در اينترنت باشد...
من فكر میكنم كه با نظاممند شدن اين كار، بخش زيادی از مشكل حل میشود، به نظرم بيشتر اين ابهام و نگرانی، از عدم اطلاعرسانی صحيح و شفاف از طرف مسئولين سرچشمه گرفته است، يعنی از عدم اعلام روشن ضوابط و آييننامه و...
اطلاعرسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی، ناقص است، و مسكوت گذاشتن اطلاعرسانی درست، طبيعتاً همين عوارض فعلی را در پی دارد.
نماينده وزارت ارشاد در كميته سه نفره كيست؟
آقای دكتر خوشوقت، مدير كل مطبوعات و رسانههای خارجی.
مصاحبههای شما اين گونه تداعی میكرد كه شما از طرف وزارت ارشاد، عضو كميته 3 نفره هستيد...
متاسفانه اين استنباط اشتباه پيش آمده بود.
شما از عملكرد فيلترينگ دفاع كرده بوديد؟
من دفاع نكرده بودم، بلكه گردش كار را تشريح كرده بودم.
در مورد تعيين نظر وزارت ارشاد برای طرح در كميته مزبور چطور؟
در اين زمينه هم بنده مسئوليتی ندارم.
آيا بخشنامه تهيه شده، كلی است يا شامل مصاديق است؟
نخير، مصاديق را هم صريحاً ذكر كرده است، البته من هنوز آن را نديدهام، ولی طبيعتا بايد منتشر شود.
در هنگام فيلترينگ، مواردی بوده كه مسدود كردن آنها اصلا موجه به نظر نمیرسد، مثلا سايتی كه به مسائل زنان میپردازد و نويسندگانش هم افراد شناخته شدهای هستند و يا ...
آن مورد، بنا به گفته وزارت اطلاعات، حاصل اشتباه بوده است.
با توجه به اظهار نظر جديد مجلس، چه پيش بينی داريد؟
ببينيد، با اين اظهار نظر تازه مجلس محترم، و نيز هماهنگی دولت در اين زمينه، سازوكار فعلی فيلترينگ، به طور كلی دستخوش تغيير خواهد شد، يعنی با اين بحثی كه مجلس محترم و كميسيون صنايع و فرهنگی مطرح كردهاند، افق تازهای باز شده شايد كلا لازم باشد كه شكل كار تغيير كند، و حداقل اين كه خارج از حوزههای اخلاقی، كار كندتر پيش برود تا اينكه مجلس به نتيجه مشخصی برسد ولی در هر صورت فعلا مسئله كاملا در ابهام است.
ببينيد اصل مسئله در دنيا كاملا مشخص و روشن است، ولی روش پرداختن ما به گونهای است كه آن را پيچيده و غامض میكنيم. من هميشه اين نكته را گفتهام كه ما غالبا نه تنها توليد كننده خوبی نيستيم، بلكه مصرف كنندگان خوبی هم نيستيم و اتلاف منابع میكنيم. فيلترينگ يكی از ابعاد تكنولوژی است، ولی ما به قدری بد به آن میپردازيم كه از حيز انتفاع ساقط میشود. ولی به هر حال اميدوارم كه به زودی سامان پيدا كند.
بهمن صالحی، مشاور فناوری اطلاعات وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، در گفتوگو با ماهنامه دنيای كامپيوتر و ارتباطات، با اشاره به مصاحبههايی كه گاه در اين خصوص انجام داده، به صراحت اعلام میكند كه از اين پس در اين باره اظهار نظر نخواهد كرد! صالحی در توضيح، با اشاره به اين كه هيچ نقش مستقيم و غيرمستقيمی در مجموعه تصميمگيری فيلترينگ ندارد، علت تصميمش را اين میداند كه: «كسانی كه مستقيماً در اين زمينه مسئوليت دارند، از هرگونه توضيح و توجيه عملكرد خود كوتاهی میكنند، و نياز و حق افكار عمومی به توضيح و شفافسازی را ناديده میگيرند...»
مرجع و مسئول اصلی فيلترينگ كيست؟
اصلیترين مرجع برای پاسخگويی حول فيلترينگ، خود شورای عالی انقلاب فرهنگی است، پس از آن، شورای عالی اطلاعرسانی است، در شورای عالی انقلاب فرهنگی، آقای «كینژاد» بهترين فرد برای پاسخگويی هستند و همينطور آقای «جهانگرد» به عنوان دبير شورای عالی اطلاعرسانی. پس از آن، وزارت اطلاعات است كه كميته سه نفره فيلترينگ (شامل وزارتخانههای اطلاعات و ارشاد و صداوسيما) را سرپرستی میكند، چون اصولا وزارت اطلاعات موظف بود كه آن آييننامه مصاديق سايتهای فيلترشونده را تهيه كند ( البته همه اينها بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است).
البته در دفتر پيگيری مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی ( كه مسئوليت آن با آقای دكتر غفوریفرد است) شورايی تشكيل شد كه بنده يكی دوجلسه در آن شركت داشتم و در آن شورا، كميته 3نفره شكل گرفت به سرپرستی وزارت اطلاعات. پس از آن ديگر من اطلاعی از نحوه عملكرد آنها ندارم، اخيرا شنيدهام كه دوسه ماهی است كه آييننامه اجرايی و مربوطه به مصاديق تنظيم شده است.
البته در مجلس و كميسيون صنايع، با توجه به اين كه مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را در حكم قانون نمیدانند، معتقدند كه بايد توسط مصوبه در مجلس به قانون تبديل شود كه اين نظر نمايندگان نيز برای بنده محترم است.
شما چندبار در اين باره نظراتی ابراز داشتيد...
بنده در مصاحبهها نظرات خود را گفتم و الان هم به نظرم میرسد كه مسئولين ذيربط بايد در اين زمينه پاسخ دهند، و التزام به اصل «پاسخگويی در مقابل مردم» را نشان دهند. ولی باعث تاسف است كه چنين نيست، ولی نبايد انتظار داشته باشند كه ديگران كمكاری آنها را جبران كنند، به همين دليل تمايل ندارم كه خلا آنها را پر كنم، بلكه بايد خودشان پاسخگوی اقداماتشان باشند.
آييننامه اجرايی در چه مرحلهای است؟
پيشنويس آييننامه توسط وزارت اطلاعات تهيه شده كه بايد به تصويب برسد.
پس تاكنون فيلترينگ، بدون داشتن آييننامه مشخصی، مبتنی بر چه قانون و ضوابطی بوده است؟
ببينيد با نظر مجلس محترم، اصولا كل اين روال و ساز و كار زير سوال رفته است و بايد منتظر نتيجه بود. البته اين واقعيت هم هست كه جلوگيری از مسائل ضد اخلاقی و موهن و اهانت به مقدسات و زندگی خصوصی افراد و ... به نظر میرسد مورد اجماع همه اهل نظر در دنيا و كشورمان است و اين مسئله موجهی است، بنابراين فيلترينگ در اين محدوده موجه است، فقط بايد مراقب بود كه اين اقدام، موجب جلوگيری از آزادی بيان نظرات و آرا و انديشه و طرح نظرات (به عنوان يك اصل اساسی مسلم) نشود.
جدای از اين محدوده مورد قبول، مشكل اصلی اين است كه ساز و كار اين اقدام اصلا مشخص نيست و كسی به پاسخگويی مستدل و مستند نپرداخته است، و اين نگرانی برخوردهای حتی سياسی را افزايش داده است، حتی نمايندگان مجلس نيز اظهار نظر میكنند كه ممكن است در نهايت هدف، جلوگيری از اطلاعرسانی در اينترنت باشد...
من فكر میكنم كه با نظاممند شدن اين كار، بخش زيادی از مشكل حل میشود، به نظرم بيشتر اين ابهام و نگرانی، از عدم اطلاعرسانی صحيح و شفاف از طرف مسئولين سرچشمه گرفته است، يعنی از عدم اعلام روشن ضوابط و آييننامه و...
اطلاعرسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی، ناقص است، و مسكوت گذاشتن اطلاعرسانی درست، طبيعتاً همين عوارض فعلی را در پی دارد.
نماينده وزارت ارشاد در كميته سه نفره كيست؟
آقای دكتر خوشوقت، مدير كل مطبوعات و رسانههای خارجی.
مصاحبههای شما اين گونه تداعی میكرد كه شما از طرف وزارت ارشاد، عضو كميته 3 نفره هستيد...
متاسفانه اين استنباط اشتباه پيش آمده بود.
شما از عملكرد فيلترينگ دفاع كرده بوديد؟
من دفاع نكرده بودم، بلكه گردش كار را تشريح كرده بودم.
در مورد تعيين نظر وزارت ارشاد برای طرح در كميته مزبور چطور؟
در اين زمينه هم بنده مسئوليتی ندارم.
آيا بخشنامه تهيه شده، كلی است يا شامل مصاديق است؟
نخير، مصاديق را هم صريحاً ذكر كرده است، البته من هنوز آن را نديدهام، ولی طبيعتا بايد منتشر شود.
در هنگام فيلترينگ، مواردی بوده كه مسدود كردن آنها اصلا موجه به نظر نمیرسد، مثلا سايتی كه به مسائل زنان میپردازد و نويسندگانش هم افراد شناخته شدهای هستند و يا ...
آن مورد، بنا به گفته وزارت اطلاعات، حاصل اشتباه بوده است.
با توجه به اظهار نظر جديد مجلس، چه پيش بينی داريد؟
ببينيد، با اين اظهار نظر تازه مجلس محترم، و نيز هماهنگی دولت در اين زمينه، سازوكار فعلی فيلترينگ، به طور كلی دستخوش تغيير خواهد شد، يعنی با اين بحثی كه مجلس محترم و كميسيون صنايع و فرهنگی مطرح كردهاند، افق تازهای باز شده شايد كلا لازم باشد كه شكل كار تغيير كند، و حداقل اين كه خارج از حوزههای اخلاقی، كار كندتر پيش برود تا اينكه مجلس به نتيجه مشخصی برسد ولی در هر صورت فعلا مسئله كاملا در ابهام است.
ببينيد اصل مسئله در دنيا كاملا مشخص و روشن است، ولی روش پرداختن ما به گونهای است كه آن را پيچيده و غامض میكنيم. من هميشه اين نكته را گفتهام كه ما غالبا نه تنها توليد كننده خوبی نيستيم، بلكه مصرف كنندگان خوبی هم نيستيم و اتلاف منابع میكنيم. فيلترينگ يكی از ابعاد تكنولوژی است، ولی ما به قدری بد به آن میپردازيم كه از حيز انتفاع ساقط میشود. ولی به هر حال اميدوارم كه به زودی سامان پيدا كند.
نوشته شده توسط مهراد در جمعه ششم مهر 1386 ساعت 0:11 | لينک ثابت |
فهرست مهمترين ويروسهاي رايانهيي در طي 25 سال گذشته منتشر شد.
به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از ایسنا، ويروسهايي با نام بلاستر و ساسر، موريس، مليسا و لاوباگ، BRAIN ،CODE RED و ELK CLONER به عنوان مهمترين ويروسهاي رايانهيي طي 25 سال گذشته شمرده ميشوند.
ويروس ELK CLONER در سال 1982 اولين ويروسي بود كه با انتشار از طريق فلاپي ديسك II اپل و نمايش شعري كه توسط طراحش سروده شده بود به رايانههاي شخصي سراسر جهان حمله كرد.
ويروس BRAIN، در سال 1986 اولين ويروسي بود كه به رايانههايي كه با سيستم عامل داس مايكروسافت كار ميكردند حمله كرد؛ اين ويروس كه توسط دو برادر پاكستاني نوشته شده بود، برروي رايانههاي آلوده شمارهي تلفن مغازه تعمير رايانهي آنها را قرار ميداد.
بر اساس اين گزارش ويروس موريس در سال 1988، از سوي يك فارغالتحصيل دانشگاه كورنل كه پدرش از كارشناسان امنيت رايانه رده بالاي دولتي بود، نوشته شد و در حدود شش هزار رايانه دانشگاه و ارتش آمريكا كه به اينترنت وصل بودند را آلوده كرد.
هر چند ويروسهاي پيش از موريس در اينترنت منتشر ميشدند اما هيچ كدام از آنها به گستردگي موريس نبودند.
ويروس مليسا در سال 1999 يكي از اولين ويروسهايي بود كه از طريق ايميل منتشر ميشد و وقتي كاربران ضميمه ايميل را ميگشودند، ويروس كپيهاي خود را در مدت يك ساعت به 50 آدرس موجود در كتاب آدرس كاربر ارسال ميكرد.
لاوباگ ويروس ديگري بود كه در سال 2000 از طريق ضميمه ايميل منتشر ميشد و با سوء استفاده از احساسات كاربران در پوشش يك نامهي عاشقانه آنها را فريب ميداد.
ويروس CODE RED در سال 2001، از يك حفرهي امنيتي در نرمافزار مايكروسافت بهرهبرداري ميكرد و از اولين ورمهاي شبكهيي بود كه به سرعت منتشر ميشد زيرا تنها مستلزم اتصال كاربر به شبكه بود و نيازي به دخالت كاربر براي انتشار نداشت و با وجودي كه اين حفره شناخته شده بود و مايكروسافت يك ماه پيش از آن ترميم آن را منتشره كرده بود. بسياري از گردانندگان شبكه وصله نرم افزاري مايكروسافت را نصب نكرده بودند.
ويروس بلاستر در سال 2003، نيز از يك حفرهي امنيتي شناخته شده در نرم افزار مايكروسافت سود ميبرد و مايكروسافت را وا داشت براي افرادي كه به دستگيري طراحان و مجازات نويسندگان آن كمك كنند جايزه نقدي تعيين كند.
ويروس ساسر در سال 2004، از حفرهي امنيتي مايكروسافت بهرهبرداري كرده و موجب شد برخي رايانهها به طور مداوم خراب و ريبوت شوند، اگرچه ساسر آخرين نرمافزار مخرب نبود اما ويروسهاي پس از آن توجه كمتري را جلب كردند زيرا شبكهها دفاعهاي بهتري را نصب كرده و نويسندگان ويروس فرصت طلب نيز تلاش كردند از كشف شدن و حذف ويروسهايشان اجتناب كنن
به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از ایسنا، ويروسهايي با نام بلاستر و ساسر، موريس، مليسا و لاوباگ، BRAIN ،CODE RED و ELK CLONER به عنوان مهمترين ويروسهاي رايانهيي طي 25 سال گذشته شمرده ميشوند.
ويروس ELK CLONER در سال 1982 اولين ويروسي بود كه با انتشار از طريق فلاپي ديسك II اپل و نمايش شعري كه توسط طراحش سروده شده بود به رايانههاي شخصي سراسر جهان حمله كرد.
ويروس BRAIN، در سال 1986 اولين ويروسي بود كه به رايانههايي كه با سيستم عامل داس مايكروسافت كار ميكردند حمله كرد؛ اين ويروس كه توسط دو برادر پاكستاني نوشته شده بود، برروي رايانههاي آلوده شمارهي تلفن مغازه تعمير رايانهي آنها را قرار ميداد.
بر اساس اين گزارش ويروس موريس در سال 1988، از سوي يك فارغالتحصيل دانشگاه كورنل كه پدرش از كارشناسان امنيت رايانه رده بالاي دولتي بود، نوشته شد و در حدود شش هزار رايانه دانشگاه و ارتش آمريكا كه به اينترنت وصل بودند را آلوده كرد.
هر چند ويروسهاي پيش از موريس در اينترنت منتشر ميشدند اما هيچ كدام از آنها به گستردگي موريس نبودند.
ويروس مليسا در سال 1999 يكي از اولين ويروسهايي بود كه از طريق ايميل منتشر ميشد و وقتي كاربران ضميمه ايميل را ميگشودند، ويروس كپيهاي خود را در مدت يك ساعت به 50 آدرس موجود در كتاب آدرس كاربر ارسال ميكرد.
لاوباگ ويروس ديگري بود كه در سال 2000 از طريق ضميمه ايميل منتشر ميشد و با سوء استفاده از احساسات كاربران در پوشش يك نامهي عاشقانه آنها را فريب ميداد.
ويروس CODE RED در سال 2001، از يك حفرهي امنيتي در نرمافزار مايكروسافت بهرهبرداري ميكرد و از اولين ورمهاي شبكهيي بود كه به سرعت منتشر ميشد زيرا تنها مستلزم اتصال كاربر به شبكه بود و نيازي به دخالت كاربر براي انتشار نداشت و با وجودي كه اين حفره شناخته شده بود و مايكروسافت يك ماه پيش از آن ترميم آن را منتشره كرده بود. بسياري از گردانندگان شبكه وصله نرم افزاري مايكروسافت را نصب نكرده بودند.
ويروس بلاستر در سال 2003، نيز از يك حفرهي امنيتي شناخته شده در نرم افزار مايكروسافت سود ميبرد و مايكروسافت را وا داشت براي افرادي كه به دستگيري طراحان و مجازات نويسندگان آن كمك كنند جايزه نقدي تعيين كند.
ويروس ساسر در سال 2004، از حفرهي امنيتي مايكروسافت بهرهبرداري كرده و موجب شد برخي رايانهها به طور مداوم خراب و ريبوت شوند، اگرچه ساسر آخرين نرمافزار مخرب نبود اما ويروسهاي پس از آن توجه كمتري را جلب كردند زيرا شبكهها دفاعهاي بهتري را نصب كرده و نويسندگان ويروس فرصت طلب نيز تلاش كردند از كشف شدن و حذف ويروسهايشان اجتناب كنن
نوشته شده توسط مهراد در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 ساعت 2:4 | لينک ثابت |
فرهنگسازی قبل از ورود تكنولوژی، بحثی است كه هيچ گاه مورد توجه كارگزاران اصلی در کشور ما قرار نگرفته و در اين راستا همواره زمان، انرژی و پتانسيل فكری و عملی جامعه به هدر رفته است.
محمود اروج زاده، مدير مسوول ماهنامهی دنيای كامپيوتر و ارتباطات، در گفتوگو با خبرنگار فناوری اطلاعات خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اين مطلب، درباره فرهنگ سازی هر پديده نوينی به عنوان عاملی مهم قبل از ورود هر تكنولوژی به كشور، اظهار داشت: به پديدههای نوين در كشور ما معمولا فقط كاربردی نگاه میشود، و در زمينه فرهنگ سازی و اطلاع رسانی آن تقريبا کسی فعاليت نمیكند، چرا كه شايد نتوان متولی خاصی در اين زمينه يافت.
وی، افزود: فرهنگ سازی در استفاده از پديدههای تكنولوژيك، حلقه مفقوده استفاده از تكنولوژی در جامعه ما بوده و هيچ گاه مورد نظر كارگزاران نبوده است. البته شايد محققان و متفكران هميشه آن را مطرح كرده و درباره چگونگی آن اظهار نظر میكردند، اما غالبا به آن توجه نشده و معمولا نگاه ما به اين پديدههای نوين، غيرعلمی بوده است.
وی در ادامه در باره نحوه برخورد با اينترنت گفت: اين تجربه در ساير موارد مانند ورود ويدئو با شكست مواجه شد، اما درباره ماهواره عينا تكرار شد و درباره اينترنت نيز در حال تكرار است. ظاهرا زمان، انرژی و پتانسيل فكری و عملی جامعه همچنان در حال هدر رفتن است و هيچ حركتی از جانب متوليان و متصدی بخشهايی از فناوری اطلاعات مانند شورای عالی اطلاع رسانی و شورای عالی انقلاب فرهنگی و يا وزارت پست به چشم نمیخورد.
اروج زاده افزود: اگر حركتی در اين حوزه انجام شود توسط خود مردم، بخش خصوصی، دست اندركاران حوزه و نشريات است و از حاكميت اين مجموعه، كار سازمان يافته علمی در اين حوزه ديده نمیشود.
مدير مسئول ماهنامه دنيای كامپيوتر و ارتباطات، درباره كارساز بودن روشهای اعمال محدوديت از جمله آنتنهای پارازيت انداز ماهوارهای و فيلترگذاری گفت: قطعا اعمال اين محدوديتها نه علمی و منطقی هستند و نه اينكه از لحاظ كاربردی، صحيح و موثر میباشند، به نحوی كه در دنيا اين روشها منسوخ شده و با پيشرفت تكنولوژی، استفاده كمتری از اين روشها میشود.
وی درباره چگونگی فيلترينگ در كشورهای غربی، گفت: بحث فيلترينگ در ساير كشورها، بر خلاف اين كه در ايران به بحث سياسی تبديل شده، به صورت علمی و منطقی مدنظر است و اگر كارشناسان و مخصوصا مسئولين ما، اين بحث را كمی دقيقتر و علمیتر مورد بررسی قرار دهند، فيلترينگ با تعريف و توصيف اصلی خود، يك وسيله ضروری است و يكی از مهمترين پارامترها در استفاده از اينترنت در خانوادهها به شمار میآيد، كه متاسفانه در ايران اصلا به آن توجه نمیشود.
وی افزود: دسترسی به اطلاعات در دنيای آزاد، جزئی از حقوق اوليه افراد است كه به تدريج به يكی از پارامترهای حقوق بشر تبديل میشود. بحث فيلترينگ يا سانسور هم در موارد خاص و استثنايی مطرح میشود، نه آنكه از ابتدا اساس كار بر اين محدوديت باشد. از جمله موارد خاص نيز اشخاص نابالغ مانند كودكان، نوجوانان هستند كه شايد آن چنان قوه تشخيص را در مقابل خيل عظيم اطلاعات نداشته باشند. بنابراين كنترل اطلاعات از طريق خانوادهها اعمال میشود و اين كنترل يكی از پارامترهای تربيت در خانوادهها تلقی میشود.
وی در پايان گفت: اين در حالی است كه اعمال محدوديت اطلاعات در مبادی ورودی، روشی منطقی نيست و همواره راههای فراوانی برای فرار از آنها وجود دارد.
محمود اروج زاده، مدير مسوول ماهنامهی دنيای كامپيوتر و ارتباطات، در گفتوگو با خبرنگار فناوری اطلاعات خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اين مطلب، درباره فرهنگ سازی هر پديده نوينی به عنوان عاملی مهم قبل از ورود هر تكنولوژی به كشور، اظهار داشت: به پديدههای نوين در كشور ما معمولا فقط كاربردی نگاه میشود، و در زمينه فرهنگ سازی و اطلاع رسانی آن تقريبا کسی فعاليت نمیكند، چرا كه شايد نتوان متولی خاصی در اين زمينه يافت.
وی، افزود: فرهنگ سازی در استفاده از پديدههای تكنولوژيك، حلقه مفقوده استفاده از تكنولوژی در جامعه ما بوده و هيچ گاه مورد نظر كارگزاران نبوده است. البته شايد محققان و متفكران هميشه آن را مطرح كرده و درباره چگونگی آن اظهار نظر میكردند، اما غالبا به آن توجه نشده و معمولا نگاه ما به اين پديدههای نوين، غيرعلمی بوده است.
وی در ادامه در باره نحوه برخورد با اينترنت گفت: اين تجربه در ساير موارد مانند ورود ويدئو با شكست مواجه شد، اما درباره ماهواره عينا تكرار شد و درباره اينترنت نيز در حال تكرار است. ظاهرا زمان، انرژی و پتانسيل فكری و عملی جامعه همچنان در حال هدر رفتن است و هيچ حركتی از جانب متوليان و متصدی بخشهايی از فناوری اطلاعات مانند شورای عالی اطلاع رسانی و شورای عالی انقلاب فرهنگی و يا وزارت پست به چشم نمیخورد.
اروج زاده افزود: اگر حركتی در اين حوزه انجام شود توسط خود مردم، بخش خصوصی، دست اندركاران حوزه و نشريات است و از حاكميت اين مجموعه، كار سازمان يافته علمی در اين حوزه ديده نمیشود.
مدير مسئول ماهنامه دنيای كامپيوتر و ارتباطات، درباره كارساز بودن روشهای اعمال محدوديت از جمله آنتنهای پارازيت انداز ماهوارهای و فيلترگذاری گفت: قطعا اعمال اين محدوديتها نه علمی و منطقی هستند و نه اينكه از لحاظ كاربردی، صحيح و موثر میباشند، به نحوی كه در دنيا اين روشها منسوخ شده و با پيشرفت تكنولوژی، استفاده كمتری از اين روشها میشود.
وی درباره چگونگی فيلترينگ در كشورهای غربی، گفت: بحث فيلترينگ در ساير كشورها، بر خلاف اين كه در ايران به بحث سياسی تبديل شده، به صورت علمی و منطقی مدنظر است و اگر كارشناسان و مخصوصا مسئولين ما، اين بحث را كمی دقيقتر و علمیتر مورد بررسی قرار دهند، فيلترينگ با تعريف و توصيف اصلی خود، يك وسيله ضروری است و يكی از مهمترين پارامترها در استفاده از اينترنت در خانوادهها به شمار میآيد، كه متاسفانه در ايران اصلا به آن توجه نمیشود.
وی افزود: دسترسی به اطلاعات در دنيای آزاد، جزئی از حقوق اوليه افراد است كه به تدريج به يكی از پارامترهای حقوق بشر تبديل میشود. بحث فيلترينگ يا سانسور هم در موارد خاص و استثنايی مطرح میشود، نه آنكه از ابتدا اساس كار بر اين محدوديت باشد. از جمله موارد خاص نيز اشخاص نابالغ مانند كودكان، نوجوانان هستند كه شايد آن چنان قوه تشخيص را در مقابل خيل عظيم اطلاعات نداشته باشند. بنابراين كنترل اطلاعات از طريق خانوادهها اعمال میشود و اين كنترل يكی از پارامترهای تربيت در خانوادهها تلقی میشود.
وی در پايان گفت: اين در حالی است كه اعمال محدوديت اطلاعات در مبادی ورودی، روشی منطقی نيست و همواره راههای فراوانی برای فرار از آنها وجود دارد.
نوشته شده توسط مهراد در شنبه بیستم مرداد 1386 ساعت 22:34 | لينک ثابت |
در سال 1948 مردمی كه در درههای دور دست در ايالت پنسيلوانيای امريكا زندگی میكردند، همانند بسياری از افراد ديگری كه در مناطق كوهستانی دوردست زندگی میكردند، نمیتوانستند برنامههای تلويزيونی را دريافت و مشاهده كنند. طيف فركانس خاصی كه به انتقال امواج تلويزيون اختصاص داده شده بود موجب شده بود دريافت برنامههای تلويزيونی تنها برای افرادی ميسر شود كه درمسير مستقيم ديد آنتن فرستنده قرار دارند.
برای حل اين مشكل آنتنهايی روی تپهها نصب شدند و كابلهايی از آن آنتنها به منازل كشيده شدند.
اين سيستم كه از آنتنهايی با كابلهای بسيار بلند متصل به آنها تشكيل میشد، مشكلات زيادی داشت، مثلا به علت طول زياد كابلها، سيگنال در حال حركت در آنها مرتب ضعيف میشد و مجبور بودند در فواصل مناسب از تقويت كننده (Amplifire) استفاده كنند تا كيفيت تصوير بهتر شود، اما استفاده از اين تقويت كنندهها كه گاه تعدادشان در مسير خانه هر فرد به 30 تا 40 عدد میرسيد و معمولا با فواصل 300 متر نصب میشدند، محدوديتها و مشكلاتی نيز در برداشت.
اضافه شدن هر تقويت كننده به افزايش نويز میانجاميد. همچنين اگر به هر دليلی يكی از تقويت كنندهها از مدار خارج میشد، بيننده تصوير را از دست میداد. درواقع به اين دلايل، كاربران سرويس كابلی را به عنوان كيفيت نه چندان خوب تصوير و عدم اطمينان به كاركردش شناختند.
استفاده از اين سرويس ادامه يافت و بتدريج كمبودهای آن جبران شد در سال 1972 اولين كانال pay per view راهاندازی شد. كه مشتركان مجبور به پرداخت پول به ازای هر فيلم يا برنامه ورزشی بودند. در سال 1975 انتقال امواج به آسمان رفت. در اين سال با قرار دادن يك ماهواره در مدار، سيگنال تلويزيونی ابتدا به ماهواره و سپس از طريق آن به سيستمهای كابلی منتقل میشد. اما همچنان مشكلات استفاده از كابل همانند وجود تقويت كننده و نويز كاربران را آزار میداد. در سال 1976 سيستم جديد كابلی پايه گذاری شد. در اين سيستم از فيبرنوری به جای كابل استفاده میشد.
البته فيبر در تمامی مسير جايگزين كابل نمیشد. بلكه از محل دريافت سيگنالهای تلويزيونی تا همسايگی و نزديكی كابران فيبر جايگزين كابل میشد و ادامه مسير تا منازل را فيبر به عهده داشت. از آنجا كه فيبر همانند كابل، سيگنال را تضعيف نمیكند. لزوم وجود تقويت كننده به تعداد زياد از ميان رفت. به طوری كه تعداد تقويت كننده موجود ميان هربيننده تا مركز از 30 تا 40 عدد به حدود 6 عدد كاهش يافت. اين تعداد در سيستمهايی كه از سال 1988 به بعد ساخته شدهاند. به يك يا دو تقويت كننده كاهش يافته است. كاهش شديد تعداد تقويت كنندهها باعث افزايش كيفيت و قابليت اطمينان سرويس كابلی شده است. به گونهای كه تا اوايل دهه 90 نزديك به نيمی از منازل در امريكا به شبكههای كابلی متصل شدند.
با افزايش استفاده از شبكههای رايانهای و تبادل اطلاعات، اين شبكهها رشد و گسترش خوبی داشته است و در حال حاضر، تعداد زيادی از كاربران را به خود جلب كرده است. ارائه دهندگان خدمات شبكههای رايانهای و اينترنتی سعی كردهاند بسياری از سرويسها را روی اين شبكهها ارائه كنند، اما تا به حال نتوانسته بودند تصاوير تلويزيونی با كيفيت مناسب و خوب را در اينترنت ارائه كنند و بسياری از ارائه دهندگان و در يافت كنندگان خدمات، هر دو شبكه را مورد استفاده قرار میدادند. شبكه كابلی برای دريافت تلويزيون و شبكه اينترنت برای دريافت اطلاعات. اما از خبرها چنين برمیآيد كه باز هم غول دنيای نرمافزار، مايكروسافت، اقدام به حال اين مشكل كرده است. در نمايشگاه ITU Telecom كه حدود 10 روز پيش در ژنو برگزار شد. بيل گيتس خبر از تولد نرمافزار جديدی در شركت مايكروسافت داد. اين نرمافزار كه MicrosoftTV Platform Maketing Manager نام دارد و تا پايان سال 2004 ارائه خواهد شد، امكان ارائه تصاوير تلويزيونی با كيفيت استاندارد را روی شبكه اينترنت فراهم خواهد آورد. مايكروسافت میگويد كه با كمك فناوری فشرده سازی تصاوير كه در Windows Media Player9 به كار گرفته شده است. میتوان رو ی خط با پهنای باند 1 مگابايت بر ثانيه، تصاوير تلويزيونی را با كيفيت استاندارد منتقل كرد. در صورت علاقه به دريافت تصاوير با كيفيت بسيار بالا به خطوطی با سرعت 4 تا 5 مگابيت در ثانيه نياز خواهد بود.
مايكروسافت معتقد است با استفاده از اين روش تلويزيون اينترنتی به مراتب ارزانتر از تلويزيونهای كابلی فعلی خواهد بود كه با استفاده از يك شبكع مجزا و فناوری فشرده سازی MPEG در حال كار هستند. از طرف ديگر، ارائه دهندگان خدمات و دريافت كنندگان آن، هردو از كار باشبكه مجزا خلاص میشوند و با يك شبكه تماس نيازهايشان را برآورده میكنند.
كارشناسان معتقدند در صورت رواج اين فناوری كاربران زيادی به استفاده از خطوط پر سرعت اينترنت مثلا DSL روی خواهند آورد و اين امر، باعث گسترش و تقويت شبكههای دسترسی به اينترنت خواهد شد.
برای حل اين مشكل آنتنهايی روی تپهها نصب شدند و كابلهايی از آن آنتنها به منازل كشيده شدند.
اين سيستم كه از آنتنهايی با كابلهای بسيار بلند متصل به آنها تشكيل میشد، مشكلات زيادی داشت، مثلا به علت طول زياد كابلها، سيگنال در حال حركت در آنها مرتب ضعيف میشد و مجبور بودند در فواصل مناسب از تقويت كننده (Amplifire) استفاده كنند تا كيفيت تصوير بهتر شود، اما استفاده از اين تقويت كنندهها كه گاه تعدادشان در مسير خانه هر فرد به 30 تا 40 عدد میرسيد و معمولا با فواصل 300 متر نصب میشدند، محدوديتها و مشكلاتی نيز در برداشت.
اضافه شدن هر تقويت كننده به افزايش نويز میانجاميد. همچنين اگر به هر دليلی يكی از تقويت كنندهها از مدار خارج میشد، بيننده تصوير را از دست میداد. درواقع به اين دلايل، كاربران سرويس كابلی را به عنوان كيفيت نه چندان خوب تصوير و عدم اطمينان به كاركردش شناختند.
استفاده از اين سرويس ادامه يافت و بتدريج كمبودهای آن جبران شد در سال 1972 اولين كانال pay per view راهاندازی شد. كه مشتركان مجبور به پرداخت پول به ازای هر فيلم يا برنامه ورزشی بودند. در سال 1975 انتقال امواج به آسمان رفت. در اين سال با قرار دادن يك ماهواره در مدار، سيگنال تلويزيونی ابتدا به ماهواره و سپس از طريق آن به سيستمهای كابلی منتقل میشد. اما همچنان مشكلات استفاده از كابل همانند وجود تقويت كننده و نويز كاربران را آزار میداد. در سال 1976 سيستم جديد كابلی پايه گذاری شد. در اين سيستم از فيبرنوری به جای كابل استفاده میشد.
البته فيبر در تمامی مسير جايگزين كابل نمیشد. بلكه از محل دريافت سيگنالهای تلويزيونی تا همسايگی و نزديكی كابران فيبر جايگزين كابل میشد و ادامه مسير تا منازل را فيبر به عهده داشت. از آنجا كه فيبر همانند كابل، سيگنال را تضعيف نمیكند. لزوم وجود تقويت كننده به تعداد زياد از ميان رفت. به طوری كه تعداد تقويت كننده موجود ميان هربيننده تا مركز از 30 تا 40 عدد به حدود 6 عدد كاهش يافت. اين تعداد در سيستمهايی كه از سال 1988 به بعد ساخته شدهاند. به يك يا دو تقويت كننده كاهش يافته است. كاهش شديد تعداد تقويت كنندهها باعث افزايش كيفيت و قابليت اطمينان سرويس كابلی شده است. به گونهای كه تا اوايل دهه 90 نزديك به نيمی از منازل در امريكا به شبكههای كابلی متصل شدند.
با افزايش استفاده از شبكههای رايانهای و تبادل اطلاعات، اين شبكهها رشد و گسترش خوبی داشته است و در حال حاضر، تعداد زيادی از كاربران را به خود جلب كرده است. ارائه دهندگان خدمات شبكههای رايانهای و اينترنتی سعی كردهاند بسياری از سرويسها را روی اين شبكهها ارائه كنند، اما تا به حال نتوانسته بودند تصاوير تلويزيونی با كيفيت مناسب و خوب را در اينترنت ارائه كنند و بسياری از ارائه دهندگان و در يافت كنندگان خدمات، هر دو شبكه را مورد استفاده قرار میدادند. شبكه كابلی برای دريافت تلويزيون و شبكه اينترنت برای دريافت اطلاعات. اما از خبرها چنين برمیآيد كه باز هم غول دنيای نرمافزار، مايكروسافت، اقدام به حال اين مشكل كرده است. در نمايشگاه ITU Telecom كه حدود 10 روز پيش در ژنو برگزار شد. بيل گيتس خبر از تولد نرمافزار جديدی در شركت مايكروسافت داد. اين نرمافزار كه MicrosoftTV Platform Maketing Manager نام دارد و تا پايان سال 2004 ارائه خواهد شد، امكان ارائه تصاوير تلويزيونی با كيفيت استاندارد را روی شبكه اينترنت فراهم خواهد آورد. مايكروسافت میگويد كه با كمك فناوری فشرده سازی تصاوير كه در Windows Media Player9 به كار گرفته شده است. میتوان رو ی خط با پهنای باند 1 مگابايت بر ثانيه، تصاوير تلويزيونی را با كيفيت استاندارد منتقل كرد. در صورت علاقه به دريافت تصاوير با كيفيت بسيار بالا به خطوطی با سرعت 4 تا 5 مگابيت در ثانيه نياز خواهد بود.
مايكروسافت معتقد است با استفاده از اين روش تلويزيون اينترنتی به مراتب ارزانتر از تلويزيونهای كابلی فعلی خواهد بود كه با استفاده از يك شبكع مجزا و فناوری فشرده سازی MPEG در حال كار هستند. از طرف ديگر، ارائه دهندگان خدمات و دريافت كنندگان آن، هردو از كار باشبكه مجزا خلاص میشوند و با يك شبكه تماس نيازهايشان را برآورده میكنند.
كارشناسان معتقدند در صورت رواج اين فناوری كاربران زيادی به استفاده از خطوط پر سرعت اينترنت مثلا DSL روی خواهند آورد و اين امر، باعث گسترش و تقويت شبكههای دسترسی به اينترنت خواهد شد.
نوشته شده توسط مهراد در دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت 13:30 | لينک ثابت |
سال 1999، هنگامی كه شان فنينگ (Shawn Faning)، دانشجوی 18 ساله علوم رايانه، 3 ماه از وقت خود را به طور كامل صرف نوشتن يك برنامه برای اشتراك فايل كرد، هيچ كس تصور نمیكرد اين جوان بتواند خود و كار خودرا در تاريخ اينترنت ثبت كند.
در آن زمان شان با ديدن اتاقهای گفتوگو و درخواست كاربران مختلف برای تبادل فايل با يكديگر به فكر نوشتن برنامهای افتاد كه بتواند اين امكانات را فراهم كرده و از طرف ديگر امكان جستوجو ميان فايلها را هم برای كاربران ايجاد كند.
وی با استفاده از رايانهای كه از عمويش هديه گرفته بود روی اين پروژه كار كرد. در مقاطعی او حتی 60 ساعت متوالی نخوابيد و فقط مشغول نوشتن كد برنامه بود تا نرمافزار مورد نظرش را متولد كرده و آن نرمافزار چيزی نبود جز نپستر (Napster).
نپستر نرمافزاری بود كه به كاربران مختلف اجازه ثبت نام و سپس Login میداد. پس از آن هر كاربر میتوانست مجموعه فايلهای موسيقی مورد نظر خود را كه روی هارد ديسك رايانه خود دارد با ديگران به اشتراك بگذارد. هر كاربر اين امكان را داشت كه در ميان فايلهای به اشتراك گذاشته شده توسط كاربران مختلف به جستوجوی موسيقی مورد نظر خود بپردازد و پس از يافتن آن شروع به دريافت فايل كند. همچنين اين امكان وجود داشت كه كاربران عضو اين نرم افزار به گفتوگو با يكديگر نيز بپردازند. كاربران میتوانستند تنها با داشتن بخشی از نام آهنگ يا نوازنده يا خواننده آن، فايل مربوط را جستوجو كنند و ان را روی هارد فرد ديگری در گوشه ديگری از دنيا بيابند و آن را دريافت كنند.
استفاده از نپستر به شدت در ميان كاربران رشد كرد به گونهای كه در مدتی كوتاه اين نرمافزار درصدر نرمافزارهای سايت Download قرار گرفت و از مرز 60 ميليون كاربر گذشت، اما اين خوشی مدت زيادی دوام نياورد. شركتهای بزرگ توليد كننده سیدیهای موسيقی به دليل نقض حق كپیرايت از نپستر شكايت كردند. درواقع حضور نپستر و امكان تبادل رايگان موسيقی ميان تعداد زيادی از كاربران باعث شده بود آنها در فروش خود دچار مشكل شوند. بسياری از كاربران ديگر برای خريد آلبوم مورد علاقه خود پولی نمیپرداختند. بلكه به فاصله كمی از انتشار، آن را روی نپستر میافتند و دريافت میكردند. شكايات زيادی مطرح شد و نپستر به دادگاه احضار شد. پس از چندبار تشكيل جلسه دادگاه و بحث و بررسیهای مختلف، دادگاه حكم به محكوميت نپستر داد و در سال 2001 نپستر مجبور شد فعاليت خود را متوقف كند و تنها اجازه مبادله فايلهای بدون حق كپی را بدهد. اين حكم عملا نپستر را متوقف و كاربران را از دور آن پراكنده كرد.
اما همچنان نام نپستر و لوگوی آن كه به شكل سر يك گربه است، ميان كاربران شهرت خود را حفظ كرد.
چند روز اخير اخبار جديدی از نپستر به گوش میرسد. ظاهرا نسخه جديدی از نپستر با نام Napster2.0 تا كريسمس به بازار عرضه خواهد شد، اما با وجود اين كه اين نسخه جديد نام نپستر را يدك خواهد كشيد اما تشابه زيادی به آن نخواهد داشت. Napster2.0 از پشتيبانی پنج شركت بزرگ تهيه و توزيع آلبومهای موسيقی برخوردار خواهد بود و بسياری از ماركها و لوگوهای شركتهای بزرگ و كوچك ديگر را در خود خواهد داشت. سرويس اين نرمافزار هم رايگان نخواهد بود. بلكه كاربران بايد برای آن پول بپردازند.
بعضی فايلهای موسيقی محدوديتهايی خواهند داشت و به هر شكلی قابل استفاده نخواهند بود. مثلا درباره تعداد دفعات اجازه نوشتن فايل روی يك سیدی يا يك player ديجيتالی محدوديت ايجاد خواهد شد. Napster2.0 به كاربران اجازه خواهد داد تا با پرداخت حق عضويت ماهانه و يا پرداخت برای هر فايل، به دريافت فايلهای مورد نظر خود بپردازند. هنوز درباره هزينه دريافت هر فايل صحبتی نشده است. اما مديران نپستر گفتهاند كه ميزان اين هزينه تفاوت زيادی با هزينه ديگر سرويسهای مشابه ارائه كننده فايلهای موسيقی نخواهد داشت. در حال حاضر كمترين هزينه برای دريافت يك فايل 79 سنت است. بعضی سرويسها بيش از يك دلار برای دريافت برخی آهنگها شارژ كرده و برای دريافت يك آلبوم كامل كمتر از 8 دلار طلب میكنند.
گفته میشود كه نپستر با حدود 500000 track كار خود را اغاز خواهد كرد و در همان ابتدای كار نسبت به رقبايی همچون Buy Music كه حدود 300هزار ترانه را در اختيار دارند جلو خواهد افتاد. سرويس نپستر همچنين راديو اينترنتی را نيز ارائه خواهد كرد.
به نظر میرسد نپستر میخواهد دوباره در ميان كاربران جايی برای خود باز كند، اما آيا كاربرانی كه نپستر را با دريافت رايگان موسيقی شناختهاند، سرويس پولی آن را نيز قبول خواهد كرد؟ آيا خواهند پذيرفت تا با پرداخت حق عضويتی هرچند ناچيز به جمع كاربران نپستر بازگردند؟ و آيا نپستر خواهد توانست ركورددار تعداد كاربران شود؟ بايد منتظر بود و ديد.
در آن زمان شان با ديدن اتاقهای گفتوگو و درخواست كاربران مختلف برای تبادل فايل با يكديگر به فكر نوشتن برنامهای افتاد كه بتواند اين امكانات را فراهم كرده و از طرف ديگر امكان جستوجو ميان فايلها را هم برای كاربران ايجاد كند.
وی با استفاده از رايانهای كه از عمويش هديه گرفته بود روی اين پروژه كار كرد. در مقاطعی او حتی 60 ساعت متوالی نخوابيد و فقط مشغول نوشتن كد برنامه بود تا نرمافزار مورد نظرش را متولد كرده و آن نرمافزار چيزی نبود جز نپستر (Napster).
نپستر نرمافزاری بود كه به كاربران مختلف اجازه ثبت نام و سپس Login میداد. پس از آن هر كاربر میتوانست مجموعه فايلهای موسيقی مورد نظر خود را كه روی هارد ديسك رايانه خود دارد با ديگران به اشتراك بگذارد. هر كاربر اين امكان را داشت كه در ميان فايلهای به اشتراك گذاشته شده توسط كاربران مختلف به جستوجوی موسيقی مورد نظر خود بپردازد و پس از يافتن آن شروع به دريافت فايل كند. همچنين اين امكان وجود داشت كه كاربران عضو اين نرم افزار به گفتوگو با يكديگر نيز بپردازند. كاربران میتوانستند تنها با داشتن بخشی از نام آهنگ يا نوازنده يا خواننده آن، فايل مربوط را جستوجو كنند و ان را روی هارد فرد ديگری در گوشه ديگری از دنيا بيابند و آن را دريافت كنند.
استفاده از نپستر به شدت در ميان كاربران رشد كرد به گونهای كه در مدتی كوتاه اين نرمافزار درصدر نرمافزارهای سايت Download قرار گرفت و از مرز 60 ميليون كاربر گذشت، اما اين خوشی مدت زيادی دوام نياورد. شركتهای بزرگ توليد كننده سیدیهای موسيقی به دليل نقض حق كپیرايت از نپستر شكايت كردند. درواقع حضور نپستر و امكان تبادل رايگان موسيقی ميان تعداد زيادی از كاربران باعث شده بود آنها در فروش خود دچار مشكل شوند. بسياری از كاربران ديگر برای خريد آلبوم مورد علاقه خود پولی نمیپرداختند. بلكه به فاصله كمی از انتشار، آن را روی نپستر میافتند و دريافت میكردند. شكايات زيادی مطرح شد و نپستر به دادگاه احضار شد. پس از چندبار تشكيل جلسه دادگاه و بحث و بررسیهای مختلف، دادگاه حكم به محكوميت نپستر داد و در سال 2001 نپستر مجبور شد فعاليت خود را متوقف كند و تنها اجازه مبادله فايلهای بدون حق كپی را بدهد. اين حكم عملا نپستر را متوقف و كاربران را از دور آن پراكنده كرد.
اما همچنان نام نپستر و لوگوی آن كه به شكل سر يك گربه است، ميان كاربران شهرت خود را حفظ كرد.
چند روز اخير اخبار جديدی از نپستر به گوش میرسد. ظاهرا نسخه جديدی از نپستر با نام Napster2.0 تا كريسمس به بازار عرضه خواهد شد، اما با وجود اين كه اين نسخه جديد نام نپستر را يدك خواهد كشيد اما تشابه زيادی به آن نخواهد داشت. Napster2.0 از پشتيبانی پنج شركت بزرگ تهيه و توزيع آلبومهای موسيقی برخوردار خواهد بود و بسياری از ماركها و لوگوهای شركتهای بزرگ و كوچك ديگر را در خود خواهد داشت. سرويس اين نرمافزار هم رايگان نخواهد بود. بلكه كاربران بايد برای آن پول بپردازند.
بعضی فايلهای موسيقی محدوديتهايی خواهند داشت و به هر شكلی قابل استفاده نخواهند بود. مثلا درباره تعداد دفعات اجازه نوشتن فايل روی يك سیدی يا يك player ديجيتالی محدوديت ايجاد خواهد شد. Napster2.0 به كاربران اجازه خواهد داد تا با پرداخت حق عضويت ماهانه و يا پرداخت برای هر فايل، به دريافت فايلهای مورد نظر خود بپردازند. هنوز درباره هزينه دريافت هر فايل صحبتی نشده است. اما مديران نپستر گفتهاند كه ميزان اين هزينه تفاوت زيادی با هزينه ديگر سرويسهای مشابه ارائه كننده فايلهای موسيقی نخواهد داشت. در حال حاضر كمترين هزينه برای دريافت يك فايل 79 سنت است. بعضی سرويسها بيش از يك دلار برای دريافت برخی آهنگها شارژ كرده و برای دريافت يك آلبوم كامل كمتر از 8 دلار طلب میكنند.
گفته میشود كه نپستر با حدود 500000 track كار خود را اغاز خواهد كرد و در همان ابتدای كار نسبت به رقبايی همچون Buy Music كه حدود 300هزار ترانه را در اختيار دارند جلو خواهد افتاد. سرويس نپستر همچنين راديو اينترنتی را نيز ارائه خواهد كرد.
به نظر میرسد نپستر میخواهد دوباره در ميان كاربران جايی برای خود باز كند، اما آيا كاربرانی كه نپستر را با دريافت رايگان موسيقی شناختهاند، سرويس پولی آن را نيز قبول خواهد كرد؟ آيا خواهند پذيرفت تا با پرداخت حق عضويتی هرچند ناچيز به جمع كاربران نپستر بازگردند؟ و آيا نپستر خواهد توانست ركورددار تعداد كاربران شود؟ بايد منتظر بود و ديد.
نوشته شده توسط مهراد در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 ساعت 17:11 | لينک ثابت |
اواخر شهريور ماه خبری در سايتهای خبری منتشر شد كه نشان از حضور مايكروسافت در يك عرصه جديد میداد. مايكروسافت قصد دارد با سرمايه گذاری در زمينه موتورهای جستوجو (Search Engines)، رتبه اول را از آن خود كند و گوگل را پشت سر بگذارد. مديران مايكروسافت تصميم گرفتهاند كه سياست خود را در زمينه جستوجو در وب تغيير دهند و تنها به همكاری با بعضی موتورهای جستوجو مانند overture يا inktomi بسنده نكنند و خود به توليد يك موتور جستوجو بپردازند. هنوز مشخص نشده است كه مايكروسافت به چه ميزان ميخواهد از فناوری جستوجو استفاده كند. اما كرك كونيگس باور مدير استراتژی سايت MSN، موتور جستوجوی فعلی مايكروسافت میگويد كه توسعه فناوری جستوجو در مجموعه همين سايت يعنی MSN.com صورت خواهد گرفت. محققان میگويند اين تصميم ناشی از آن است مايكروسافت قصد دارد فناوری جستوجو را بخشی از بزرگترين محصول خوديعنی ويندوز كند. بنابراين نمیخواهد اين فناوری متعلق به كس ديگری باشد.
متخصصان معتقدند با توجه به توانايی نرمافزار اين شركت در صورت تمركز روی موضوع جستوجو در وب و هزينه كردن 50 ميليارد دلار میتواند هر رقيبی را برای سالهای بعد از گردونه رقابت خارج كند.
به نظر میرسد كه مايكروسافت نسبت به اين تصميم بسيار جدی است. مديران اين شركت فكر میكنند كه اين فناوری هنوز در ابتدای راه خود است. مونيگس باور در اين باره میگويد: « موتورهای جستوجو در حال حاضر خوب عمل میكنند، اما كامل نيستند. امروزه بيشتر نتايج جستوجو با چيزی كه كاربران به دنبال آن میگردند، منطبق نيست. »
وی اضافه میكند كه مايكروسافت قصد دارد نتايج جستوجو را برای هر كاربر بنابر علايق و جستوجو پيشين وی ارايه كند. بعضی حتی از استفاده از اين فناوری در ويندوز longhorn خبر میدهند.
البته اين اولين بار نيست كه مايكروسافت قصد كرده در اين زمينه سرمايه گذاری كند. در سال 97 اين شركت با مشاركت inktomi، MSN پايه گذاری كرد، اما حالا به اين نتيجه رسيده است كه فناوری خاص خود را در اين زمينه داشته باشد تا بتواند همه را پشت سر بگذارد. شايد در نگاه اول اين كار كمی عجيب به نظر برسد. غول دنيای نرمافزار چه نيازی به كسب قدرت اول جستوجو در وب دارد؟
مروری بر آمار موتورهای جستوجو پاسخگوی اين پرسش است.
آيا میدانيد كه در هر روز چند عمليات جستوجو روی موتورهای جستوجو صورت میپذيرد؟ گوگل و شركايش در هر روز به بيش از 250ميليون درخواست جستوجو پاسخ میدهند. Overtrue با 167ميليون و Inktomi با حدود 80 ميليون درخواست در ردههای بعدی قرار دارند. در ضمن اين ارقام متعلق به فوريه 2003 يعنی حدود 7 ماه پيش است كه تا به حال افزايش پيدا كردهاند.
از مجموع جستوجوهای صورت گرفته كه در ماه مه سال 2003 (ارديبهشت ماه امسال ) گوگل توانسته است 32درصد كاربران را به خود جلب كند. ياهو با 25 درصد، AOL با 19 درصد و MSN با 15 درصد در ردههای دوم تا چهارم قرار گرفتهاند. از آنجا كه بسياری از موتورهای جستوجو هنگام توليد نتايج از ديگران كمك میگيرند، اگر بخواهيم نتايج بالا را به دقت بيان كنيم بايد بگوييم كه 76 درصد نتايج جستوجو به مدد گوگل و 15 درصد با استفاده از MSN به دست آمدهاند، چون گوگل نتايج را برای ياهو و AOL تامين میكند.
اما از نظر محبوبيت در ميان كاربران امريكايی مطابق با آمار تهيه شده در ژانويه 2003 (دی ماه 1381) گوگل يا 5/29 درصد در مقام اول قرار دارد. ياهو با كمی فاصله با 9/28 درصد دوم است و MSN نيز با كسب 6/27 درصد كابران در مقام سوم جای دارد. پس از آنها AOL، Ask jeeves و Overtrue قرار دارند.
آمار بعدی نشانگر مجموع تعداد ساعاتی است كه كاربران مختلف تا به حال روی موتورهای جستوجوی مختلف به جستوجو پرداختهاند. مقام اول بازم در اختيار گوگل است. تا ژانويه 2003 كاربران در مجموع7/18 ميليون ساعت را در اين سايت صرف كردهاند. AOL با 5/15 ميليون ساعت، ياهو 1/7 ميليون و MSN با 4/5 ميليون ساعت در رتبههای دوم تا چهارم قرار دارند.
حالا متوجه شديد كه چرا مايكروسافت تصميم به سرمايه گذاری جدی روی توليد فناوری جستوجوی مخصوص به خود گرفته است. نگاهی به آمار نشان میدهد كه گوگل در حال حاضر در بيشتر موارد رتبه اول را در دست دارد و بخوبی توانسته است كاربران را به خود جلب كند و MSN هميشه در رتبههای بعدی قرار دارد. مايكروسافت نمیتواند از تعداد زياد كاربران اينترنت و مراجعان به سايتهای جستوجو صرفه نظر كند. او میخواهد اين بازار را هم از آن خود كند و در اين راه از هيچ تلاشی فروگذار نمیكند. سيستم عامل مايكروسافت با وجود تمامی مشكلات و معايبش توانسته است 95 درصد رايانههای شخصی را در اختيار بگيرد. اما موتورهای جستوجوی MSN هم خواهد توانست گوگل را شكست دهد و كاربران وب را به خود جلب كند؟
متخصصان معتقدند با توجه به توانايی نرمافزار اين شركت در صورت تمركز روی موضوع جستوجو در وب و هزينه كردن 50 ميليارد دلار میتواند هر رقيبی را برای سالهای بعد از گردونه رقابت خارج كند.
به نظر میرسد كه مايكروسافت نسبت به اين تصميم بسيار جدی است. مديران اين شركت فكر میكنند كه اين فناوری هنوز در ابتدای راه خود است. مونيگس باور در اين باره میگويد: « موتورهای جستوجو در حال حاضر خوب عمل میكنند، اما كامل نيستند. امروزه بيشتر نتايج جستوجو با چيزی كه كاربران به دنبال آن میگردند، منطبق نيست. »
وی اضافه میكند كه مايكروسافت قصد دارد نتايج جستوجو را برای هر كاربر بنابر علايق و جستوجو پيشين وی ارايه كند. بعضی حتی از استفاده از اين فناوری در ويندوز longhorn خبر میدهند.
البته اين اولين بار نيست كه مايكروسافت قصد كرده در اين زمينه سرمايه گذاری كند. در سال 97 اين شركت با مشاركت inktomi، MSN پايه گذاری كرد، اما حالا به اين نتيجه رسيده است كه فناوری خاص خود را در اين زمينه داشته باشد تا بتواند همه را پشت سر بگذارد. شايد در نگاه اول اين كار كمی عجيب به نظر برسد. غول دنيای نرمافزار چه نيازی به كسب قدرت اول جستوجو در وب دارد؟
مروری بر آمار موتورهای جستوجو پاسخگوی اين پرسش است.
آيا میدانيد كه در هر روز چند عمليات جستوجو روی موتورهای جستوجو صورت میپذيرد؟ گوگل و شركايش در هر روز به بيش از 250ميليون درخواست جستوجو پاسخ میدهند. Overtrue با 167ميليون و Inktomi با حدود 80 ميليون درخواست در ردههای بعدی قرار دارند. در ضمن اين ارقام متعلق به فوريه 2003 يعنی حدود 7 ماه پيش است كه تا به حال افزايش پيدا كردهاند.
از مجموع جستوجوهای صورت گرفته كه در ماه مه سال 2003 (ارديبهشت ماه امسال ) گوگل توانسته است 32درصد كاربران را به خود جلب كند. ياهو با 25 درصد، AOL با 19 درصد و MSN با 15 درصد در ردههای دوم تا چهارم قرار گرفتهاند. از آنجا كه بسياری از موتورهای جستوجو هنگام توليد نتايج از ديگران كمك میگيرند، اگر بخواهيم نتايج بالا را به دقت بيان كنيم بايد بگوييم كه 76 درصد نتايج جستوجو به مدد گوگل و 15 درصد با استفاده از MSN به دست آمدهاند، چون گوگل نتايج را برای ياهو و AOL تامين میكند.
اما از نظر محبوبيت در ميان كاربران امريكايی مطابق با آمار تهيه شده در ژانويه 2003 (دی ماه 1381) گوگل يا 5/29 درصد در مقام اول قرار دارد. ياهو با كمی فاصله با 9/28 درصد دوم است و MSN نيز با كسب 6/27 درصد كابران در مقام سوم جای دارد. پس از آنها AOL، Ask jeeves و Overtrue قرار دارند.
آمار بعدی نشانگر مجموع تعداد ساعاتی است كه كاربران مختلف تا به حال روی موتورهای جستوجوی مختلف به جستوجو پرداختهاند. مقام اول بازم در اختيار گوگل است. تا ژانويه 2003 كاربران در مجموع7/18 ميليون ساعت را در اين سايت صرف كردهاند. AOL با 5/15 ميليون ساعت، ياهو 1/7 ميليون و MSN با 4/5 ميليون ساعت در رتبههای دوم تا چهارم قرار دارند.
حالا متوجه شديد كه چرا مايكروسافت تصميم به سرمايه گذاری جدی روی توليد فناوری جستوجوی مخصوص به خود گرفته است. نگاهی به آمار نشان میدهد كه گوگل در حال حاضر در بيشتر موارد رتبه اول را در دست دارد و بخوبی توانسته است كاربران را به خود جلب كند و MSN هميشه در رتبههای بعدی قرار دارد. مايكروسافت نمیتواند از تعداد زياد كاربران اينترنت و مراجعان به سايتهای جستوجو صرفه نظر كند. او میخواهد اين بازار را هم از آن خود كند و در اين راه از هيچ تلاشی فروگذار نمیكند. سيستم عامل مايكروسافت با وجود تمامی مشكلات و معايبش توانسته است 95 درصد رايانههای شخصی را در اختيار بگيرد. اما موتورهای جستوجوی MSN هم خواهد توانست گوگل را شكست دهد و كاربران وب را به خود جلب كند؟
نوشته شده توسط مهراد در جمعه هفدهم فروردین 1386 ساعت 2:33 | لينک ثابت |
آيا برنامه درسي مبتني بر فن آوري جديد جايگزين برنامه درسي سنتي خواهد شد و آيا اينكار ضرورت دارد؟ بعضي نگران اين جايگزيني هستند و معتقدند چنين برنامه اي شرايط تفريح را براي دانش آموزان فراهم مي كند و آنها را وارد سيلابي از اطلاعات مي كند كه بيشتر آنها نامرتبط و كم اهميت است. بعضي ديگر مي گويند فن آوريهاي «مملو از تصوير» خواندن را بيش از گذشته به حاشيه مي رانند.
ـمنتقدان کامپيوتر و اينتر نت معتقدند که با توسعه فناوری نوين ؛اختصاص فرصت بيشتر براي دستيابي به اطلاعات جايگزين تفكر درباب معني اطلاعات مي شود. آن ها کامپيوتر را با کتاب مقايسه می کنند و می گويند که اطلاعات دركتابها بطور دقيق انتخاب شده اند و بطور منطقي به آموزش سلسله مراتب دانش كمك مي كنند ولي اطلاعات الكترونيكي اينچنين نيستند. دستيابي آسان به اطلاعات دانش آموزان را از رنج تحقيق و پذيرش انتقاد ، آزاد مي كند ولي در عين حال وقت آنها را صرف تفكر نمي كند .
Postman فيلسوف آمريکايي مي گويد « ممكنست تعليم و تربيت كامپيوتري دانش آموزان را درنظام بوروكراسي صاحب شغل گرداند ، ولي لزوما از آنها شهرونداني با تفكرا نتقادي نمي سازد كه بتوانند در يك نظام دموكراتيك مشاركت كنند.. »
ـ از طرف ديگر مدافعان برنامه درسي كامپيوتري مي گويند مشكلات مطرح شده قابل حل است و نبايد انتظار داشت كه مدرسه فورا با فن آوري كاملا منطبق شود. آنها مي گويند اين فن آوريها فضاي منزل و محل كاررا فرا گرفته اند، پس چرا مدرسه را فرانگيرند؟ همچنين آنها فوايد فراوان و واقعي كامپيوتر ها را ذكر مي كنند : «كامپيوترها علائق گسترده اي را نسبت به مدرسه ايجاد مي كنند، روشهاي يادگيري متنوع ارائه مي دهند، با آموزش متون به طرف مختلف، دروس را تقويت مي كنند و سرعت آموزش را بالا مي برند.
اگر که سخن Postman در باب اينترنت و رها کردن آن ها از عرصه تفکر و تامل قابل مناقشه باشد؛ اين نکته قابل ذکر است که يکی از آفات اينترنت برای دانش آموزان و دانشجويان رو آوردن آن ها به استفاده از تحقيق ديگران و نپرداختن خود به امر تحقيق می باشد.
در مقاله ای در وبلاگ آهوی سه گوش آمده است: برخي از دانشجويان راه ميانبر و كوتاه خريد و كپي پروژههاي درسي كه در اينترنت قرار داده شده است را انتخاب ميكنند و با تايپ نام خود در ابتداي پروژه آن را به نام خود به استاد تحويل ميدهند.
حداقل 100 ايستگاه تقلب در اينترنت وجود دارد و غالب آنها پروژه هاي دروس آكادميك را به رايگان و يا در مقابل مبلغ بسيار كمي در اختيار مراجعان قرار ميدهند.
استادان دانشگاهها ميگويند آنها ميدانند تعدادي از پروژه هاي درسي كه به آنان تحويل داده ميشود توسط دانشجويان تهيه نشده و بيشترين زحمتي را كه متحمل شدهاند تغيير نام نويسنده و تايپ اسم خود در اول مقاله است . آنها اعتقاد دارند تا زماني كه منابعي مانند اينترنت در اختيار دانشجويان قرار دارد راه ميان بر و آسان هميشه تقلب است.
نتايج يك بررسي و نظرسنجي غيررسمي از دانشجويان نشان ميدهد كه استفاده از نوشته هاي ديگران و تحويل پروژههاي درسي آنان به نام خود به شدت در ميان دانشجويان رواج دارد.
انجام هر جستجوي ساده در مورد مطالب درسي در اينترنت بيش از 50 آدرس در اختيار مراجعه كننده قرار ميدهد، سايتهايي مانند Cyberessays و School Sucks و House of Cheat كه در هر يك از آنها صدها پروژه درسي قرار داده شده است. دانشجويان به وضوح ميدانند تحويل هر يك از پروژههاي اينترنت دريافت نمره قبولي را تضمين ميكند.
تعدادي از اين ايستگاهها مطالب خود را به فروش ميرسانند. ارزش يك پروژه پايان ترم دانشگاهي از چند دلار شروع شده و گاهي به 300 دلار آمريكايي ميرسد اگر چه بسياري از مقالات را ميتوان به رايگان دريافت كرددر دوران اينترنت تقلب در پروژه هاي درسي آسان است، در اينترنت مقالات و متوني درباره زيست شناسي، ادبيات، فيزيك، رياضي، و تقريبا تمام مطالب درسي قرار داده شده است؛ اگر مطلب مورد نظر پيدا نشد كساني آمادگي آن را دارند تا در مقابل پرداخت وجه پروژه شما را تهيه كنند. طيف مراجعه كنندگان به ايستگاههاي تقلب را دانشجويان تنبل ـ كساني كه توانايي تحقيق و مطالعه ندارند ـ تشكيل ميدهد، اگر چه عموم به آنها به ديده "زرنگ" نگاه ميكنند ولي كاملا مشخص است كه "زرنگي" آنان در تقلب است نه در درس. متخصصان ميگويند روزانه هزاران دانشجو در سراسر جهان در پي يافتن مطالب درسي به جاي مراجعه به كتاب و كتابخانه و به كارگيري مغز و افكار خود، در اينترنت به دنبال شكار پروژه خود ميگردند.
سوزان برتكيو كمك استاد دانشگاه تورنتو به دانشجويان سال آخر درس ميدهد. او ميگويد بيماري مسري خريد پروژه هاي درسي مانند ويروس در ميان دانشجويان شايع است و هر كسي به هر دليلي كه نتواند در موعد مقرر پروژه خود را تحويل دهد با نزديك شدن زمان اتمام مهلت در نهايت مايوسانه مجبور خواهد شد تا آن را به نحوي تهيه نمايد، ساده ترين راه رسيدن به مقصد و حل مشكل، خريد و يا كپي آن از اينترنت است و ما با آن كاملا آشنا هستيم.
وقتي استادي به نوشته دانشجويي با دودلي مينگرد و به صداقت او شك ميكند ميتواند از او بخواهد تا در امتحان شفاهي شركت كرده و به سئوالات او حضورا پاسخ دهد. اگر دانشجويي نتواند در امتحان حضوري رضايت استاد خود را به دست آورد نوبت شروع مشكلات فرا رسيده است.
سال گذشته فقط در دانشكده سنت جرج كه بخشي از دانشگاه تورنتو است 163 دانشجو به علت تقلب در انجام تكاليف درسي مورد مواخذه قرار گرفتند كه از ميان آنها 19 نفر اقرار كردند كه نوشتههاي خود را خريده و يا از اينترنت كپي كردهاند. مسئولان دانشگاه پس از اعتراف دانشجويان به تقلب برابر مقررات جاري جهت تنبيه، ميتوانند آنان را تا يكسال از حضور در كلاس درس محروم كنند.
آنا كوربانكوف استاد دانشكده فني دانشگاه تورنتو ميگويد يكي از دانشجويان دختر كلاس را در هنگامه خريد نسخ هاي از پروژه درسي كه از اينترنت دريافت شده بود ديدم. او متني مملو از لغات غير معمول و خارج از توانايي خود را به من تحويل داد، لحظاتي بعد با اندكي جستجو پروژه درسي او را در اينترنت يافتم، حالا مقامات دانشگاه مشغول بررسي و تحقيق در مورد تقلب او هستند.
دانشگاه بوستون شديد ترين عكسالعمل را در مورد صاحبان ايستگاههاي تقلب نشان داده است. در سال 1997 اين دانشگاه مسئولان 5 سايت را به علت قرار دادن پروژههاي درسي امتحانات ترم در اينترنت تحت تعقيب قرار داد و عليه آنان به مقامات قضايي آمريكا شكايت كرد. پس از مطرح شدن موضوع در دادگاه، قاضي، شكايت دانشگاه را بي اساس تشخيص داد و راي صادر نكرد. صاحبان ايستگاههاي تقلب اينترنت كه Term-Paper mills خوانده ميشوند ادعا دارند كه از اين راه به كسب و كار مشغول هستند و انتظار دارند كه مراجعه كنندگان از مطالب آنها به عنوان منبع و مرجع استفاده كنند. صاحب يكي از سايتهايي كه دانشگاه بوستون عليه او شكايت كرده مايكل ونپلاتو و سايت www.a1termpaper.com واقع در فيلادلفياست، او ميگويد روزانه چندين تلفن از ايالتهاي مختلف دريافت ميكند و همه آنها درخواست خريد تكاليف درسي را دارند. سايت ديگر schoolsucks.com است كه بزرگترين سايت رايگان پروژههاي درسي با 7000 متن است. صاحب ايستگاه، Sahr مرد 31 سالهاي است كه قبلا دانشجوي روزنامه نگاري بود. او ميگويد درآمد من از سايت از درآمد اغلب مديران مدارس بيشتر است و سايت هر روز بيش از 15000 نفر بازديد كننده )كه 20% آنان كانادايي هستند( دارد و آنان در هر ماه 8/1 ميليون پروژه را كپي ميكنند. تقريبا در هر موردي كه نياز به تهيه پروژه درسي باشد در اين سايت يافت ميشود.
نياز به تقلب و كمك از سوي دانشجويان جهت اتمام و انجام تكاليف درسي هميشه سوءاستفاده كنندگان را تشويق كرده است. قبل از حضور اينترنت، بخش نيازمندي روزنامه ها و نشريات مملو از آگهيهاي گوناگون فروش تكاليف درسي بود. در اين آگهي ها شركتها و افراد اظهار آمادگي ميكردند تا پروژههاي درسي دانش آموزان و دانشجويان را تهيه نمايند. در سال 1989 دانشگاه يورك با حمايت 15 دانشگاه و مراكز آموزش عالي از پليس تورنتو خواست كه شركت Term paper را به دليل فروش و تهيه پروژههاي دانشگاهي مورد بازجويي قرار دهد. در يورش پليس اسامي تعداد بيشماري از مشتريان شركت كه در مراكز آموزش عالي سراسر كانادا مشغول تحصيل بودند به دست آمد و در اختيار مسئولان دانشگاهها قرار گرفت.
مشكل تقلب از اينترنت و كپي پروژههاي درسي از آن را چندي قبل كمپاني IntegriGuard مستقر در پنسيلوانيا حل كرده است. اين شركت از هر استاد دانشگاه و كالج ماهيانه 15 دلار حق عضويت دريافت ميكند و در مقابل به او اجازه ميدهد كه با مراجعه به سايت آنان پروژه هاي درسي مشكوك را با بانك اطلاعاتي پروژههاي ايستگاه مقايسه نمايد.
ـمنتقدان کامپيوتر و اينتر نت معتقدند که با توسعه فناوری نوين ؛اختصاص فرصت بيشتر براي دستيابي به اطلاعات جايگزين تفكر درباب معني اطلاعات مي شود. آن ها کامپيوتر را با کتاب مقايسه می کنند و می گويند که اطلاعات دركتابها بطور دقيق انتخاب شده اند و بطور منطقي به آموزش سلسله مراتب دانش كمك مي كنند ولي اطلاعات الكترونيكي اينچنين نيستند. دستيابي آسان به اطلاعات دانش آموزان را از رنج تحقيق و پذيرش انتقاد ، آزاد مي كند ولي در عين حال وقت آنها را صرف تفكر نمي كند .
Postman فيلسوف آمريکايي مي گويد « ممكنست تعليم و تربيت كامپيوتري دانش آموزان را درنظام بوروكراسي صاحب شغل گرداند ، ولي لزوما از آنها شهرونداني با تفكرا نتقادي نمي سازد كه بتوانند در يك نظام دموكراتيك مشاركت كنند.. »
ـ از طرف ديگر مدافعان برنامه درسي كامپيوتري مي گويند مشكلات مطرح شده قابل حل است و نبايد انتظار داشت كه مدرسه فورا با فن آوري كاملا منطبق شود. آنها مي گويند اين فن آوريها فضاي منزل و محل كاررا فرا گرفته اند، پس چرا مدرسه را فرانگيرند؟ همچنين آنها فوايد فراوان و واقعي كامپيوتر ها را ذكر مي كنند : «كامپيوترها علائق گسترده اي را نسبت به مدرسه ايجاد مي كنند، روشهاي يادگيري متنوع ارائه مي دهند، با آموزش متون به طرف مختلف، دروس را تقويت مي كنند و سرعت آموزش را بالا مي برند.
اگر که سخن Postman در باب اينترنت و رها کردن آن ها از عرصه تفکر و تامل قابل مناقشه باشد؛ اين نکته قابل ذکر است که يکی از آفات اينترنت برای دانش آموزان و دانشجويان رو آوردن آن ها به استفاده از تحقيق ديگران و نپرداختن خود به امر تحقيق می باشد.
در مقاله ای در وبلاگ آهوی سه گوش آمده است: برخي از دانشجويان راه ميانبر و كوتاه خريد و كپي پروژههاي درسي كه در اينترنت قرار داده شده است را انتخاب ميكنند و با تايپ نام خود در ابتداي پروژه آن را به نام خود به استاد تحويل ميدهند.
حداقل 100 ايستگاه تقلب در اينترنت وجود دارد و غالب آنها پروژه هاي دروس آكادميك را به رايگان و يا در مقابل مبلغ بسيار كمي در اختيار مراجعان قرار ميدهند.
استادان دانشگاهها ميگويند آنها ميدانند تعدادي از پروژه هاي درسي كه به آنان تحويل داده ميشود توسط دانشجويان تهيه نشده و بيشترين زحمتي را كه متحمل شدهاند تغيير نام نويسنده و تايپ اسم خود در اول مقاله است . آنها اعتقاد دارند تا زماني كه منابعي مانند اينترنت در اختيار دانشجويان قرار دارد راه ميان بر و آسان هميشه تقلب است.
نتايج يك بررسي و نظرسنجي غيررسمي از دانشجويان نشان ميدهد كه استفاده از نوشته هاي ديگران و تحويل پروژههاي درسي آنان به نام خود به شدت در ميان دانشجويان رواج دارد.
انجام هر جستجوي ساده در مورد مطالب درسي در اينترنت بيش از 50 آدرس در اختيار مراجعه كننده قرار ميدهد، سايتهايي مانند Cyberessays و School Sucks و House of Cheat كه در هر يك از آنها صدها پروژه درسي قرار داده شده است. دانشجويان به وضوح ميدانند تحويل هر يك از پروژههاي اينترنت دريافت نمره قبولي را تضمين ميكند.
تعدادي از اين ايستگاهها مطالب خود را به فروش ميرسانند. ارزش يك پروژه پايان ترم دانشگاهي از چند دلار شروع شده و گاهي به 300 دلار آمريكايي ميرسد اگر چه بسياري از مقالات را ميتوان به رايگان دريافت كرددر دوران اينترنت تقلب در پروژه هاي درسي آسان است، در اينترنت مقالات و متوني درباره زيست شناسي، ادبيات، فيزيك، رياضي، و تقريبا تمام مطالب درسي قرار داده شده است؛ اگر مطلب مورد نظر پيدا نشد كساني آمادگي آن را دارند تا در مقابل پرداخت وجه پروژه شما را تهيه كنند. طيف مراجعه كنندگان به ايستگاههاي تقلب را دانشجويان تنبل ـ كساني كه توانايي تحقيق و مطالعه ندارند ـ تشكيل ميدهد، اگر چه عموم به آنها به ديده "زرنگ" نگاه ميكنند ولي كاملا مشخص است كه "زرنگي" آنان در تقلب است نه در درس. متخصصان ميگويند روزانه هزاران دانشجو در سراسر جهان در پي يافتن مطالب درسي به جاي مراجعه به كتاب و كتابخانه و به كارگيري مغز و افكار خود، در اينترنت به دنبال شكار پروژه خود ميگردند.
سوزان برتكيو كمك استاد دانشگاه تورنتو به دانشجويان سال آخر درس ميدهد. او ميگويد بيماري مسري خريد پروژه هاي درسي مانند ويروس در ميان دانشجويان شايع است و هر كسي به هر دليلي كه نتواند در موعد مقرر پروژه خود را تحويل دهد با نزديك شدن زمان اتمام مهلت در نهايت مايوسانه مجبور خواهد شد تا آن را به نحوي تهيه نمايد، ساده ترين راه رسيدن به مقصد و حل مشكل، خريد و يا كپي آن از اينترنت است و ما با آن كاملا آشنا هستيم.
وقتي استادي به نوشته دانشجويي با دودلي مينگرد و به صداقت او شك ميكند ميتواند از او بخواهد تا در امتحان شفاهي شركت كرده و به سئوالات او حضورا پاسخ دهد. اگر دانشجويي نتواند در امتحان حضوري رضايت استاد خود را به دست آورد نوبت شروع مشكلات فرا رسيده است.
سال گذشته فقط در دانشكده سنت جرج كه بخشي از دانشگاه تورنتو است 163 دانشجو به علت تقلب در انجام تكاليف درسي مورد مواخذه قرار گرفتند كه از ميان آنها 19 نفر اقرار كردند كه نوشتههاي خود را خريده و يا از اينترنت كپي كردهاند. مسئولان دانشگاه پس از اعتراف دانشجويان به تقلب برابر مقررات جاري جهت تنبيه، ميتوانند آنان را تا يكسال از حضور در كلاس درس محروم كنند.
آنا كوربانكوف استاد دانشكده فني دانشگاه تورنتو ميگويد يكي از دانشجويان دختر كلاس را در هنگامه خريد نسخ هاي از پروژه درسي كه از اينترنت دريافت شده بود ديدم. او متني مملو از لغات غير معمول و خارج از توانايي خود را به من تحويل داد، لحظاتي بعد با اندكي جستجو پروژه درسي او را در اينترنت يافتم، حالا مقامات دانشگاه مشغول بررسي و تحقيق در مورد تقلب او هستند.
دانشگاه بوستون شديد ترين عكسالعمل را در مورد صاحبان ايستگاههاي تقلب نشان داده است. در سال 1997 اين دانشگاه مسئولان 5 سايت را به علت قرار دادن پروژههاي درسي امتحانات ترم در اينترنت تحت تعقيب قرار داد و عليه آنان به مقامات قضايي آمريكا شكايت كرد. پس از مطرح شدن موضوع در دادگاه، قاضي، شكايت دانشگاه را بي اساس تشخيص داد و راي صادر نكرد. صاحبان ايستگاههاي تقلب اينترنت كه Term-Paper mills خوانده ميشوند ادعا دارند كه از اين راه به كسب و كار مشغول هستند و انتظار دارند كه مراجعه كنندگان از مطالب آنها به عنوان منبع و مرجع استفاده كنند. صاحب يكي از سايتهايي كه دانشگاه بوستون عليه او شكايت كرده مايكل ونپلاتو و سايت www.a1termpaper.com واقع در فيلادلفياست، او ميگويد روزانه چندين تلفن از ايالتهاي مختلف دريافت ميكند و همه آنها درخواست خريد تكاليف درسي را دارند. سايت ديگر schoolsucks.com است كه بزرگترين سايت رايگان پروژههاي درسي با 7000 متن است. صاحب ايستگاه، Sahr مرد 31 سالهاي است كه قبلا دانشجوي روزنامه نگاري بود. او ميگويد درآمد من از سايت از درآمد اغلب مديران مدارس بيشتر است و سايت هر روز بيش از 15000 نفر بازديد كننده )كه 20% آنان كانادايي هستند( دارد و آنان در هر ماه 8/1 ميليون پروژه را كپي ميكنند. تقريبا در هر موردي كه نياز به تهيه پروژه درسي باشد در اين سايت يافت ميشود.
نياز به تقلب و كمك از سوي دانشجويان جهت اتمام و انجام تكاليف درسي هميشه سوءاستفاده كنندگان را تشويق كرده است. قبل از حضور اينترنت، بخش نيازمندي روزنامه ها و نشريات مملو از آگهيهاي گوناگون فروش تكاليف درسي بود. در اين آگهي ها شركتها و افراد اظهار آمادگي ميكردند تا پروژههاي درسي دانش آموزان و دانشجويان را تهيه نمايند. در سال 1989 دانشگاه يورك با حمايت 15 دانشگاه و مراكز آموزش عالي از پليس تورنتو خواست كه شركت Term paper را به دليل فروش و تهيه پروژههاي دانشگاهي مورد بازجويي قرار دهد. در يورش پليس اسامي تعداد بيشماري از مشتريان شركت كه در مراكز آموزش عالي سراسر كانادا مشغول تحصيل بودند به دست آمد و در اختيار مسئولان دانشگاهها قرار گرفت.
مشكل تقلب از اينترنت و كپي پروژههاي درسي از آن را چندي قبل كمپاني IntegriGuard مستقر در پنسيلوانيا حل كرده است. اين شركت از هر استاد دانشگاه و كالج ماهيانه 15 دلار حق عضويت دريافت ميكند و در مقابل به او اجازه ميدهد كه با مراجعه به سايت آنان پروژه هاي درسي مشكوك را با بانك اطلاعاتي پروژههاي ايستگاه مقايسه نمايد.
نوشته شده توسط مهراد در جمعه دهم فروردین 1386 ساعت 21:28 | لينک ثابت |
ساعت 11:30 شب است. بسيار خسته است، به طوری كه چشمانش باز نمیشوند. فردا هم از همان اول صبح كلی كار دارد. اما مگر میتواند بدون چك كردن ايميلهايش بخوابد؟ پای رايانهاش مینشيند و به اينترنت وصل میشود. با خود میگويد: فقط نيم ساعت. بعد میخوابم. چند ايميل چك میكند و چندتا هم جواب میدهد. دو سه نفر از دوستانش آنلاين هستند. شروع به صحبت با او میكنند. همزمان مشغول خواندن خبرهای روز در سايتهای مختلف است. ناگهان به طور تصادفی چشمش به گوشه پايينی سمت چپ مانيتور میافتد و ساعت سيستم را میبيند. ساعت 2:30 بامداد است و او هنوز بيدار است.
تا به حال اين اتفاق برای شما افتاده است؟ اگر پاسخ مثبت است، بايد بگويم كه علائم يك بيماری اينترنتی يعنی اعتياد به وب يا WebAddiction در شما به چشم میخورد.
هنگامی كه مرور كردن وب، ايميل زدن، بازی، خريد، دريافت موسيقی، و چت كردن با كار و يا زندگی اجتماعی يك فرد تداخل ايجاد كنند، زمانی است كه مشكل آغاز شده است. روانشناسان و محققان در نقاط مختلف جهان مشغول بررسی اين مشكل هستند، تا افراد مقدار زمانی را پشت رايانههايشان به سر ببرند كه مشكلی برای آنها پيش نياورد. مطابق تحقيقات جديدی كه در دانشگاه فلوريدا انجام شده و در تاريخ 7 آگوست منتشر شده است، برای تست اعتياد به وب بايد به 5 سوال پاسخ داد و برای به خاطر سپردن اين 5 سوال بايد كلمه Mouse را كه حرف ابتدای اين سوالال است، در ذهن ثبت كرد. اين نكات و سوالات عبارتند از:
1. گذراندن زمان بيش از زمان مورد نظر روی اينترنت More Than intended time spent online
2. غفلت از ساير مسئوليتها Other responsibilities neglected
3. تلاشهای ناموفق برای كاهش مدت حضور روی شبكه Unsuccessful attempts to cut down
4. يك ناسازگاری مهم در روابط به علت استفاده از اينترنت Significant relationship discord because of use
5. اشتياق و تفكر بيش از حد در زمان عدم حضور روی شبكه Excenssive thoughts or anxiety when not online
محققان دانشگاه فلوريدا اين نكات را پس از ارزيابی روانشناسانه حضوری و رودررو روی 20 داوطلبی كه احساس میكردند دچار اين مشكل هستند و 17 دانشجو با سطوح مختلف استفاده از اينترنت، به دست آوردند. داوطلبان همگی افرادی بودند كه در هفته بيش از 30 ساعت آنلاين بودند و مدت زمان استفاده غير ضروری آنها از اينترنت 10 برابر بيش از زمان مورد استفاده برای كار يا تحصيل بود.
جالب است بدانيد مطابق تحقيقات انجام شده حدود 25 تا 50 درصد از وابستگی شديد و اعتياد به وب و اينترنت، در محل كار ايجاد میشود كه اين نكته نشان میدهد اين عده از افراد برای شركت در فعاليتهايی كه ربطی به كارشان ندارد، حقوق میگيرند. بنابراين تحقيقات، هركارمند بيش از يك روز كامل كاری را در هر هفته به مرور صفحات وبی میپردازد كه ربطی به كارش ندارد.
از طرف ديگر، سر زدن به سايتهای مختلف و گوناگون از سوی كارمندان باعث به خطر افتادن شبكههای داخلی شركتها میشود و احتمال نفوذ ويروس، كرمهای اينترنتی و كدهای خطرناك را به اين شبكهها بالا میبرد.
مشكل ديگری كه در اين مواقع ايجاد میشود، ترافيك بالاست. هنگامی كه يك يا چند نفر از كارمندان مثلا در حال ديدن يك فيلم يا گوش دادن به يك آهنگ از روی شبكه هستند. ترافيك ايجاد شده باعث میشود تا ساير افراد دسترسی سريع و مناسب به اينترنت نداشته باشند.
اين دلايل باعث میشود تا شركتهای مختلف به فكر استفاده از فايروال و كنترل دسترسی كاركنان به اينترنت بيفتد تا بتوانند كارايی را بالا ببرند و امنيت شركت خود را حفظ كنند.
البته در همين زمان بعضی از افراد عقيده دارند استفاده زياد از اينترنت بد نيست. جفری كل (Jeffrey cole) مدير دانشگاه كاليفرنيا، مركز لس آنجلس برای سياستهای ارتباطی در اين باره میگويد: گذراندن زمانهای طولانی و زياد روی اينترنت برای بعضی افراد در انجام كار، تحصيل و يا نوآوری بسيار مفيد و مناسب است.
شما چه فکر میكنيد؟ آيا به عنوان يك كاربر اينترنت ميزان حضور خود روی شبكه را مناسب میدانيد؟ به نظر میرسد در صورتی كه آنلاين بودن باعث بروز مشكل در انجام كارها و زندگی اجتماعی شود، بايد آن راكنترل كرد. زندگی در دنيای سايبر نمیتواند و نبايد جايگزين زندگی در دنيای واقعی شود.
تا به حال اين اتفاق برای شما افتاده است؟ اگر پاسخ مثبت است، بايد بگويم كه علائم يك بيماری اينترنتی يعنی اعتياد به وب يا WebAddiction در شما به چشم میخورد.
هنگامی كه مرور كردن وب، ايميل زدن، بازی، خريد، دريافت موسيقی، و چت كردن با كار و يا زندگی اجتماعی يك فرد تداخل ايجاد كنند، زمانی است كه مشكل آغاز شده است. روانشناسان و محققان در نقاط مختلف جهان مشغول بررسی اين مشكل هستند، تا افراد مقدار زمانی را پشت رايانههايشان به سر ببرند كه مشكلی برای آنها پيش نياورد. مطابق تحقيقات جديدی كه در دانشگاه فلوريدا انجام شده و در تاريخ 7 آگوست منتشر شده است، برای تست اعتياد به وب بايد به 5 سوال پاسخ داد و برای به خاطر سپردن اين 5 سوال بايد كلمه Mouse را كه حرف ابتدای اين سوالال است، در ذهن ثبت كرد. اين نكات و سوالات عبارتند از:
1. گذراندن زمان بيش از زمان مورد نظر روی اينترنت More Than intended time spent online
2. غفلت از ساير مسئوليتها Other responsibilities neglected
3. تلاشهای ناموفق برای كاهش مدت حضور روی شبكه Unsuccessful attempts to cut down
4. يك ناسازگاری مهم در روابط به علت استفاده از اينترنت Significant relationship discord because of use
5. اشتياق و تفكر بيش از حد در زمان عدم حضور روی شبكه Excenssive thoughts or anxiety when not online
محققان دانشگاه فلوريدا اين نكات را پس از ارزيابی روانشناسانه حضوری و رودررو روی 20 داوطلبی كه احساس میكردند دچار اين مشكل هستند و 17 دانشجو با سطوح مختلف استفاده از اينترنت، به دست آوردند. داوطلبان همگی افرادی بودند كه در هفته بيش از 30 ساعت آنلاين بودند و مدت زمان استفاده غير ضروری آنها از اينترنت 10 برابر بيش از زمان مورد استفاده برای كار يا تحصيل بود.
جالب است بدانيد مطابق تحقيقات انجام شده حدود 25 تا 50 درصد از وابستگی شديد و اعتياد به وب و اينترنت، در محل كار ايجاد میشود كه اين نكته نشان میدهد اين عده از افراد برای شركت در فعاليتهايی كه ربطی به كارشان ندارد، حقوق میگيرند. بنابراين تحقيقات، هركارمند بيش از يك روز كامل كاری را در هر هفته به مرور صفحات وبی میپردازد كه ربطی به كارش ندارد.
از طرف ديگر، سر زدن به سايتهای مختلف و گوناگون از سوی كارمندان باعث به خطر افتادن شبكههای داخلی شركتها میشود و احتمال نفوذ ويروس، كرمهای اينترنتی و كدهای خطرناك را به اين شبكهها بالا میبرد.
مشكل ديگری كه در اين مواقع ايجاد میشود، ترافيك بالاست. هنگامی كه يك يا چند نفر از كارمندان مثلا در حال ديدن يك فيلم يا گوش دادن به يك آهنگ از روی شبكه هستند. ترافيك ايجاد شده باعث میشود تا ساير افراد دسترسی سريع و مناسب به اينترنت نداشته باشند.
اين دلايل باعث میشود تا شركتهای مختلف به فكر استفاده از فايروال و كنترل دسترسی كاركنان به اينترنت بيفتد تا بتوانند كارايی را بالا ببرند و امنيت شركت خود را حفظ كنند.
البته در همين زمان بعضی از افراد عقيده دارند استفاده زياد از اينترنت بد نيست. جفری كل (Jeffrey cole) مدير دانشگاه كاليفرنيا، مركز لس آنجلس برای سياستهای ارتباطی در اين باره میگويد: گذراندن زمانهای طولانی و زياد روی اينترنت برای بعضی افراد در انجام كار، تحصيل و يا نوآوری بسيار مفيد و مناسب است.
شما چه فکر میكنيد؟ آيا به عنوان يك كاربر اينترنت ميزان حضور خود روی شبكه را مناسب میدانيد؟ به نظر میرسد در صورتی كه آنلاين بودن باعث بروز مشكل در انجام كارها و زندگی اجتماعی شود، بايد آن راكنترل كرد. زندگی در دنيای سايبر نمیتواند و نبايد جايگزين زندگی در دنيای واقعی شود.
نوشته شده توسط مهراد در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 18:24 | لينک ثابت |
«پیشکار دیجیتال شخصی» که پی دی ای و پالم تاپ هم نامیده می شود، دستگاه های قابل استفاده در دست هستند که ایده تولیدی شان از «ارگانایزر های شخصی» گرفته شد، ولی در طول سال ها، امکانات به مراتب وسیع تر از قبلی ها یافتند.
همه بر این توافق دارند که حداقل چیز هایی که یک دستگاه داشته باشد تا نام اش پی دی ای شود شامل:
دفتر قرار ها، دفتر شماره تماس ها، لیست کار های مهم، یک دستک نوشتن ، و ساعت و نرم افزار ماشین حساب است.خوب متوجه شدید که خیلی از موبایل های صرف که امروز تو بازار هستن به تقریب همین کارا رو می کنن.پس باید چی گفت در مورد شون؟حقیقت اینه که امروز به این سری دستگاه ها، اغلب ترم کلی «اسمارت فون» اطلاق می شه.البته این ترم هم خیلی مورد اتفاق همه نیست.(بیشتر گفته می شه که الزام تعریف اسمارت فون، داشتن امکان نصب برنامه های اضافی تهیه شده توسط شخص ثالث است).
پیش بینی کلی این هست که اسمارت فون ها چهرهء آینده دستگاه های تلفن سیار سیاره ما رو شکل خواهند داد نه پی دی ای ها.(خبر بدی ست نه؟)اما واقعا چقدر جدا کردن اسمارت فون از پی دی ای ارزشمند هست؟به خصوص وقتی که مایکروسافت آخرین نسخه ویندوز اش رو بیشتر برای اسمارت فون ها منطبق کرده .
پی دی ای ها امروزی ، البته امکانات دیگه ای ، به صورت استاندارد دارن، مثلاً اغلب شون می تونن به شکل بی سیم ، به کامپیوتر شما وصل شن و اطلاعات دو دستگاه رو آپ دیت کنن.
------------------
اصطلاح پی دی ای ، بار اول توسط جان اسکالی در سی ای اس(همون نمایشگاه بی نظیر آی تی و تکنولوژی که سالانه تو لاس وگاس نوادا برگزار می شه) 1992 مطرح کرد، که البته منظورش به دستگاهی بودکه اپل –غول سخت افزاری ایالات متحده- آماده کرده بود به نام «نیوتن» بود.گرچه دستگاه های قدیمی تری ، مثل شارپ ویزارد و پسایون هم دقیقاً با تعریف بالا مطابقت داشتن، در واقع به دستگاه هایی که در میانه دهه هفتاد روانه بازار امریکا شده بود و نام «پالم تاپ» داشت هم می شد پی دی ای گفت.
جهت ثبت در تاریخ هم بدونید که اولین دستگاه پالم تاپی که قابلیت هماهنگی با پی سی ها رو داشت «آتاری پورتوفولیو» نام داشت.
برای ایرانی ها پالم، نامی تقریباً نا آشناست.ولی امریکایی ها از بس که پیشکار های دیجیتال رو به فرم پالم دیدن، دچار همون غلط های مصطلح شدن:مثلاً به دستمال می گن کلینکس،به پودر رخت شویی می گن تاید و .... و به پی دی ای ها هم می گن پالم.
سیستم های عامل حال حاضر پی دی ای ها شامل:
.پالم او اس به مالکیت پالم اینک
.ویندوز موبایل (برپایه وین سی ای) به مالکیت مایکروسافت
.بلک بری به مالکیت ریم
.چندین سیستم عامل برپایه لینوکس-مجانی و متعلق به هیچ کس
.سیمبین او اس به مالکیت پاناسونیک ، سونی اریکسون ، نوکیا،سمسانگ،سیمنس.
بسیاری از پی دی ای ها معماری شان بر مبنای آرم(که معمولاً به علامت تجاری اینتل ایکس اسکیل شناخته می شود)است.این شامل کلاسی از میکروپروسسور های «ریسک» هستند که به شکل وسیعی در دستگاه های همراهو رایانه های یکپارچه استفاده می شوند، و طراحی شان به شدت تحت تاثیر سی پی یو های محبوب دهه های هفتاد تا نود میلادی ،با تکنولوژی موس6502 بوده.
بر اساس یک پژوهش مرکز گارتنر ، بازار کلی برای پی دی ای ها 20.7درصد در ربع سوم سال 2005 ، در مقایسه با ربع سوم سال2004 رشد داشته که سهم بازار به شکل مقابل بوده است: (به تفکیک او اس دستگاه ها)
.پالم اوس اس و دیگر برنامه های تابع اش 14.9درصد(در حال کاهش)
.ویندوز موبایل برای پی دی ای که با خصوصیات پاکت پی سی منطبق باشه 49.2درصد(رو به افزایش)
.بلک بری او اس برای پی دی ای اش 25درصد(رو به افزایش)
.سیمبین او اس 5.8درصد(رو به افزایش)
.دیگر اواس ها مثل لینوکس 0.7درصد(ثابت)
.متفرقه 4.4درصد(ثابت)
---------------------
توجه:واضح است ک این ارقام مربوط به تنها کشوری ست که حتی آمار این جور چیز ها رو هم می گیرن یعنی ایالات متحده!پس اگر با چیزی که تا به حال دیدید فرق داره، خیلی سخت نگیرید.
دلیلی که برای ادامه رشد بازار پی دی ای ذکر شده(پس از رکود سال های 2002-2004) افزایش تمایل به امکانات بی سیمی ست که پی دی ای ها برای خواندن ای میل ها ارائه می کنن(مثل بلک بری) و پی دی ای ها ی با جی پی اس درون زا (داخل دستگاه از قبل قرار داده شده) برای راهبری .اسمارت فون ها ، که مثل پی دی ای ها قابلیت دارند، با افزایش محبوبیت شان، احتمالاً رشد پی دی ای را در آینده نزدیک رشد بازار پی دی ای ها رو با کندی مواجه کنن
-------------------
پی دی ای های محبوب:
.پسایون
.اپل نیوتن
.بلک بری
.اچ پی آی پک پاکت پی سی (که در ابتدا به نام کامپک آی پک شناخته می شد ،تا اینکه اچ پی کامپکو بلعیدد)
.پالم پایلوت؛تانگستن،لایف درایو،تری او، زایر
.شارپ ویزارد و زائوروس
.سونی کلایی
.تپ ویو زودیاک
.آلفا اسمارت دنا
.دل اکسیم
.جی میت – یوپی
.فوجیتسو زیمنس لوکس سری
.ساعت-پی دی ای آباکوس
دیگر مصارف پی دی ای ها:
.مجری فایل های صوتی-تصویری
.ضبط صوت
.دوربین (عکس و فیلم)
.ابزار یادگیری از راه دور
.کنترل ریموت
.رابط های وای فای
.شبیه ساز بازی های ویدیویی
.مرورگر عکس
.دریافت کننده جی پی اس
.تلفن همراه سلولی
.ابزار ذخیره سازی اطلاعات
.ابزار خواندن کتاب های الکترونیک
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سيستم عامل پالم، حجم كم تري روي حافظه دستگاه اشغال مي كند، سريع تر بالا مي آيد و كار كردن با آن ساده تر است؛ برعكس، سيستم عامل ويندوز موبايل، حجم حافظه بيشتري اشغال مي كند
چيستي دستيار ديجيتال شخصي
دستيار ديجيتال شخصي يا PDA (مخفف كلمات(Personal Digital Assistant سخت افزار كوچكي است به اندازه كيف جيبي يا كف دست كه داراي سيستم عامل، نرم افزارهاي ويژه و حافظه است تا با استفاده از آن، بتوانيد به برنامه ريزي اطلاعات شخصي، نوشتن يادداشت، تنظيم برنامه ها، خواندن كتاب الكترونيك، شنيدن موسيقي، خواندن و نوشتن اي ميل و بسياري از كارهاي ديگري بپردازيد كه در طي روز، بيرون از منزل و محل كار انجام مي دهيد.
گسترش بازار تلفن هاي همراه مجهز به امكانات ذكر شده فوق، باعث شده است تا بازار داغ و در حال پيشرفت دستيارهاي ديجيتال شخصي كمي تحت تاثير قرار بگيرد و سازندگان مجبور به ارايه مدل هاي متنوعي شوند. به همين دليل، ضرورت دارد كه موقع بررسي چنين دستگاه هايي، از تفاوت ها و امكانات مختلف آن ها بااطلاع باشيد.
تاريخچه پيدايش
از زماني كه داده ها و اطلاعات مورد نياز روزانه انسا ن ها آن قدر زياد شد كه ديگر همراه داشتن همه آن ها بسيار دشوار شده بود، فكر ساختن كامپيوتر كوچكي كه بتواند نشاني ها و شماره تلفن ها را ذخيره كند، يادداشت هاي نوشته شده را نگه دارد و قرار ملاقات ها را به ياد شخص بياورد، شكل گرفت. اين قضيه در اوايل دهه 1980 ميلادي مطرح شد، اما چندين سال بعد بود كه اولين دستيار ديجيتال شخصي با نام نيوتن به صورت رسمي توسط شركت اپل(Apple) به بازار ارايه شد. نيوتن توانست بخشي از اين خلا را پر كند و اولين دستگا هي بود كه صفحه حساس به لمس آن، با نرم افزار خاص خود، توانايي تشخيص دست خط فرد را داشت. اما بزرگ، گران و پيچيده بودن آن باعث شد تا در نهايت، پس از چند سال، توليد آن به پايان برسد. نوع ساده تري از آن به نام سيمپيوتر (يعني كامپيوتر ساده) براي مدتي در كشور هند و برخي كشورهاي آفريقايي توسط كشاورزان مورد استفاده قرار گرفت (بعد از آموزش هايي ساده) و مشاهده شد كه برنامه كاري و در نهايت كار كشاورزي آن ها، بهره وري بيشتري پيدا كرده است.
كاربرد دستيار ديجيتال شخصي
اين كامپيوترهاي جيبي كه مي توان آن ها را در يك دست گرفت، به اندازه يك كتاب كوچك يا ماشين حساب هستند و مكمل لپ تاپ هاي سنگين تر و گران قيمتي به شمار مي آيند كه شايد همه نتوانند آن ها را تهيه و يا از آن ها استفاده كنند. البته بايد بپذيريم كه هيچ كدام از اين دستيارها، يك كامپيوتر واقعي كامل نيست و نوع خلاصه شده اي از آن است؛ بسياري از كارآيي ها در آن ها محدود و كوچك، اما كاربردي تر شده است.
مهم ترين مورد استفاده اين دستگا ه ها، مديريت اطلاعات شخصي يا اصطلاحا
(Personal Information Management) PIM است؛ دفترچه يادداشت، نشاني، شماره تلفن، ماشين حساب، فهرست كارهاي روزانه، يادآور، تقويم، محاسبه مخارج، خواندن و نوشتن اي ميل به صورت آف لاين، پخش موسيقي، ديدن عكس هاي كوچك، لغت نامه، خواندن كتاب الكترونيك، اتصال به اينترنت و بسياري كارهاي ديگر.
نسل جديد دستيارهاي ديجيتال شخصي، به امكانات بسيار پيشرفته تري مثل ارتباط بي سيم بلوتوث و يا واي فاي هم مجهز شده اند تا امكان اتصال به اينترنت به صورت بي سيم فراهم شود. حتي بسياري از آن ها، سيم كارت موبايل هم قبول مي كنند تا امكان برقراري تماس هم مقدور باشد، اما انواع ديگر كه از امكان ارتباط بي سيم بهره مند نيستند، بايد از طريق كابل رابط به كامپيوتر شخصي يا لپ تاپ وصل شوند (معمولا كابل (USB تا جابه جايي اطلاعات و هماهنگ شدن فايل ها صورت گيرد. در واقع، اين دستگاه ها، مكمل كامپيوتر شخصي به حساب مي آيند نه جايگزين آن.
انواع
دو طبقه بندي اصلي اين دستيارها در حال حاضر توليد و در سرتاسر جهان به فروش مي رسد:
۱) پالم:(Palm) نام رده اول اين دستيارها كه از اويل دهه 1990 در دسترس قرار گرفتند، از نام شركت سازنده اصلي آن يعني پالم و سيستم عامل بسيار كاربردي آن(Palm OS) گرفته شده است. در حال حاضر شركت هاي معتبر ديگري مثل سوني،Treo ، هندسپرينگ، سامسونگ و غيره، دستگاه هاي خود را اين رده توليد مي كنند كه همگي تحت عنوان گروه پالم شناخته مي شوند و از سيستم عامل خاص آن استفاده مي كنند.
۲) پاكت پي سي:(Pocket PC) رده دوم اين دستگاه ها، سيستم عامل كاملا متفاوتي دارد كه توسط مايكروسافت تهيه و ارايه شده است؛ اين سيستم عامل ابتدا با نام ويندوزCE شناخته مي شد كه در نسخه هاي بعد به ويندوز پاكت پي سي و سپس ويندوز موبايل تغيير نام داد.
اين دو رده اصلي كامپيوترهاي جيبي، ماهيتا با هم تفاوت دارند و رقيب يكديگر محسوب مي شوند. پردازنده ها، سيستم عامل، نرم افزارها، دستگاه ها و وسايل جانبي، نحوه ارتباط آن ها با كامپيوتر شخصي و بسياري موارد ديگر آن ها با هم متفاوت است، اما كاربرد دستگاه ها تا حدي شبيه هم است و كاركردهاي مشابهي را مي توان از آن ها انتظار داشت.
به عنوان مثال، سيستم عامل پالم، حجم كم تري روي حافظه دستگاه اشغال مي كند، سريع تر بالا مي آيد و كار كردن با آن ساده تر است؛ برعكس، سيستم عامل ويندوز موبايل، حجم حافظه بيشتري اشغال مي كند، كندتر و كار كردن با آن هم كمي مشكل تر است، در عوض، كار كردن با نرم افزارهاي خاص مايكروسافت مثلWord ،Excel و غيره كه به شكل كوچك شده و مينياتوري روي پاكت پي سي ها موجود است، با مشكل كم تري نسبت به پالم ها صورت مي گيرد. در حال حاضر غلبه بازار در بسياري از كشورها با پالم است، اما چالش جدي ناشي از رشد بازار پاكت پي سي كه توسط شركت هاي گردن كلفتي مثلHP ،Dell ، توشيبا و غيره توليد مي شوند، چيزي است كه در سال هاي آينده، مطمئنا خواب راحت را از چشم توليدكنندگان پالم خواهد گرفت.
پاكت پي سي
كامپيوترهاي جيبي كه مي توان آن ها را در يك دست گرفت، به اندازه يك كتاب كوچك يا ماشين حساب هستند و مكمل لپ تاپ هاي سنگين تر و گران قيمت به شمار مي آيند
حافظه دستيارهاي ديجيتال شخصي
اين دستگاه ها، هاردديسك، فلاپي يا
CDROM ندارند و حافظه آن ها به دو دسته دروني و بيروني تقسيم مي شود.
حافظه دروني: خود به دو دسته ROM (ثابت) و ROM (متغير) تقسيم مي شود. حافظهROM كل برنامه ها و نرم افزارهاي اصلي مثل دفترچه يادداشت، تقويم، دفتر تلفن و غيره را به علاوه سيستم عامل دستگاه در خود گنجانده است. زماني كه دستگاه خاموش مي شود، اين حافظه ثابت از بين نمي رود و پاك نمي شود. هر برنامه، نرم افزار و يا اطلاعاتي كه بعدا خود شما اضافه كنيد، روي حافظه متغير ياRAM سوار خواهد شد. وقتي دستگاه را روشن مي كنيد، برخلاف كامپيوتر شخصي، تمام نرم افزارها بلافاصله در دسترس هستند و نيازي نيست صبر كنيد تا دستگاه بالا بيايد. هر وقت كه در حال كار كردن باشيد و اطلاعاتي را وارد كنيد يا تغيير دهيد، به صورت خودكار ذخيره مي شود و نيازي به ذخيره كردن مكرر توسط خود فرد نيست.
پاكت پي سي ها معمولاROM وRAM بالاتري نياز دارند و به همين دليل نسبت به پالم ها، ظرفيت بالاتري در آن ها گنجانده شده است؛ پس اين حافظه بالاتر لزوما به معني كاركرد بهتر نيست. پالم ها در انواع ساده تر مي توانند با 2 مگابايت حافظه هم كار كنند، در حالي كه پاكت پي سي ها حداقل به 16 تا 32 مگابايت حافظه احتياج دارند. پالم ها در حال حاضر با 32، 64 و بعضا 128 مگابايت حافظه در بازار ايران موجودند، در حالي كه پاكت پي سي ها عمدتا ظرفيت 64، 96 يا 128 مگابايت دارند.
علاوه بر حافظه دروني دستگاه، امكان اضافه كردن حافظه به شكل كارت هاي مختلف فلش (عمدتاSD ،MMC يا(CF وجود دارد. اين كارت هاي حافظه در حجم هاي مختلف موجود هستند، اما سرعت خواندن و نوشتن آن ها با يكديگر فرق مي كند و هر دستگاه ممكن است از يك يا چند نوع آن ها استفاده كند؛ لازم است بدانيد كه دستگاه تان تا چه سقفي از حجم حافظه جانبي را پشتيباني مي كند.
ورود و خروج اطلاعات
نحوه وارد كردن اطلاعات به اين دستگاه ها بسيار متنوع است؛ صفحه كليد ثابت با تمام كليدهاي خاص مورد نياز، صفحه كليد مجازي(Virtual) كه بر روي صفحهLCD نمايش داده مي شود و مي توانيد با قلم مخصوص كليدها را فشار دهيد، صفحه حساس به لمس، نرم افزار تشخيص دست خط و غيره. اكثر دستگا ه ها، چند دكمه اصلي هم دارند كه با فشار دادن آن ها، نرم افزارها يا كاركردهاي خاص و مهم دستگاه به سرعت جلو چشم تان ظاهر مي شود.
معمولا نرم افزارهاي تشخيص دست خط (كه در مدل هاي پالم به نام گرافيتي]Graffiti[ شناخته مي شود و كار كردن با آن راحت تر است)، منطقه خاصي از صفحه نمايش دستگاه را به عنوان محل نوشتن حروف يا اعداد مي شناسند. فرد با قواعد از پيش تعريف شده، شكل حروف را با قلم مخصوص پلاستيكي(stylus) روي آن منطقه رسم مي كند و قلم را حركت مي دهد؛ نرم افزار مربوط با شناسايي الگوي حركت قلم، حرف يا عدد موردنظر را مي شناسد و روي صفحه، نمايش مي دهد. نكته مثبت نرم افزارهاي تشخيص دست خط، راحتي يادگيري آن ها و كاربردي بودن شان است، اما به هر حال كندتر از نوشتن عادي عمل مي كنند، دقت آن ها هيچ وقت كامل نيست و ممكن است بعضا حروف و عدد را صحيح تشخيص ندهند.
براي كار كردن با صفحه كليد مجازي، شما با قلم پلاستيكي روي حروف و اعداد نمايش داده شده برروي صفحه حساس به لمس دستگاه ضربه مي زنيد و تايپ مي كنيد. بعضي از دستيارهاي ديجيتال شخصي، صفحه كليد ريزتر فيزيكي بر روي بدنه خود دارند؛ اما اكثر آن ها، صفحات كليد تاشو بيروني دارند كه به عنوان لوازم جانبي به فروش مي رسد و مي توان آن را به دستگاه وصل كرد و شروع به تايپ كردن نمود.
تعداد بسيار كم تري از اين دستگاه ها، از نرم افزار تشخيص صدا و دستورهاي كلامي بهره مند هستند؛ شما در واقع با استفاده از ميكروفن، كلمات يا دستورهاي لازم را به دستگاه مي دهيد و نرم افزار، جملات شما را به اطلاعات خاص تبديل مي كند.
هماهنگ سازي با كامپيوتر شخصي مادر
چون دستيارهاي ديجيتال شخصي به عنوان مكمل كامپيوترهاي شخصي يا لپ تاپ ها به كار مي روند، هر گونه اطلاعات و نرم افزار مورد نياز آن ها بايد با كامپيوتر مادر تبادل و هماهنگ يا اصطلاحا سينكرونيزه شود.(Synchronization) هر كدام از اين دستگاه ها بايد بتوانند به يك كامپيوتر شخصي وصل شوند تا مثلا قرار ملاقاتي را كه روي كامپيوتر منزل گذاشته ايد بر روي خود سوار كنند يا شماره تلفني را كه در حافظه آن يادداشت كرده ايد به كامپيوتر منزل انتقال دهند.
براي انجام چنين كاري، اين كامپيوترهاي جيبي معمولا مجهز به پورت يا گذرگاه خاص و كابل ويژه اي هستند تا به كامپيوتر شخصي وصل شوند. نرم افزارهاي اصلي هم بر رويCD موجود است تا بر روي كامپيوتر شخصي نصب(install) شوند و اطلاعات را بر روي كامپيوتر جيبي منتقل كنند. نسل قديم اين دستيارها از پورت سريال استفاده مي كردند، اما در حال حاضر اكثر آن ها به پورتUSB متصل مي شوند.
علاوه بر اين ارتباطات كابلي و سيمي، ارتباط بي سيم به صورت مادون قرمز(infrared) و بلوتوث (Bluetooth) هم در برخي از دستگاه ها وجود دارد. امكان ارتباط با شبكه بي سيم يا واي فاي هم در بسياري از مدل ها موجود است. ارتباط مادون قرمز، از همه ارزان تر، اما سرعتش پايين تر و كاربرد آن هم مشكل تر است؛ تا شعاع 5/1 1 متر كار مي كند و دستگاه بايد به صورت مستقيم (مثل كنترل از راه دور) مقابل چشمي دريافت كننده دستگاه مقابل (مثلا گوشي موبايل) قرار گيرد. ارتباط بلوتوث گران تر است و قيمت دستگاه را بالا مي برد، اما در عوض با فركانس راديويي بلوتوث
۴/۲ گيگاهرتز كار مي كند، ديجيتال و بدون تداخل است و در بلوتوث نوع 1، برد حداكثر 15 10 متر و در بلوتوث نوع 2، برد حداكثر 100 متر دارد. ارتباط واي فاي با شبكه بي سيم، برد حدود 150 100 متر دارد و مي توان از طريق آن به صورت بي سيم به اينترنت متصل شد، اي ميل ها را چك كرد و يا فايل دانلود نمود. البته بايد اشتراك ارايه كننده خدمات اينترنت بي سيم هم داشته باشيد.
امكانات جانبي جديد
طبيعي است كه رشد فن آوري در اين زمينه، با سرعت بالايي ادامه دارد. نسل جديد پالم ها و پاكت پي سي ها، امكانات جانبي اضافه تري نيز به همراه دارد:
امكان وارد كردن سيم كارت تلفن همراه و استفاده در شبكه تلفن همراه GSM (از جمله شبكه كشور خود ما) با فركانس هاي مختلف آن؛ البته بايد توجه داشته باشيد كه به جز برخي از پاكت پي سي ها كه شماره سريال آن ها توسط مخابرات ثبت شده است، بقيه دستگاه ها ثبت شده(registered) نيستند و بايد براي استفاده از امكان تلفن همراه، با پرداخت مبلغي به مخابرات، شماره سريال دستگاه تان را ثبت كنيد تا بتوانيد از آن استفاده كنيد.
گيرنده سيستم مكان يابي جهاني يا؛GPS برخي از كامپيوترهاي جيبي، درون خود كيتGPS دارند (يا مي توان به آن ها اضافه كرد) كه با استفاده از آن، مختصات مكان كاربر به صورت ماهواره اي همواره مشخص است. اين سيستم فعلا در كشور ما كاربردي ندارد!
دوربين ديجيتال؛ برخي از دستگاه ها، دوربين ديجيتال با قدرت تفكيك۰۴۶*084) VGA پيكسل) و جديدا 3/1 مگاپيكسل را در خود گنجانده اند. عكس هاي ديجيتال نوع 3/1 مگاپيكسل، تا اندازه 13*9 سانتي متر با كيفيت خوب قابل چاپ است.
ضبط صدا؛ از برخي از دستگاه ها مي توان به عنوان ضبط كننده صدا استفاده كرد.
3mp پلير؛ شايد ساده ترين امكاني كه اشاره كردن به آن خيلي ابتدايي جلوه مي كند، پخش 3mp است.
پخش كليپ تصويري و گيم؛ فكر نمي كنم به توضيح بيشتري نياز باشد.
قيمت
مدل، سرعت پردازنده، مقدار حافظهRAM وROM ، رنگي يا سياه و سفيد بودن صفحه نمايش و قدرت تفكيك آن، داشتن امكان ارتباط بي سيم بلوتوث و شبكه بي سيم، نرم افزارها و سخت افزارهاي جانبي، همه و همه بر قيمت دستگاه تاثير مي گذارند. مدل هاي پالم از قيمت زير 100 هزار تومان تا حدود 700 هزار تومان در بازار كشور ما موجود است، اما يك مدل متوسط با كارآيي مطلوب، بين 350 230 هزار تومان به فروش مي رسد. مدل هاي پاكت پي سي از قيمت حدود 200 هزار تومان تا حدود 800 هزار تومان متغير است، اما يك مدل متوسط با كارآيي مناسب بين 430 280 هزار تومان تمام مي شود.
نكته مهم ديگر آن است كه قيمت پاكت پي سي و پالم در كشور ما، به دليل اين كه فن آوري آن نسبتا جديد و روبه رشد است و هنوز در جامعه به عنوان يك وسيله كاربردي جا نيفتاده است، نسبتا غيرمنطقي است و اختلاف آن با بازارهاي جهاني و منطقه اي (مثل دبي) قابل توجه است. بنابراين، در صورت امكان چنان چه قصد خريد اين دستگاه ها را داريد و مي توانيد روي كمك دوست يا آشنايي در كشورهاي مجاور حساب كنيد، ترجيحا دستگاه را از آن مراكز تهيه كنيد. جالب است بدانيد كه هيچ گونه گارانتي رسمي و غيررسمي هم در كشور ما براي اين دستگاه ها ارايه نمي شود. پس خيال تان كاملا راحت باشد!
تلفن هاي همراه نسل سوم
به عنوان نكته آخر بايد گفت كه كارهاي بسيار ساده تر و ابتدايي تر دستيارهاي ديجيتال شخصي مثل دفترچه تلفن، يادداشت، زنگ يادآور وغيره به نوعي در گوشي هاي تلفن همراه قابل اجراست، اما توجه داشته باشيد كه تلفن هاي همراهي كه در حال حاضر در بازار رايج هستند، نمي توانند كارآيي كامل يك پالم يا پاكت پي سي را داشته باشند. البته تلفن هاي همراه نسل سوم كه به تدريج وارد بازار ما هم خواهند شد، سعي كرده اند اين فاصله را هر چه كم تر كنند، اما احتمال اين كه يك شركت سازنده تلفن همراه بتواند پالم يا پاكت پي سي خوبي هم از آب دربياورد، خيلي كم تر از آن است كه شركت سازنده پالم يا پاكت پي سي، كيتGSM را در دستگاه خودش جاسازي كند. هر دستگاهي را براي كاركرد خاصي ساخته اند؛ پس تا زماني كه تلفن هاي همراه نسل سوم بتوانند جايگزين واقعي كامپيوترهاي جيبي شوند (كه مدت نسبتا زيادي زمان مي برد)، بهتر است هويت اين دستگاه ها را نديده نگيريم و از كاربردهاي آن ها بهره مند شويم!
نحوه كار دستيار ديجيتال شخصي
اين كامپيوترهاي كوچك قطعات مشتركي دارند تا بتوانند كارهاي معمول خود را انجام دهند:
پردازنده يا پروسسور؛ مغز اصلي دستگاه را تشكيل مي دهد و تمام كاركردهاي دستگاه را هماهنگ مي كند.
سيستم عامل؛ نرم افزار رابط بين دستگاه و كاربر است كه در اين كامپيوترها، بسيار ساده و كاربردي شده است.
صفحه نمايشگر؛LCD به دو صورت سياه و سفيد و رنگي موجود است؛ معمولا در اكثر دستگاه ها حساس به لمس است و با قلم مخصوص مي توان روي صفحه را لمس و اطلاعات خاص را وارد كرد.
حافظه؛ به دو شكل ROM (حافظه ثابت) و RAM (حافظه متغير) و احيانا حافظه هاي جانبي است كه با كارت هاي حافظه خاص قابل افزايش است.
باتري؛ با انواع مختلف، از نيم قلمي و قلمي تا انواع ليتيمي قابل شارژ بر حسب مدل.
دستگاه هاي ورودي؛ كليد ها، دكمه ها، صفحه كليد حقيقي يا مجازي (نرم افزاري)، صفحه حساس به لمس وپورت ها يا گذرگاه هاي اتصال به كامپيوتر يا دستگاه هاي خاص.
CD نرم افزار؛ براي نصب كردن روي كامپيوتر منزل يا لپ تاپ وLoad كردن آن ها بر روي دستگاه از طريق كابل مخصوص.
سال هاست كه اين دو رده از دستيارهاي ديجيتال شخصي يعني پالم و پاكت پي سي، به رقابت سخت خود در زمينه سخت افزار و نرم افزار ادامه مي دهند. هر كدام از آن ها مزايا و معايبي دارند كه در نوع خود قابل توجه اند. براي انتخاب از بين اين دو، لازم است به مشخصات خاص مد نظرتان حتما دقت و درباره آن ها تا حد امكان مطالعه يا پرس و جو كنيد.
مزايا
پالم
راحتي استفاده از سيستم عامل، قيمت كم تر، عمل كرد بهتر پردازنده، تشخيص بهتر دست خط با نرم افزار گرافيتي، هماهنگ سازي بهتر با كامپيوتر شخصي (هم اپل و هم آي بي ام)، راحتي كار با اي ميل ها در نرم افزارهاي مختلف باVersa Mail و مهم تر از همه، فراواني بسيار قابل توجه نرم افزارهاي كاربردي رايگان و يا ارزان قيمت براي پالم؛ نكته آخر بسيار قابل توجه است.
پاكت پي سي
داشتن سيستم عامل ويندوز و شباهت بيشتر آن به كامپيوتر شخصي، كارآيي بهتر در زمينه صوت و تصوير و در كل مولتي مديا، سازگاري بيشتر با بسته هاي نرم افزاري خاص مايكروسافت و در راس آن آفيس، داشتن چند نرم افزار مختلف براي تشخيص دست خط، توليد كنندگان متنوع.
معايب
پالم
سازگاري كم تر با فايل هاي بسته نرم افزاري آفيس؛ البته نرم افزار
Documents To Go در سيستم عامل پالم، تا حدي توانسته اين خلا را جبران كند، اما كماكان كمبودهايي دارد.
پاكت پي سي
قيمت گران تر، سخت بودن نسبي يادگيري كار با دستگاه در مقايسه با پالم، نرم افزارهاي جانبي كم تر (به صورت رايگان) و عدم سازگاري كامل با اپل
همه بر این توافق دارند که حداقل چیز هایی که یک دستگاه داشته باشد تا نام اش پی دی ای شود شامل:
دفتر قرار ها، دفتر شماره تماس ها، لیست کار های مهم، یک دستک نوشتن ، و ساعت و نرم افزار ماشین حساب است.خوب متوجه شدید که خیلی از موبایل های صرف که امروز تو بازار هستن به تقریب همین کارا رو می کنن.پس باید چی گفت در مورد شون؟حقیقت اینه که امروز به این سری دستگاه ها، اغلب ترم کلی «اسمارت فون» اطلاق می شه.البته این ترم هم خیلی مورد اتفاق همه نیست.(بیشتر گفته می شه که الزام تعریف اسمارت فون، داشتن امکان نصب برنامه های اضافی تهیه شده توسط شخص ثالث است).
پیش بینی کلی این هست که اسمارت فون ها چهرهء آینده دستگاه های تلفن سیار سیاره ما رو شکل خواهند داد نه پی دی ای ها.(خبر بدی ست نه؟)اما واقعا چقدر جدا کردن اسمارت فون از پی دی ای ارزشمند هست؟به خصوص وقتی که مایکروسافت آخرین نسخه ویندوز اش رو بیشتر برای اسمارت فون ها منطبق کرده .
پی دی ای ها امروزی ، البته امکانات دیگه ای ، به صورت استاندارد دارن، مثلاً اغلب شون می تونن به شکل بی سیم ، به کامپیوتر شما وصل شن و اطلاعات دو دستگاه رو آپ دیت کنن.
------------------
اصطلاح پی دی ای ، بار اول توسط جان اسکالی در سی ای اس(همون نمایشگاه بی نظیر آی تی و تکنولوژی که سالانه تو لاس وگاس نوادا برگزار می شه) 1992 مطرح کرد، که البته منظورش به دستگاهی بودکه اپل –غول سخت افزاری ایالات متحده- آماده کرده بود به نام «نیوتن» بود.گرچه دستگاه های قدیمی تری ، مثل شارپ ویزارد و پسایون هم دقیقاً با تعریف بالا مطابقت داشتن، در واقع به دستگاه هایی که در میانه دهه هفتاد روانه بازار امریکا شده بود و نام «پالم تاپ» داشت هم می شد پی دی ای گفت.
جهت ثبت در تاریخ هم بدونید که اولین دستگاه پالم تاپی که قابلیت هماهنگی با پی سی ها رو داشت «آتاری پورتوفولیو» نام داشت.
برای ایرانی ها پالم، نامی تقریباً نا آشناست.ولی امریکایی ها از بس که پیشکار های دیجیتال رو به فرم پالم دیدن، دچار همون غلط های مصطلح شدن:مثلاً به دستمال می گن کلینکس،به پودر رخت شویی می گن تاید و .... و به پی دی ای ها هم می گن پالم.
سیستم های عامل حال حاضر پی دی ای ها شامل:
.پالم او اس به مالکیت پالم اینک
.ویندوز موبایل (برپایه وین سی ای) به مالکیت مایکروسافت
.بلک بری به مالکیت ریم
.چندین سیستم عامل برپایه لینوکس-مجانی و متعلق به هیچ کس
.سیمبین او اس به مالکیت پاناسونیک ، سونی اریکسون ، نوکیا،سمسانگ،سیمنس.
بسیاری از پی دی ای ها معماری شان بر مبنای آرم(که معمولاً به علامت تجاری اینتل ایکس اسکیل شناخته می شود)است.این شامل کلاسی از میکروپروسسور های «ریسک» هستند که به شکل وسیعی در دستگاه های همراهو رایانه های یکپارچه استفاده می شوند، و طراحی شان به شدت تحت تاثیر سی پی یو های محبوب دهه های هفتاد تا نود میلادی ،با تکنولوژی موس6502 بوده.
بر اساس یک پژوهش مرکز گارتنر ، بازار کلی برای پی دی ای ها 20.7درصد در ربع سوم سال 2005 ، در مقایسه با ربع سوم سال2004 رشد داشته که سهم بازار به شکل مقابل بوده است: (به تفکیک او اس دستگاه ها)
.پالم اوس اس و دیگر برنامه های تابع اش 14.9درصد(در حال کاهش)
.ویندوز موبایل برای پی دی ای که با خصوصیات پاکت پی سی منطبق باشه 49.2درصد(رو به افزایش)
.بلک بری او اس برای پی دی ای اش 25درصد(رو به افزایش)
.سیمبین او اس 5.8درصد(رو به افزایش)
.دیگر اواس ها مثل لینوکس 0.7درصد(ثابت)
.متفرقه 4.4درصد(ثابت)
---------------------
توجه:واضح است ک این ارقام مربوط به تنها کشوری ست که حتی آمار این جور چیز ها رو هم می گیرن یعنی ایالات متحده!پس اگر با چیزی که تا به حال دیدید فرق داره، خیلی سخت نگیرید.
دلیلی که برای ادامه رشد بازار پی دی ای ذکر شده(پس از رکود سال های 2002-2004) افزایش تمایل به امکانات بی سیمی ست که پی دی ای ها برای خواندن ای میل ها ارائه می کنن(مثل بلک بری) و پی دی ای ها ی با جی پی اس درون زا (داخل دستگاه از قبل قرار داده شده) برای راهبری .اسمارت فون ها ، که مثل پی دی ای ها قابلیت دارند، با افزایش محبوبیت شان، احتمالاً رشد پی دی ای را در آینده نزدیک رشد بازار پی دی ای ها رو با کندی مواجه کنن
-------------------
پی دی ای های محبوب:
.پسایون
.اپل نیوتن
.بلک بری
.اچ پی آی پک پاکت پی سی (که در ابتدا به نام کامپک آی پک شناخته می شد ،تا اینکه اچ پی کامپکو بلعیدد)
.پالم پایلوت؛تانگستن،لایف درایو،تری او، زایر
.شارپ ویزارد و زائوروس
.سونی کلایی
.تپ ویو زودیاک
.آلفا اسمارت دنا
.دل اکسیم
.جی میت – یوپی
.فوجیتسو زیمنس لوکس سری
.ساعت-پی دی ای آباکوس
دیگر مصارف پی دی ای ها:
.مجری فایل های صوتی-تصویری
.ضبط صوت
.دوربین (عکس و فیلم)
.ابزار یادگیری از راه دور
.کنترل ریموت
.رابط های وای فای
.شبیه ساز بازی های ویدیویی
.مرورگر عکس
.دریافت کننده جی پی اس
.تلفن همراه سلولی
.ابزار ذخیره سازی اطلاعات
.ابزار خواندن کتاب های الکترونیک
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سيستم عامل پالم، حجم كم تري روي حافظه دستگاه اشغال مي كند، سريع تر بالا مي آيد و كار كردن با آن ساده تر است؛ برعكس، سيستم عامل ويندوز موبايل، حجم حافظه بيشتري اشغال مي كند
چيستي دستيار ديجيتال شخصي
دستيار ديجيتال شخصي يا PDA (مخفف كلمات(Personal Digital Assistant سخت افزار كوچكي است به اندازه كيف جيبي يا كف دست كه داراي سيستم عامل، نرم افزارهاي ويژه و حافظه است تا با استفاده از آن، بتوانيد به برنامه ريزي اطلاعات شخصي، نوشتن يادداشت، تنظيم برنامه ها، خواندن كتاب الكترونيك، شنيدن موسيقي، خواندن و نوشتن اي ميل و بسياري از كارهاي ديگري بپردازيد كه در طي روز، بيرون از منزل و محل كار انجام مي دهيد.
گسترش بازار تلفن هاي همراه مجهز به امكانات ذكر شده فوق، باعث شده است تا بازار داغ و در حال پيشرفت دستيارهاي ديجيتال شخصي كمي تحت تاثير قرار بگيرد و سازندگان مجبور به ارايه مدل هاي متنوعي شوند. به همين دليل، ضرورت دارد كه موقع بررسي چنين دستگاه هايي، از تفاوت ها و امكانات مختلف آن ها بااطلاع باشيد.
تاريخچه پيدايش
از زماني كه داده ها و اطلاعات مورد نياز روزانه انسا ن ها آن قدر زياد شد كه ديگر همراه داشتن همه آن ها بسيار دشوار شده بود، فكر ساختن كامپيوتر كوچكي كه بتواند نشاني ها و شماره تلفن ها را ذخيره كند، يادداشت هاي نوشته شده را نگه دارد و قرار ملاقات ها را به ياد شخص بياورد، شكل گرفت. اين قضيه در اوايل دهه 1980 ميلادي مطرح شد، اما چندين سال بعد بود كه اولين دستيار ديجيتال شخصي با نام نيوتن به صورت رسمي توسط شركت اپل(Apple) به بازار ارايه شد. نيوتن توانست بخشي از اين خلا را پر كند و اولين دستگا هي بود كه صفحه حساس به لمس آن، با نرم افزار خاص خود، توانايي تشخيص دست خط فرد را داشت. اما بزرگ، گران و پيچيده بودن آن باعث شد تا در نهايت، پس از چند سال، توليد آن به پايان برسد. نوع ساده تري از آن به نام سيمپيوتر (يعني كامپيوتر ساده) براي مدتي در كشور هند و برخي كشورهاي آفريقايي توسط كشاورزان مورد استفاده قرار گرفت (بعد از آموزش هايي ساده) و مشاهده شد كه برنامه كاري و در نهايت كار كشاورزي آن ها، بهره وري بيشتري پيدا كرده است.
كاربرد دستيار ديجيتال شخصي
اين كامپيوترهاي جيبي كه مي توان آن ها را در يك دست گرفت، به اندازه يك كتاب كوچك يا ماشين حساب هستند و مكمل لپ تاپ هاي سنگين تر و گران قيمتي به شمار مي آيند كه شايد همه نتوانند آن ها را تهيه و يا از آن ها استفاده كنند. البته بايد بپذيريم كه هيچ كدام از اين دستيارها، يك كامپيوتر واقعي كامل نيست و نوع خلاصه شده اي از آن است؛ بسياري از كارآيي ها در آن ها محدود و كوچك، اما كاربردي تر شده است.
مهم ترين مورد استفاده اين دستگا ه ها، مديريت اطلاعات شخصي يا اصطلاحا
(Personal Information Management) PIM است؛ دفترچه يادداشت، نشاني، شماره تلفن، ماشين حساب، فهرست كارهاي روزانه، يادآور، تقويم، محاسبه مخارج، خواندن و نوشتن اي ميل به صورت آف لاين، پخش موسيقي، ديدن عكس هاي كوچك، لغت نامه، خواندن كتاب الكترونيك، اتصال به اينترنت و بسياري كارهاي ديگر.
نسل جديد دستيارهاي ديجيتال شخصي، به امكانات بسيار پيشرفته تري مثل ارتباط بي سيم بلوتوث و يا واي فاي هم مجهز شده اند تا امكان اتصال به اينترنت به صورت بي سيم فراهم شود. حتي بسياري از آن ها، سيم كارت موبايل هم قبول مي كنند تا امكان برقراري تماس هم مقدور باشد، اما انواع ديگر كه از امكان ارتباط بي سيم بهره مند نيستند، بايد از طريق كابل رابط به كامپيوتر شخصي يا لپ تاپ وصل شوند (معمولا كابل (USB تا جابه جايي اطلاعات و هماهنگ شدن فايل ها صورت گيرد. در واقع، اين دستگاه ها، مكمل كامپيوتر شخصي به حساب مي آيند نه جايگزين آن.
انواع
دو طبقه بندي اصلي اين دستيارها در حال حاضر توليد و در سرتاسر جهان به فروش مي رسد:
۱) پالم:(Palm) نام رده اول اين دستيارها كه از اويل دهه 1990 در دسترس قرار گرفتند، از نام شركت سازنده اصلي آن يعني پالم و سيستم عامل بسيار كاربردي آن(Palm OS) گرفته شده است. در حال حاضر شركت هاي معتبر ديگري مثل سوني،Treo ، هندسپرينگ، سامسونگ و غيره، دستگاه هاي خود را اين رده توليد مي كنند كه همگي تحت عنوان گروه پالم شناخته مي شوند و از سيستم عامل خاص آن استفاده مي كنند.
۲) پاكت پي سي:(Pocket PC) رده دوم اين دستگاه ها، سيستم عامل كاملا متفاوتي دارد كه توسط مايكروسافت تهيه و ارايه شده است؛ اين سيستم عامل ابتدا با نام ويندوزCE شناخته مي شد كه در نسخه هاي بعد به ويندوز پاكت پي سي و سپس ويندوز موبايل تغيير نام داد.
اين دو رده اصلي كامپيوترهاي جيبي، ماهيتا با هم تفاوت دارند و رقيب يكديگر محسوب مي شوند. پردازنده ها، سيستم عامل، نرم افزارها، دستگاه ها و وسايل جانبي، نحوه ارتباط آن ها با كامپيوتر شخصي و بسياري موارد ديگر آن ها با هم متفاوت است، اما كاربرد دستگاه ها تا حدي شبيه هم است و كاركردهاي مشابهي را مي توان از آن ها انتظار داشت.
به عنوان مثال، سيستم عامل پالم، حجم كم تري روي حافظه دستگاه اشغال مي كند، سريع تر بالا مي آيد و كار كردن با آن ساده تر است؛ برعكس، سيستم عامل ويندوز موبايل، حجم حافظه بيشتري اشغال مي كند، كندتر و كار كردن با آن هم كمي مشكل تر است، در عوض، كار كردن با نرم افزارهاي خاص مايكروسافت مثلWord ،Excel و غيره كه به شكل كوچك شده و مينياتوري روي پاكت پي سي ها موجود است، با مشكل كم تري نسبت به پالم ها صورت مي گيرد. در حال حاضر غلبه بازار در بسياري از كشورها با پالم است، اما چالش جدي ناشي از رشد بازار پاكت پي سي كه توسط شركت هاي گردن كلفتي مثلHP ،Dell ، توشيبا و غيره توليد مي شوند، چيزي است كه در سال هاي آينده، مطمئنا خواب راحت را از چشم توليدكنندگان پالم خواهد گرفت.
پاكت پي سي
كامپيوترهاي جيبي كه مي توان آن ها را در يك دست گرفت، به اندازه يك كتاب كوچك يا ماشين حساب هستند و مكمل لپ تاپ هاي سنگين تر و گران قيمت به شمار مي آيند
حافظه دستيارهاي ديجيتال شخصي
اين دستگاه ها، هاردديسك، فلاپي يا
CDROM ندارند و حافظه آن ها به دو دسته دروني و بيروني تقسيم مي شود.
حافظه دروني: خود به دو دسته ROM (ثابت) و ROM (متغير) تقسيم مي شود. حافظهROM كل برنامه ها و نرم افزارهاي اصلي مثل دفترچه يادداشت، تقويم، دفتر تلفن و غيره را به علاوه سيستم عامل دستگاه در خود گنجانده است. زماني كه دستگاه خاموش مي شود، اين حافظه ثابت از بين نمي رود و پاك نمي شود. هر برنامه، نرم افزار و يا اطلاعاتي كه بعدا خود شما اضافه كنيد، روي حافظه متغير ياRAM سوار خواهد شد. وقتي دستگاه را روشن مي كنيد، برخلاف كامپيوتر شخصي، تمام نرم افزارها بلافاصله در دسترس هستند و نيازي نيست صبر كنيد تا دستگاه بالا بيايد. هر وقت كه در حال كار كردن باشيد و اطلاعاتي را وارد كنيد يا تغيير دهيد، به صورت خودكار ذخيره مي شود و نيازي به ذخيره كردن مكرر توسط خود فرد نيست.
پاكت پي سي ها معمولاROM وRAM بالاتري نياز دارند و به همين دليل نسبت به پالم ها، ظرفيت بالاتري در آن ها گنجانده شده است؛ پس اين حافظه بالاتر لزوما به معني كاركرد بهتر نيست. پالم ها در انواع ساده تر مي توانند با 2 مگابايت حافظه هم كار كنند، در حالي كه پاكت پي سي ها حداقل به 16 تا 32 مگابايت حافظه احتياج دارند. پالم ها در حال حاضر با 32، 64 و بعضا 128 مگابايت حافظه در بازار ايران موجودند، در حالي كه پاكت پي سي ها عمدتا ظرفيت 64، 96 يا 128 مگابايت دارند.
علاوه بر حافظه دروني دستگاه، امكان اضافه كردن حافظه به شكل كارت هاي مختلف فلش (عمدتاSD ،MMC يا(CF وجود دارد. اين كارت هاي حافظه در حجم هاي مختلف موجود هستند، اما سرعت خواندن و نوشتن آن ها با يكديگر فرق مي كند و هر دستگاه ممكن است از يك يا چند نوع آن ها استفاده كند؛ لازم است بدانيد كه دستگاه تان تا چه سقفي از حجم حافظه جانبي را پشتيباني مي كند.
ورود و خروج اطلاعات
نحوه وارد كردن اطلاعات به اين دستگاه ها بسيار متنوع است؛ صفحه كليد ثابت با تمام كليدهاي خاص مورد نياز، صفحه كليد مجازي(Virtual) كه بر روي صفحهLCD نمايش داده مي شود و مي توانيد با قلم مخصوص كليدها را فشار دهيد، صفحه حساس به لمس، نرم افزار تشخيص دست خط و غيره. اكثر دستگا ه ها، چند دكمه اصلي هم دارند كه با فشار دادن آن ها، نرم افزارها يا كاركردهاي خاص و مهم دستگاه به سرعت جلو چشم تان ظاهر مي شود.
معمولا نرم افزارهاي تشخيص دست خط (كه در مدل هاي پالم به نام گرافيتي]Graffiti[ شناخته مي شود و كار كردن با آن راحت تر است)، منطقه خاصي از صفحه نمايش دستگاه را به عنوان محل نوشتن حروف يا اعداد مي شناسند. فرد با قواعد از پيش تعريف شده، شكل حروف را با قلم مخصوص پلاستيكي(stylus) روي آن منطقه رسم مي كند و قلم را حركت مي دهد؛ نرم افزار مربوط با شناسايي الگوي حركت قلم، حرف يا عدد موردنظر را مي شناسد و روي صفحه، نمايش مي دهد. نكته مثبت نرم افزارهاي تشخيص دست خط، راحتي يادگيري آن ها و كاربردي بودن شان است، اما به هر حال كندتر از نوشتن عادي عمل مي كنند، دقت آن ها هيچ وقت كامل نيست و ممكن است بعضا حروف و عدد را صحيح تشخيص ندهند.
براي كار كردن با صفحه كليد مجازي، شما با قلم پلاستيكي روي حروف و اعداد نمايش داده شده برروي صفحه حساس به لمس دستگاه ضربه مي زنيد و تايپ مي كنيد. بعضي از دستيارهاي ديجيتال شخصي، صفحه كليد ريزتر فيزيكي بر روي بدنه خود دارند؛ اما اكثر آن ها، صفحات كليد تاشو بيروني دارند كه به عنوان لوازم جانبي به فروش مي رسد و مي توان آن را به دستگاه وصل كرد و شروع به تايپ كردن نمود.
تعداد بسيار كم تري از اين دستگاه ها، از نرم افزار تشخيص صدا و دستورهاي كلامي بهره مند هستند؛ شما در واقع با استفاده از ميكروفن، كلمات يا دستورهاي لازم را به دستگاه مي دهيد و نرم افزار، جملات شما را به اطلاعات خاص تبديل مي كند.
هماهنگ سازي با كامپيوتر شخصي مادر
چون دستيارهاي ديجيتال شخصي به عنوان مكمل كامپيوترهاي شخصي يا لپ تاپ ها به كار مي روند، هر گونه اطلاعات و نرم افزار مورد نياز آن ها بايد با كامپيوتر مادر تبادل و هماهنگ يا اصطلاحا سينكرونيزه شود.(Synchronization) هر كدام از اين دستگاه ها بايد بتوانند به يك كامپيوتر شخصي وصل شوند تا مثلا قرار ملاقاتي را كه روي كامپيوتر منزل گذاشته ايد بر روي خود سوار كنند يا شماره تلفني را كه در حافظه آن يادداشت كرده ايد به كامپيوتر منزل انتقال دهند.
براي انجام چنين كاري، اين كامپيوترهاي جيبي معمولا مجهز به پورت يا گذرگاه خاص و كابل ويژه اي هستند تا به كامپيوتر شخصي وصل شوند. نرم افزارهاي اصلي هم بر رويCD موجود است تا بر روي كامپيوتر شخصي نصب(install) شوند و اطلاعات را بر روي كامپيوتر جيبي منتقل كنند. نسل قديم اين دستيارها از پورت سريال استفاده مي كردند، اما در حال حاضر اكثر آن ها به پورتUSB متصل مي شوند.
علاوه بر اين ارتباطات كابلي و سيمي، ارتباط بي سيم به صورت مادون قرمز(infrared) و بلوتوث (Bluetooth) هم در برخي از دستگاه ها وجود دارد. امكان ارتباط با شبكه بي سيم يا واي فاي هم در بسياري از مدل ها موجود است. ارتباط مادون قرمز، از همه ارزان تر، اما سرعتش پايين تر و كاربرد آن هم مشكل تر است؛ تا شعاع 5/1 1 متر كار مي كند و دستگاه بايد به صورت مستقيم (مثل كنترل از راه دور) مقابل چشمي دريافت كننده دستگاه مقابل (مثلا گوشي موبايل) قرار گيرد. ارتباط بلوتوث گران تر است و قيمت دستگاه را بالا مي برد، اما در عوض با فركانس راديويي بلوتوث
۴/۲ گيگاهرتز كار مي كند، ديجيتال و بدون تداخل است و در بلوتوث نوع 1، برد حداكثر 15 10 متر و در بلوتوث نوع 2، برد حداكثر 100 متر دارد. ارتباط واي فاي با شبكه بي سيم، برد حدود 150 100 متر دارد و مي توان از طريق آن به صورت بي سيم به اينترنت متصل شد، اي ميل ها را چك كرد و يا فايل دانلود نمود. البته بايد اشتراك ارايه كننده خدمات اينترنت بي سيم هم داشته باشيد.
امكانات جانبي جديد
طبيعي است كه رشد فن آوري در اين زمينه، با سرعت بالايي ادامه دارد. نسل جديد پالم ها و پاكت پي سي ها، امكانات جانبي اضافه تري نيز به همراه دارد:
امكان وارد كردن سيم كارت تلفن همراه و استفاده در شبكه تلفن همراه GSM (از جمله شبكه كشور خود ما) با فركانس هاي مختلف آن؛ البته بايد توجه داشته باشيد كه به جز برخي از پاكت پي سي ها كه شماره سريال آن ها توسط مخابرات ثبت شده است، بقيه دستگاه ها ثبت شده(registered) نيستند و بايد براي استفاده از امكان تلفن همراه، با پرداخت مبلغي به مخابرات، شماره سريال دستگاه تان را ثبت كنيد تا بتوانيد از آن استفاده كنيد.
گيرنده سيستم مكان يابي جهاني يا؛GPS برخي از كامپيوترهاي جيبي، درون خود كيتGPS دارند (يا مي توان به آن ها اضافه كرد) كه با استفاده از آن، مختصات مكان كاربر به صورت ماهواره اي همواره مشخص است. اين سيستم فعلا در كشور ما كاربردي ندارد!
دوربين ديجيتال؛ برخي از دستگاه ها، دوربين ديجيتال با قدرت تفكيك۰۴۶*084) VGA پيكسل) و جديدا 3/1 مگاپيكسل را در خود گنجانده اند. عكس هاي ديجيتال نوع 3/1 مگاپيكسل، تا اندازه 13*9 سانتي متر با كيفيت خوب قابل چاپ است.
ضبط صدا؛ از برخي از دستگاه ها مي توان به عنوان ضبط كننده صدا استفاده كرد.
3mp پلير؛ شايد ساده ترين امكاني كه اشاره كردن به آن خيلي ابتدايي جلوه مي كند، پخش 3mp است.
پخش كليپ تصويري و گيم؛ فكر نمي كنم به توضيح بيشتري نياز باشد.
قيمت
مدل، سرعت پردازنده، مقدار حافظهRAM وROM ، رنگي يا سياه و سفيد بودن صفحه نمايش و قدرت تفكيك آن، داشتن امكان ارتباط بي سيم بلوتوث و شبكه بي سيم، نرم افزارها و سخت افزارهاي جانبي، همه و همه بر قيمت دستگاه تاثير مي گذارند. مدل هاي پالم از قيمت زير 100 هزار تومان تا حدود 700 هزار تومان در بازار كشور ما موجود است، اما يك مدل متوسط با كارآيي مطلوب، بين 350 230 هزار تومان به فروش مي رسد. مدل هاي پاكت پي سي از قيمت حدود 200 هزار تومان تا حدود 800 هزار تومان متغير است، اما يك مدل متوسط با كارآيي مناسب بين 430 280 هزار تومان تمام مي شود.
نكته مهم ديگر آن است كه قيمت پاكت پي سي و پالم در كشور ما، به دليل اين كه فن آوري آن نسبتا جديد و روبه رشد است و هنوز در جامعه به عنوان يك وسيله كاربردي جا نيفتاده است، نسبتا غيرمنطقي است و اختلاف آن با بازارهاي جهاني و منطقه اي (مثل دبي) قابل توجه است. بنابراين، در صورت امكان چنان چه قصد خريد اين دستگاه ها را داريد و مي توانيد روي كمك دوست يا آشنايي در كشورهاي مجاور حساب كنيد، ترجيحا دستگاه را از آن مراكز تهيه كنيد. جالب است بدانيد كه هيچ گونه گارانتي رسمي و غيررسمي هم در كشور ما براي اين دستگاه ها ارايه نمي شود. پس خيال تان كاملا راحت باشد!
تلفن هاي همراه نسل سوم
به عنوان نكته آخر بايد گفت كه كارهاي بسيار ساده تر و ابتدايي تر دستيارهاي ديجيتال شخصي مثل دفترچه تلفن، يادداشت، زنگ يادآور وغيره به نوعي در گوشي هاي تلفن همراه قابل اجراست، اما توجه داشته باشيد كه تلفن هاي همراهي كه در حال حاضر در بازار رايج هستند، نمي توانند كارآيي كامل يك پالم يا پاكت پي سي را داشته باشند. البته تلفن هاي همراه نسل سوم كه به تدريج وارد بازار ما هم خواهند شد، سعي كرده اند اين فاصله را هر چه كم تر كنند، اما احتمال اين كه يك شركت سازنده تلفن همراه بتواند پالم يا پاكت پي سي خوبي هم از آب دربياورد، خيلي كم تر از آن است كه شركت سازنده پالم يا پاكت پي سي، كيتGSM را در دستگاه خودش جاسازي كند. هر دستگاهي را براي كاركرد خاصي ساخته اند؛ پس تا زماني كه تلفن هاي همراه نسل سوم بتوانند جايگزين واقعي كامپيوترهاي جيبي شوند (كه مدت نسبتا زيادي زمان مي برد)، بهتر است هويت اين دستگاه ها را نديده نگيريم و از كاربردهاي آن ها بهره مند شويم!
نحوه كار دستيار ديجيتال شخصي
اين كامپيوترهاي كوچك قطعات مشتركي دارند تا بتوانند كارهاي معمول خود را انجام دهند:
پردازنده يا پروسسور؛ مغز اصلي دستگاه را تشكيل مي دهد و تمام كاركردهاي دستگاه را هماهنگ مي كند.
سيستم عامل؛ نرم افزار رابط بين دستگاه و كاربر است كه در اين كامپيوترها، بسيار ساده و كاربردي شده است.
صفحه نمايشگر؛LCD به دو صورت سياه و سفيد و رنگي موجود است؛ معمولا در اكثر دستگاه ها حساس به لمس است و با قلم مخصوص مي توان روي صفحه را لمس و اطلاعات خاص را وارد كرد.
حافظه؛ به دو شكل ROM (حافظه ثابت) و RAM (حافظه متغير) و احيانا حافظه هاي جانبي است كه با كارت هاي حافظه خاص قابل افزايش است.
باتري؛ با انواع مختلف، از نيم قلمي و قلمي تا انواع ليتيمي قابل شارژ بر حسب مدل.
دستگاه هاي ورودي؛ كليد ها، دكمه ها، صفحه كليد حقيقي يا مجازي (نرم افزاري)، صفحه حساس به لمس وپورت ها يا گذرگاه هاي اتصال به كامپيوتر يا دستگاه هاي خاص.
CD نرم افزار؛ براي نصب كردن روي كامپيوتر منزل يا لپ تاپ وLoad كردن آن ها بر روي دستگاه از طريق كابل مخصوص.
سال هاست كه اين دو رده از دستيارهاي ديجيتال شخصي يعني پالم و پاكت پي سي، به رقابت سخت خود در زمينه سخت افزار و نرم افزار ادامه مي دهند. هر كدام از آن ها مزايا و معايبي دارند كه در نوع خود قابل توجه اند. براي انتخاب از بين اين دو، لازم است به مشخصات خاص مد نظرتان حتما دقت و درباره آن ها تا حد امكان مطالعه يا پرس و جو كنيد.
مزايا
پالم
راحتي استفاده از سيستم عامل، قيمت كم تر، عمل كرد بهتر پردازنده، تشخيص بهتر دست خط با نرم افزار گرافيتي، هماهنگ سازي بهتر با كامپيوتر شخصي (هم اپل و هم آي بي ام)، راحتي كار با اي ميل ها در نرم افزارهاي مختلف باVersa Mail و مهم تر از همه، فراواني بسيار قابل توجه نرم افزارهاي كاربردي رايگان و يا ارزان قيمت براي پالم؛ نكته آخر بسيار قابل توجه است.
پاكت پي سي
داشتن سيستم عامل ويندوز و شباهت بيشتر آن به كامپيوتر شخصي، كارآيي بهتر در زمينه صوت و تصوير و در كل مولتي مديا، سازگاري بيشتر با بسته هاي نرم افزاري خاص مايكروسافت و در راس آن آفيس، داشتن چند نرم افزار مختلف براي تشخيص دست خط، توليد كنندگان متنوع.
معايب
پالم
سازگاري كم تر با فايل هاي بسته نرم افزاري آفيس؛ البته نرم افزار
Documents To Go در سيستم عامل پالم، تا حدي توانسته اين خلا را جبران كند، اما كماكان كمبودهايي دارد.
پاكت پي سي
قيمت گران تر، سخت بودن نسبي يادگيري كار با دستگاه در مقايسه با پالم، نرم افزارهاي جانبي كم تر (به صورت رايگان) و عدم سازگاري كامل با اپل
نوشته شده توسط مهراد در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 ساعت 0:28 | لينک ثابت |
چندی پيش در گزارشی، خبر از راهاندازی نخستين پروژه کاربردی در شبکه تلفن همراه کشور، يعنی سرويس پيکآسا داديم. با شروع به کار سيستم پيکآسا، امکان ارسال نامه الکترونیکی(ايميل) و نيز پيغام آنلاين به کاربران اينترنت، از طريق تلفن همراه فراهم میشد. از آنجا که فعاليت این سرويس، مبتنی بر امکان ارسال پيام کوتاه در شبکه موبايل است، با گسترش اين امکان در شبکه موبايل کشورمان، استفاده از سيستم پيکآسا نيز هر چه بيشتر از طرف مشترکان تلفن همراه مورد توجه قرار گرفت.
در همان گزارش نيز از سوی مسئولين اين پروژه گفته شد که خدمات ديگری نيز در آينده نزديک به صورت رايگان به مشترکين ارائه خواهد شد.
اخيرا در عملکرد اين سرويس، اختلالاتی مشاهده میشود، همچنين خوانندگان ماهنامه و سايت نيز با ارسال پيام و ايميل در اين خصوص تذکر دادهاند.
برای ارائه توضيح در مورد وضعيت فعلی پيکآسا، و بررسی علل اين اختلالات، حميد يوسف زاده مدير اين پروژه در گفتوگويی با دنيای کامپيوتر و ارتباطات شرکت کرده است.
اخيرا در استفاده از خدمات رايگان پيکآسا مشکلاتی به چشم میخورد، اين مشکلات از سوی خوانندگان ما نيز بارها تاييد شده است.
همين طور است، بسياری از کاربران خدمات پيکآسا که از اواخر ارديبهشت ماه راهاندازی شده است، متوجه اختلالاتی که اخيرا در اين خدمات پديد آمده است شدهاند. اين اختلالات به دو شکل بروز کردهاند: بعضی اوقات پيغامهايی که کاربران به شماره سيمكارت موبايل پيكآسا (يعنی 09132807760 ) ارسال می کنند، به مقصد نمی رسد و يا با تاخير زمانی بسيار زيادی می رسد، و گاهی نيز به هيچ وجه نمی توان به اين شماره،SMS ارسال کرد و در هنگام ارسال، پيغام ارسال شده با fail مواجه می شود.
منشا اين اختلالات کجاست؟ مشکل در نرمافزار و سيستم شماست؟ يا از شبکه مخابراتی؟
با توجه به تلاش وافری که مسئولين و متخصصين گروه پيکآسا در توليد برنامههای هرچه کماشکالتر و مطمئنتر داشتهاند، اختلالات ذکر شده تنها در موارد بسيار محدود، و آن هم به صورت کوتاه مدت مربوط به نرمافزار مورد استفاده بوده است. اختلالات طولانی مدت (مانند اختلالی که در حال حاضر وجود دارد) مربوط به مرکز سوئيچ SMS (SMSC )مورد استفاده مخابرات است که در بسياری مواقع در ارائه خدمات پيک آسا وقفه ايجاد می کند. اين مشکل به قدری است که کاربران عادی سيستم پيام کوتاه (SMS) نيز فراوان با آن برخورد می کنند.
در باره اين مشکل توضيح دهيد.
مشکل ذکر شده به اين شکل است که به دليل نامعلومی، در بسياری از موارد، پيغامهايی که شما به مقصد يک موبايل ارسال میکنيد تا مدتی به اين موبايل تحويل نمیشوند (بدون دليل معقول، مثل اين که حافظه سيم کارت پر شده باشد، و يا موبايل در دسترس نباشد) ولی ناگهان تمامی پيغامهای موبايل مورد نظر به سمت اين موبايل ارسال میشوند. به اين ترتيب برخی از پيغامها با تاخير چندين ساعته تحويل میشوند که به هيچ وجه قابل قبول و توجيه نيست. اين مشكل تاكنون برای بسياری از كاربران سرويس SMS فعلی پيش آمده است.
يعنی مشکل سرويس پيکآسا، فقط همان مشکل موجود در سيستم پيام کوتاه کشور است؟
خير! مشکل عجيبی که به نظر می رسد تنها گريبانگير سيم کارت مورد استفاده برای خدمات پيک آسا می شود، اين است که مدتی پس از ايجاد اشکال بالا، SMSC تمامی SMSهايی را که به سمت اين شماره ارسال می شوند reject می کند و به هيچ وجه نمی توان به مقصد اين شماره موبايل، پيغام فرستاد!
در اين زمينه و برای رفع مشکل، با مسئولين مخابرات گفت وگو کرده اید؟
بار قبل که اين اشکال ايجاد شده بود، مسئله با کارشناسان مرکز SMSC در ميان گذاشته شد، اما با وجود همکاری و تلاش بسيار خوب اين متخصصين براي رفع مشکل، اين معضل به شکل عادی حل نشد، بلکه بعد از گذشت چند روز مشکل خود به خود حل شد و خدمات دوباره برقرار شدند.
و حالا چرا باز شاهد بروز اين اشکال در پيک آسا هستيم؟
اکنون به موازات افزايش اختلال در سيستم ارسال پيام کوتاه در شبکه موبايل، باز هم شاهد بروز اين اشکال در سرويس عمومی و رايگان پيک آسا هستيم. اين بار با توجه به اين موارد، تنها دليلی که مجموعا برای اين اختلالات می توان بيان کرد، اين است که SMSC عملکرد درستی ندارد و نمی توان مبتنی بر آن يک سرويس امن و هميشگی ارائه کرد، که البته اين نکته بسيار مهم و حساسی است، نتيجتا ضروری است که مسئولين مخابرات در اين زمينه، تدبيری بينديشند.
دست اندرکاران پروژه پيک آسا ضمن پوزش از كاربران اين خدمات، از مسئولين مخابرات تقاضا می کنند که براي رفع هر چه سريع تر اين مشکل، اقدامات لازم را به عمل آورند.
تلاش هميشگی گروه پيک آسا، فراهم آوردن يك سرويس امن و مطمئن برای كاربران بوده و اميدواريم با همکاری مسئولين شركت مخابرات ايران به اين هدف دست بيابيم.
در همان گزارش نيز از سوی مسئولين اين پروژه گفته شد که خدمات ديگری نيز در آينده نزديک به صورت رايگان به مشترکين ارائه خواهد شد.
اخيرا در عملکرد اين سرويس، اختلالاتی مشاهده میشود، همچنين خوانندگان ماهنامه و سايت نيز با ارسال پيام و ايميل در اين خصوص تذکر دادهاند.
برای ارائه توضيح در مورد وضعيت فعلی پيکآسا، و بررسی علل اين اختلالات، حميد يوسف زاده مدير اين پروژه در گفتوگويی با دنيای کامپيوتر و ارتباطات شرکت کرده است.
اخيرا در استفاده از خدمات رايگان پيکآسا مشکلاتی به چشم میخورد، اين مشکلات از سوی خوانندگان ما نيز بارها تاييد شده است.
همين طور است، بسياری از کاربران خدمات پيکآسا که از اواخر ارديبهشت ماه راهاندازی شده است، متوجه اختلالاتی که اخيرا در اين خدمات پديد آمده است شدهاند. اين اختلالات به دو شکل بروز کردهاند: بعضی اوقات پيغامهايی که کاربران به شماره سيمكارت موبايل پيكآسا (يعنی 09132807760 ) ارسال می کنند، به مقصد نمی رسد و يا با تاخير زمانی بسيار زيادی می رسد، و گاهی نيز به هيچ وجه نمی توان به اين شماره،SMS ارسال کرد و در هنگام ارسال، پيغام ارسال شده با fail مواجه می شود.
منشا اين اختلالات کجاست؟ مشکل در نرمافزار و سيستم شماست؟ يا از شبکه مخابراتی؟
با توجه به تلاش وافری که مسئولين و متخصصين گروه پيکآسا در توليد برنامههای هرچه کماشکالتر و مطمئنتر داشتهاند، اختلالات ذکر شده تنها در موارد بسيار محدود، و آن هم به صورت کوتاه مدت مربوط به نرمافزار مورد استفاده بوده است. اختلالات طولانی مدت (مانند اختلالی که در حال حاضر وجود دارد) مربوط به مرکز سوئيچ SMS (SMSC )مورد استفاده مخابرات است که در بسياری مواقع در ارائه خدمات پيک آسا وقفه ايجاد می کند. اين مشکل به قدری است که کاربران عادی سيستم پيام کوتاه (SMS) نيز فراوان با آن برخورد می کنند.
در باره اين مشکل توضيح دهيد.
مشکل ذکر شده به اين شکل است که به دليل نامعلومی، در بسياری از موارد، پيغامهايی که شما به مقصد يک موبايل ارسال میکنيد تا مدتی به اين موبايل تحويل نمیشوند (بدون دليل معقول، مثل اين که حافظه سيم کارت پر شده باشد، و يا موبايل در دسترس نباشد) ولی ناگهان تمامی پيغامهای موبايل مورد نظر به سمت اين موبايل ارسال میشوند. به اين ترتيب برخی از پيغامها با تاخير چندين ساعته تحويل میشوند که به هيچ وجه قابل قبول و توجيه نيست. اين مشكل تاكنون برای بسياری از كاربران سرويس SMS فعلی پيش آمده است.
يعنی مشکل سرويس پيکآسا، فقط همان مشکل موجود در سيستم پيام کوتاه کشور است؟
خير! مشکل عجيبی که به نظر می رسد تنها گريبانگير سيم کارت مورد استفاده برای خدمات پيک آسا می شود، اين است که مدتی پس از ايجاد اشکال بالا، SMSC تمامی SMSهايی را که به سمت اين شماره ارسال می شوند reject می کند و به هيچ وجه نمی توان به مقصد اين شماره موبايل، پيغام فرستاد!
در اين زمينه و برای رفع مشکل، با مسئولين مخابرات گفت وگو کرده اید؟
بار قبل که اين اشکال ايجاد شده بود، مسئله با کارشناسان مرکز SMSC در ميان گذاشته شد، اما با وجود همکاری و تلاش بسيار خوب اين متخصصين براي رفع مشکل، اين معضل به شکل عادی حل نشد، بلکه بعد از گذشت چند روز مشکل خود به خود حل شد و خدمات دوباره برقرار شدند.
و حالا چرا باز شاهد بروز اين اشکال در پيک آسا هستيم؟
اکنون به موازات افزايش اختلال در سيستم ارسال پيام کوتاه در شبکه موبايل، باز هم شاهد بروز اين اشکال در سرويس عمومی و رايگان پيک آسا هستيم. اين بار با توجه به اين موارد، تنها دليلی که مجموعا برای اين اختلالات می توان بيان کرد، اين است که SMSC عملکرد درستی ندارد و نمی توان مبتنی بر آن يک سرويس امن و هميشگی ارائه کرد، که البته اين نکته بسيار مهم و حساسی است، نتيجتا ضروری است که مسئولين مخابرات در اين زمينه، تدبيری بينديشند.
دست اندرکاران پروژه پيک آسا ضمن پوزش از كاربران اين خدمات، از مسئولين مخابرات تقاضا می کنند که براي رفع هر چه سريع تر اين مشکل، اقدامات لازم را به عمل آورند.
تلاش هميشگی گروه پيک آسا، فراهم آوردن يك سرويس امن و مطمئن برای كاربران بوده و اميدواريم با همکاری مسئولين شركت مخابرات ايران به اين هدف دست بيابيم.
نوشته شده توسط مهراد در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 ساعت 22:35 | لينک ثابت |
با پذيرش تغييرات شگرف فناوری در اقتصاد جديد، ساير عرصهها از جمله بازاركار نيز از جهات گوناگون دچار تغيير میشود. جهاتی نظير: نوع، چگونگی و سرعت انطباق عرضه و تقاضای كار، بهرهوری نيروی كار، نرخ بيكاری طبيعی، بيكاری اصطكاكی، نرخ جستوجوی شغلی كارگران و كارفرمايان، نابرابری دستمزدها، گسترش بازاركار به مناطق دوردست، كار از راه دور(Teleworking) و... كه در بخشهای بعدی مقاله تغييرات برخی از آنها را مورد بررسی قرار میدهيم. نظرسنجیهای انجام گرفته درباره استفاده از اينترنت برای اهداف شغلی نشان میدهد كه تعداد رو به افزايشی از كارگران در هنگام جستوجوی شغل از اينترنت استفاده میكنند و كارفرمايان نيز مشاغل مورد نياز را به سايتهای استخدام اينترنتی ارسال داشته يا در سايتهای شركتی خود اعلام میدارند. از آنجا كه اينترنت يك وسيله كم هزينه برای انتقال اطلاعات است، كسب وكار استخدام اينترنتی، يكی از رشتههای سود آورِ دات كام در اينترنت شده است. باتوجه به عمر كوتاه و نوپای اين رشته از فعاليت، لاجرم تجربه دو كشور ايالات متحده و انگلستان كه در اين عرصهها پيشتاز هستند را مورد بررسی قرار دادهايم.
ما اين احتمال را بررسی میكنيم كه آيا با تغيير جستوجوی شغل و استخدام به سمت اينترنت، انطباق شغلی بهتر شده و نرخ بيكاری اصطكاكی كاهش میيابد. قویترين پيشبينی درباره اثر اقتصاد كلان اينترنت كه به وسيلهای برای كاريابی و استخدام تبديل شده، اين است كه باعث انطباقهای بهتر خواهد شد. اما استدلال اين است كه تأثير آن بر بيكاری اصطكاكی نامشخص است چرا كه كاهش هزينه جستجو باعث میشود تا كارگران به جستجوی تعداد مشاغل بيشتری پرداخته، بنگاهها نيز مجبور به بازنگری و غربال در بين تعداد متقاضيان بيشتری شوند و در نهايت حتی كارگران شاغل هم به جستجوی مشاغل جديد تمايل پيدا كنند كه مجموع اين عوامل، زمان جستوجو را افزايش میدهد.
بخشهای بعدی مقاله به شرح زير تهيه شدهاند. ابتدا به ويژگیهای اقتصاد جديد و محوريت ICT و به ويژه اينترنت در آن اشاره كرده، سپس در بخش 3 به تاريخچه انطباق در اقتصاد میپردازيم و در بخش 4 علل بيكاری اصطكاكی كه ناشی از اطلاعات ناقص و هزينه جستوجو است را شرح میدهيم. بخش 5 به نقش اينترنت در مراحل مختلف كار اختصاص دارد. بخش 6 و 7 پتانسيلهای اينترنت در مرحله كاريابی و استخدام را تشريح كرده و تأثير اينترنت بر انطباق بهتر كارگر و كارفرما را نشان میدهد. بخش 8 عوارض و مشكلات كاريابی اينترنتی را از حيث گزينش نامناسب متقاضيان كار توضيح میدهد و در بخش 9 نقش نهادهای واسطهای در حل اين مشكلات تشريح میگردد. در بخش نتيجهگيری نيز با استناد به مباحث مطروحه در مقاله، نكات پيشنهادی برای بازاركار ايران ارائه میشود.
2- اقتصاد جديد، ICT و اينترنت
اصطلاح «اقتصاد جديد» بتدريج رواج يافته و چشمانداز جديدی را ترسيم میكند كه با گسترش فناوری اطلاعات همراه است. يك تعريف كلی از اقتصاد جديد به عملكرد اقتصاد در عصر اطلاعات اشاره دارد. در چنين اقتصادی، فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT-Information and Communication Technology) گسترش و اهميت فزايندهای پيدا میكند. جامعه انسانی طی قرون گذشته تأثيرات قابلتوجهی از تغييرات فناوری پذيرفته است. ICT به ارضای نيازهای ارتباطی و اطلاعاتی كه به ايجاد دانايی و بنابراين به همه اشكال توسعه كمك مینمايند، مربوط است. ICT امكانات جديدی برای تبادل اطلاعات ايجاد مینمايد و توان بالقوه بالايی دارد تا به قابليت انسان برای ايجاد دانش جديد، بيافزايد. چنين دگرگونیهايی باعث رشد بهرهوری نيروی كار شده و با بهرهبرداری بهتر از منابع، نرخ بيكاری سازگار با تورم غيرشتابان (NAIRU- Non-Accelerating Rate of Unemployment) را كاهش میدهد (نوردهاوس 2001).
يك تعريف محدود از اقتصاد جديد به جنبه اينترنتی اقتصاد اشاره دارد به نحوی كه توليد كالاها و خدمات جامعه شديداً به اينترنت وابسته میشود. اصطلاح مرتبط با آن «اقتصاد عريان» (Nude Economy) است به اين معنا كه با گسترش اينترنت، اقتصاد شكل شفافتر و در معرض ديدتری پيدا میكند (ريزك 2002). به اين ترتيب شاهد اقتصادهايی خواهيم بود كه مقايسه قيمتها (از جمله دستمزد) برای خريدار و فروشنده بسيار آسانتر شده، نقش برخی واسطهها كمرنگ گشته و هزينههای مبادلاتی و موانع ورود كاهش میيابد (اكونوميست 2000). پس اقتصاد جديد در برگيرنده مقولاتی از قبيل اطلاعات، اينترنت، نوآوری و رشد جديد است. در اقتصاد جديد با پيشرفتهای خيرهكننده در پردازش، نگهداری و انتقال اطلاعات، میتوان كاربرد فناوریهای اطلاعاتی را در تمامی زوايای حيات اجتماعی مشاهده كرد. بطوريكه ”ريزپردازنده توانمند“ پيشقراول يك ”تمدن سيليكونی“ خواهد بود (وبستر1380). شاخصهای اصلی توسعه اينترنت، نرخ رشد بسيار بالايی را نشان میدهند، اما فاصله بين كشورهای پيشرفته صنعتی و بقيه جهان همچنان بسيار بالا است. بطور مثال شكاف ديجيتالی كشورهای پيشرفته و توسعه نيافته در زمينه كاربران اينترنتی و توزيع ميزبانان اينترنتی كاملاًُ محسوس است.
فرانك وبستر در كتاب نظريههای جامعه اطلاعاتی بيان میدارد كه نخستين تعريف از اطلاعات كه به ذهن خطور میكند تعريفی معناشناختی است: اطلاعات معنادار بوده، دارای يك موضوع است و آگاهی يا دستوری درباره چيزی يا كسی است. اما كنت ارو معتقد است كه معنای اطلاعات بطور مختصر و كوتاه عبارتست از كاهش در عدم قطعيت (ارو، 1979).
اطلاعات، كاربر را قادر میسازد تا درمورد چيزی شناخت پيدا كند و از آن دانايی برای برقراری ارتباط، يادگيری، فكر كردن و تصميمگيری در مواقع نياز استفاده نمايد. اطلاعات مواد اوليه برای دانايی است درست بمانند چوب كه مادهای اوليه برای ميز است. دانايی يك شكل از سرمايه است، و فناوری يك كاربرد از دانايی برای كار است (ماسودا، 1990).
افزايش در اطلاعات منجر به بهبود ساختار دانايی موجود میشود، كه بدنبال آن موجب ترقی و انتقال به ساختار جديد دانايی میگردد، و ساختار قديمی توسط دانايی جديد بهبود میيابد (نمودار زير).
دانايی جديد = افزايش اطلاعات + دانايی قديمی
اهميت اطلاعات چنان است كه در كنار زمين، كار و سرمايه به عامل چهارم و مجزای توليد تبديل شده است. اما ارزش اطلاعات رابطه معكوسی با كميت آن دارد. اطلاعات بيش از حد، فراوری و كاربرد آن را بسيار پرهزينه میسازد. برای اين كه اطلاعات ارزش واقعی داشته باشد، بايستی بصورت اطلاعات واقعی، اصيل، بیپرده و مشخص با يك روش مستقيم و دقيق پردازش گردد. در انتهای مقاله نشان خواهيم داد كه چگونه سايتهای اينترنتی با ارائه انبوه دادههای شغلی متقاضيان استخدام، كارفرمايان را در گزينش نيروی كار مناسب دچار مشكل میكنند.
3- انطباق و تاريخچه آن در اقتصاد
نخستين اقتصاددانهايی كه به مطالعه بازاركار میپرداختند از اهميت اصطكاك(Friction) آگاه بودند اما نمیتوانستند آن را در مدلهای صوری بگنجانند. جان هيكس در كتاب نظريه دستمزد (1932) پس از تعريف انواع مرسوم بيكاری ادعا كرد برخی از انواع بيكاری باعث تغيير دستمزد نمیشوند از جمله بيكاریهايی كه با منحنیهای عرضه و تقاضای ثابت نيروی كار سازگاری داشته و بيكاری نرمال را تشكيل میدهند. به نظر هيكس يكی از دلايل مهم وجود بيكاری نرمال كه به مفهوم بيكاری طبيعی فلپس و فريدمن نزديك است اين واقعيت است كه «حتی اگر رشد كل صنعت صفر باشد اين احتمال میرود كه برخی بنگاههای صنعتی تعطيل شده، يا حوزه فعاليت خويش را كاهش دهند، در حاليكه ساير بنگاهها متولد شده يا گسترش پيدا میكنند تا جای آنها را بگيرند. پس بنگاههای گروه اول نيروی كار را اخراج كرده و گروه دوم آنها را به خدمت میگيرند؛ و درشرايطی كه بنگاه و كارگر در مجاورت هم نباشند، و در نتيجه اطلاع از فرصتها ناقص باشد، ... تعجبی نخواهد داشت كه يك فاصله زمانی بين اخراج و اشتغال به كار مجدد بايد بگذرد و طی آن فاصله كارگر بيكار خواهد ماند.» (هيكس 1963، ص 45 به نقل از پترونگلا و پيساريدس 2000 ص 425)
ويليام هوت در كتاب نظريه منابع بيكار (1939) نيز بر اهميت اصطكاك در بازارهای كار مدرن تأكيد ورزيد. او تلاش كرد بين علل مختلف بيكاری طرف عرضه تفكيك قايل شود. هوت در گروه بيكاران، كارگرانی را لحاظ نمود كه " به صورت فعال در جستوجوی كار هستند" چون "تصور میكنند جستجوی فرصت شغلی بهتر، ارزش درآمد از دست رفته فعلی را دارد." او سپس استدلال كرد كه چنين افرادی را نبايد به عنوان بيكار در نظر گرفت چون آنها از جانب خويش كار میكنند و وظيفهای كه يك مؤسسه كاريابی برعهده دارد را انجام میدهند. نظريه مسلطی كه پس از بحران بزرگ دهه 1930 ظاهر گشت نظريه بيكاری كينز بود. كينز احتمالاً برای نخستين بار از اصطلاح «بيكاری اصطكاكی» (Frictional Unemployment) و "بين مشاغل" استفاده كرد و علت آن را "بیدقتیهای متعددی دانست كه در مسير رسيدن به اشتغال كامل بوجود میآيد." فلپس و فريدمن نيز در دهه 1960 ادعای هيكس را تكرار كردند كه در تعادل، يك ميزان بيكاری "طبيعي" وجود دارد كه مستقل از عوامل اسمی بوده و باعث تعديل دستمزدها نمیشود. در نسل جديد مدلهای بازاركار، تابع انطباق كارگر و كارفرما يك مفهوم كليدی به حساب میآيد (همان منبع ص 6-425).
با ظهور فناوریهای جديد اطلاعاتی، تأثير آنها بر بازاركار و به ويژه بر انطباق شغلی مورد توجه اقتصاددانها قرار گرفته است. به طور مثال ودوانی (2000) پيشبينی میكند " انتظار بر اين است كه با گسترش اينترنت، امكان انطباق عالیتر شغلی بين بيكاران و مشاغل خالی موجود فراهم شود- اين اثر بايد به كاهش NAIRU بيانجامد. كروگر (2000) ثابت میكند هزينه آگهی در سايتهای شغلی اينترنتی 5 درصدِ يك آگهی دعوت به همكاری در روزنامههای مهم است، و با كاهش هزينههای جستوجو، انطباق شغلی بهتر شده و بيكاری كاهش میيابد. ترديدی نيست با انطباق بهتر به واسطه پيشرفت ICT و اينترنت، منافع بالقوهای وجود خواهند داشت. اما شواهد تجربی درباره آثار بالفعل و واقعی اينترنت بر بازاركار هنوز در مراحل ابتدايی و بسيار محدود هستند.
4- اطلاعات ناقص، هزينه جستجو و بيكاری اصطكاكی
يك رويكرد كه بر اساس مدلهای نئوكلاسيكی بازاركار، به نيروی كار به عنوان كالا مینگرد اجازه كاربرد تئوریهای معين اقتصادی مثل تئوری هزينه مبادلاتی(Transaction Cost Theory) ، اقتصاد اطلاعات و نا اطمينانی، و تئوری جستوجوی شغلی(Job Search Theory) را برای تحليل اثرات مستقيم اينترنت بر بازاركار میدهد.
در قلب اقتصاد اطلاعات، هزينههای مبادلاتی قرار دارند (يعنی هزينههای كسب، انتقال و تجزيه و تحليل اطلاعات). اقتصاد اطلاعات فرض میگيرد كه افراد در بازاركار، اطلاعات كامل ندارند. به اين علت از «عقلانيت محدود»(Boumded Rationality) يا «نادانی عقلايی» سخن گفته میشود كه بهواسطه نااطمينانی درباره آينده و محدوديتها در ظرفيت ذهنی انسان ايجاد میگردد.
تئوری جستوجوی شغلی، از رويكرد اقتصاد اطلاعات برای تحليل رفتار كارجويان در بازاركار استفاده میكند. اطلاعات درباره موقعيت مشاغل خالی و جبران خدمات و دستمزدهايی كه ارائه میشوند ناقص هستند. چون جستوجوی شغل هزينهزا است يك كارگر برای يافتن بهترين پيشنهاد شغلی تا بینهايت به جستوجو ادامه نمیدهد. بلكه وی هنگامی دست از جستوجو برمیدارد كه هزينه نهايی فعاليت جستوجو برابر با بازدهی نهايی اين جستوجو (ارزش افزوده انتظاری از جستوجو، يعنی افزايش در دستمزد دريافتي) شود. هنگامی كه به اين مرحله برسيم كارجو بهترين پيشنهاد شغلی كه طی جستوجو تاكنون شناسايی كرده را قبول میكند و يا در شغل سابق ( و يا بيكار) باقی میماند.
اين تئوریها با پيشرفت فناوری كاملاً تناسب دارند چون هزينههای مبادلاتی شديداً تحت تأثير فناوری هستند. ICT به طور عام و اينترنت به طور خاص باعث كاهش اين هزينهها شدهاند. طبق مدل ساده جستوجوی شغلی كه در بالا توضيح داديم با در دسترس قرار گرفتن فناوریهای جديدتر و ارزانتر جستوجو، هزينه جستوجو كاهش يافته و طبق قانون تقاضا، مدت زمان و شدت جستوجوی شغلی را افزايش میدهد و در نتيجه باعث انطباق كاراتر عرضه و تقاضای كار میشود.
يك سنت قديمی در اقتصاد كار، تفكيك بين انواع بيكاری ساختاری، اصطكاكی و ادواری است. بيكاری ادواری را میتوان زيرمجموعهای از بيكاری ساختاری دانست كه عمدتاً بيانگر دورههای بيكاری موقتی در نتيجه جستوجوی شغل و مشكلات انطباق در رابطه با ترك كار، تازهواردان به بازاركار و اخراج از شغل به واسطه نارضايتی كارفرما است. بطور كلی بيكاری اصطكاكی آن نوع از بيكاری است كه از تغيير و تحول دائمی در بازاركار ناشی میشود. علل چنين بيكاری عبارتند از:
عدم اطلاعات كامل كارفرما از خيل كارگران موجود و صلاحيتهای شغلی آنها و عدم اطلاعات كامل كارگران موجود از مشاغل خالی عرضه شده توسط كارفرمايان.
به عبارت ديگر، علت اصلی بيكاری اصطكاكی پديده "اطلاعات ناقص" است. اين احتمال هست كه تعداد مشاغل خالی با افراد در جستوجوی كار كاملاً منطبق باشد و نيز مهارت و صلاحيت كارجويان با آنچه بنگاههای در جستوجوی كارگر نياز دارند مطابقت داشته باشد. با اين حال بيكاری اصطكاكی هنوز هم اتفاق میافتد چون اشخاص در جستوجوی كار و بنگاههای مايل به استخدام كارگران از ويژگیهای يكديگر بیاطلاع هستند. در فضای اطلاعات ناقص، كارفرما و كارگر برای اين كه گزينههای بهتری پيدا كنند به جستوجوی گزينههای جديد میپردازند.
كارفرمايانی كه در جستوجوی كارگر جديد هستند به ندرت نخستين متقاضی را استخدام میكنند. آنها خواهان يافتن ”بهترين كارگر موجود“ برای پر كردن شغل خالی هستند. استخدام كارگری كه عملكرد ضعيفی دارد برای بنگاه پرهزينه است. برخی اوقات حتی خاتمه دادن به خدمت وی هم هزينه دارد. بنابراين كارفرمايان به جستوجو میپردازند- آنها با تخصيص زمان و منابع اقتصاد برای غربال كردن(Screening) متقاضيان سعی میكنند تا شايستهترين كارگر كه حاضر به پذيرش شرايط شغلی و دستمزد آنها است را پيدا كنند.
به همين ترتيب كارجويان نيز در جستوجوی گزينه شغلی بين بديلهای موجود هستند. آنها از شيوههای گوناگون مانند مراجعه شخصی، تماس تلفنی با كارفرمايان، جستوجو در آگهیهای استخدام روزنامه، انجام مصاحبه شغلی، ثبتنام در اتحاديههای كارگری و انجمنهای حرفهای، مؤسسات كاريابی خصوصی و... استفاده میكنند.
كارجويانی كه به دنبال منفعت شخصی هستند- خواهان پيدا كردن شغلی جذابتر از گزينههای فعلی كه میشناسند- ترغيب میشوند تا به فعاليت جستوجوی شغلی اقدام نمايند. هر اندازه كه يك كارجو فرصتهای شغلی بالقوه بيشتری پيدا میكند، احتمال اين كه با هر "جستوجوی اضافی"، يك گزينه جذابتر پيدا شود كاهش میيابد. بنابراين، "فايده نهايی" حاصل از جستوجوی شغلی، با زمان صرف شده برای جستوجوی يك شغل كاهش میيابد، چون احتمال كمتری میرود كه جستوجوی بيشتر به موقعيت شغلی بهتری منجر شود. اصلیترين هزينه جستجوی شغل معمولاً هزينه فرصت دستمزدهای از دست رفته در نتيجه خودداری از قبول بهترين گزينه موجود است. اين هزينه با يافتن گزينههای بهتر افزايش میيابد. بنابراين "هزينه نهايي" جستوجوی شغل همراه با طول زمان جستجوی شغل افزايش خواهد يافت. چون جستجوی بيشتر به معنای دستمزدهای از دسترفته در مشاغل جذابتر است كه با جستجویهای قبلی بدست آمده است.
همچنان كه فايده نهايی حاصل از جستجوی اضافی كاهش، و هزينههای نهايی افزايش میيابد، در نهايت به جايی میرسيم كه كارجوی عقلايی نتيجه میگيرد فايده بالقوه از جستجوی اضافی ارزش هزينه متحمل شده را ندارد. اينجاست كه بهترين گزينه حاصل از فرايند جستجو انتخاب خواهد شد. اما اين يك فرايند زمان بر است، و طی اين زمان، كارجو به بيكاری اصطكاكی اقتصاد كمك میكند. لازم است توجه شود كه اگر چه بيكاری اصطكاكی يك عارضه جانبی به حساب میآيد، فرايند جستجوی شغل معمولاً به افزايش كارايی اقتصادی و درآمد واقعی بالاتر برای كارگران منجر میشود.
تغييراتی كه بر هزينهها و فايدههای جستوجوی شغلی تأثير بگذارد، بر سطح بيكاری نيز مؤثر است. برای مثال اگر يك فناوری جديد برای جستجوی شغل وارد اقتصاد شود، كسب اطلاعات درباره فرصتهای شغلی را آسانتر ساخته و بيكاری اصطكاكی كاهش خواهد يافت. از طرف ديگر، هر تغيير و تحولی كه هزينه جستجوی مداوم كارجو را كاهش میدهد، به دورههای طولانیتر جستجو میانجامد. با فرض ثابت بودن ساير شرايط، اين كاهش در هزينه جستجوی شغل، كارجويان را به افزايش زمان جستوجو ترغيب میكند در نتيجه سطح بيكاری به سمت بالا افزايش میيابد.
نتيجه اين كه فعاليت جستوجوی شغل ( و بيكاری اصطكاكي) يك وظيفه مهم در بازاركار انجام میدهد: انطباق بهتر مهارتها و ترجيحات كارگر با نيازهای كارفرما. يعنی با انطباق بهتر، افراد در مشاغل متناسبتر با مهارت و تجربه خويش استخدام میشوند. به اين ترتيب استفاده كاراتری از منابع اقتصادی (نيروی كار) به عمل میآيد و كمتر شاهد پديدههای غيراقتصادی مثل استخدام كارشناس كامپيوتر در شغل اپراتوری كامپيوتر و استخدام كاردان كامپيوتر در شغل برنامهنويس كامپيوتر خواهيم بود.
5- نقش اينترنت در مراحل مختلف كار
با گسترش دسترسی به اينترنت در اواخر دهه 1990، فناوریهای مورد استفاده كارگران برای يافتن مشاغل جديد سريعاً تغيير كرد. رونق گرفتن تجارت الكترونيكی، نگاهها را عمدتاً به سمت چگونگی تأثير اينترنت بر بازار كالاها معطوف كرده است. اما اينترنت با تغيير در روش جستوجوی شغل توسط كارگران و شيوه استخدام بنگاهها و انجام كار، بازاركار را نيز متحول میسازد. اين تحولات در چهار مرحله از بازاركار قابل شناسايی است:
1- مرحله جستوجوی اطلاعات: اينترنت میتواند با فراهم ساختن امكان دسترسی به انواع اطلاعات بازاركار، به مديران منابع انسانی طی فرايند تصميم كمك نمايد. همين قضيه در مورد كارجويان هم صادق است كه میتوانند اينترنت را برای كسب اطلاعات درباره فرصتهای شغلی و چشمانداز اشتغال زيرورو كنند.
2- مرحله غربال كردن و انطباق اوليه: هزينه غربال كردن مشاغل در اينترنت بسيار كمتر از ساير رسانهها (مثلاً روزنامه)است. همچنين به كمك فيلترگذاری پويا، روشهای پيشرفتهتر جستوجو، تأييد با پست الكترونيكی و ساير فنون ارائه شده در اينترنت، كارآمدی جستوجو بيشتر میشود.
3- مرحله مذاكره و گفتوگو از طريق تماس شخصی: مصاحبههای شغلی به طور سنتی متكی به جلسات رودررو است. اما با كمك ICT، مثلاً ويدئو كنفرانس، نيز میتوان از راه دور مصاحبه شغلی كرد.
4- عملكرد كاری و تحويل خدمت و دريافت اجرت كار: در صورتيكه نهادهها و نتايج كار را بتوان ديجيتالی كرد قابل تبادل بين كامپيوترها هستند. خدمات نيروی كار- كار واقعی كه كارگر انجام میدهد- به جای عرضه در محل، دايماً به سمت عرضه اينترنتی پيش میرود. تقاضا برای نيروی كار، وابستگی كمتری به شرايط محلی پيدا میكند. در اينجا كار از راه دور را خواهيم داشت.
بازاركار اينترنتی به تدريج درحال گسترش است و حتی در برخی بخشهای اقتصادی كشورهای پيشرفته نقش مهمی ايفا میكند. اما مبادلات مجازی در اين بازارها، هنوز تا حد زيادی به مرحله انطباق محدود میشود. در بخش انطباق، فناوری اينترنت توانسته است با پيدا كردن فرصتهای شغلی بهتر، جهشهای قابل توجهی در كارايی بوجود آورد. اما تا زمانی كه خدمات كارگرانی كه در بازار آزاد اينترنتی مبادله میشود استاندارد و قابل اندازهگيری نشود، بازارهای كار مجازی به صورت گسترده اشاعه پيدا نمیكند.
6- پتانسيلهای اينترنت در مرحله كاريابی و استخدام
دادههای مربوط به استفاده كارگران ازكامپيوتر و اينترنت در حين كار در دهه 1990 در امريكا نشان دهنده روند كاربرد فزاينده آنها است. در سال 2001، 56 درصد كارگران سنين 18تا 65 سال گفتهاند كه در محل كار از كامپيوتر استفاده میكردند در مقايسه با فقط 25 درصد در سال 1984. استفاده از اينترنت نيز افزايش شديدی يافته و از 17 درصد در سال 1997 به 49 درصد در سال 2001 رسيده است (جدول 1).
اينترنت با سرعت به منبع اصلی اطلاعات برای كارجويان تبديل میشود. يك شاخص از تأثيرگذاری اينترنت بر مبادلات بازاركار را میتوان در تعداد زياد سايتهای شغلی ديد كه به تازگی در اينترنت ايجاد شدهاند و برخی از آنها نرخ گردش شغلی قابل ملاحظهای دارند. اينك كاريابی و استخدام نيروی كار از فعاليتهای اصلی در اينترنت است. هر هفته ميليونها كارگر در سراسر جهان و به ويژه كشورهای توسعه يافته به دنبال مشاغل خالی در سايتهای شغلی يا سايت شركتها به جستوجو میپردازند. علاوه بر اين ميليونها كارگر نيز رزومههای خود را به وب سايتهای استخدامی ارسال میدارند به اميد اينكه پيشنهاد شغلی را دريافت دارند. تقريباَ تمام بنگاههای بزرگ نيز مشاغل مورد نياز را در اينترنت تبليغ كرده و يا به بنگاههای استخدام اينترنتی ارسال میدارند.
آمارهای استفاده از اينترنت به قصد كاريابی نشان میدهد كه در سال 2001، 16 درصد آمريكايیهای در جستوجوی شغل از اينترنت استفاده كردند كه اين نسبت برای كارگران جوان بين 25 تا 35 سال به 26 درصد میرسد. نيمی از بيكاران كه در منزل به اينترنت دسترسی داشتند از آن برای جستوجوی شغل استفاده كردند كه در مورد شاغلين اين نسبت 15 درصد است. آمارهای مربوط به كل بيكاران و كل شاغلين نيز به ترتيب 15 درصد و 7 درصد است. در انگلستان نيز تقريباَ يك سوم افراد بيكار در جستوجوی شغل كه به اينترنت دسترسی داشتند گفتند از آن استفاده كردهاند. نكته حيرتآور در مورد شاغلانی بود كه در جستجوی شغل جديدی بودند و 75 درصد اظهار داشتند از اينترنت استفاده كردهاند. به دليل آسانی نسبی جستوجوی شغل در اينترنت، تعداد فراوانی از شاغلين نيز از اين وسيله برای كاريابی در امريكا و انگلستان استفاده میكنند. مؤسسه NORAS در انگلستان برآورد میكند كه از مجموع جستوجوكنندگان در اينترنت 22 درصد بيكار بوده در صورتی كه 54 درصد مشاغل تمام وقت داشته و 18 درصد ديگر شغل نيمه وقت داشتند. هركار جو به طور متوسط به جستجوی 5 سايت میپردازد (فريمن 2002 ،ص 297).
طبق بررسی گاريس و متروپ (2001) تقريباً 300 سايت شغلی در آلمان (با 2/1 ميليون فهرست شغلي) و 200 مورد در انگلستان (با 800 هزار فهرست شغلی) وجود دارد. يك نظرسنجی از جمعيت 10 كشور عضو جامعه اروپا در 1999 نشان داد كه از ميان ساكنان جامعه اروپا كه در سال گذشته به دنبال شغل بودند، 39 درصد هنگام جستوجوی شغل از اينترنت استفاده كردند. در كشور پيشتاز، فنلاند، اين نسبت 62 درصد بود.
آن سوی ديگر قضيه، استفاده گسترده از اينترنت توسط بنگاهها است كه مشاغل مورد نياز را آگهی كرده و نيروی كار را استخدام میكنند. در ميان مدت، سايتهای شغلی جای آگهی روزنامهها را به عنوان روش اصلی برای ارائه فرصتهای شغلی میگيرد. برای مثال در يك نظرسنجی از شركتها در سال 2000،پيشبينی شد آگهی استخدام در سال2004، 31 درصد كاهش و آگهی اينترنتی52 درصد افزايش يابد. اساساً همه بنگاههای بزرگ امريكايی و انگليسی، مشاغل خالی خود را در اينترنت ارائه كرده و اجازه پركردن فرم تقاضا را در همان لحظه میدهند. در يك نمونهگيری در انگلستان، 71 درصد بنگاهها اظهار داشتند كه به سايتهای شغل اينترنتی، آگهی استخدام دادهاند اما اكثريت آنها متوجه شده بودند كه وب سايتهای شركتی آنها بهترين منبع جذب داوطلبان كيفی است (آيوتر 2001 ،ص 29 ).
شكل و خدماتی كه سايتهای استخدام اينترنتی ارائه میدهند متفاوت است. اكثر سايتها ”ستونهای آگهی شغلی“ هستند يعنی همتای الكترونيكی آگهی استخدام در روزنامهها كه مشاغل در دسترس را طبق شغل، تجربه، مكان و ... طبقهبندی میكنند. برآورد میشود بيش از 2500 سايت شغلی با 10 ميليون ثبت ورودی(Posting) و نيز 500 مؤسسه اينترنتی مبادله رزومه درسال 2000 وجود داشته است. اين سايتها به بنگاهها يا مؤسسات استخدام نيروی كار، فضای آگهی مشخصات شغلی را میفروشند. منابع سنتی فروش آگهی مشاغل كه روزنامهها و مجلات تخصصی بودند واكنش نشان داده و با راهاندازی سايت استخدامی مخصوص به خود در اينترنت، فضايی رايگان در اختيار آگهیدهندگان خود گذاشتند. در نقطه مقابل، بانكهای اطلاعات رزومهها هستند كه در جمعآوری رزومهكارگران تخصص داشته و در قبال دسترسی بنگاهها به اين بانك اطلاعاتی، از آنها پول میگيرند. برخی از اين بنگاهها پس از اينكه بنگاه داوطلبهای مورد نظر خود را پيدا كرد پول میگيرند. سايرين پس از اشتغال به كار داوطلب پول میگيرند (فريمن 2002،ص 299). درآمد همه سايتهای استخدام اينترنتی از بنگاهها تأمين میشود در حاليكه خدمات را به رايگان در اختيار كارگران میگذارند. هزينه كارگران عمدتاً هزينه زمان جستجو است، اگر چه احتمالاً درآينده بخشی از هزينه جستجوی بهتر بنگاه را نيز آنها متحمل خواهند شد.
سايتهای استخدام اينترنتی برای اينكه كارگران را جهت جستجو و ارسال رزومه به سمت سايت خود جذب كنند، اطلاعات رايگان درباره حقوق يا فرصتهای آموزشی ارائه كرده و در مورد بهترين روشهای مصاحبه شغلی همراه با ساير توصيههای شغلی و كاريابی رهنمود میدهند.
صرفههای شبكه و ساير انواع صرفههای مقياس نشان میدهد كه نهايتاً تعداد اندكی سايت بزرگ، بازار جستوجوی شغل اينترنتی را زير سلطه خود میگيرند. اما يك عامل متضاد، مزايای سايتهای تخصصی كوچك است كه كارگران و كارفرمايان را در صنايع و مشاغل خاص و كوچك به هم مرتبط میسازد.
اينترنت همچنين يك فرصت برای جمعآوری دادههای بيشتر و احتمالاً بهتری از بازاركار فراهم میسازد. برخلاف منابع دادههای متعارف كه تصوير لحظهای از بازاركار میدهند،(سابقه و تاريخچه مبادله) سايتهای شغلی اينترنت، درخواستهای استخدام شغلی و ساير دادههايی عرضه میدارند كه احتمالاً ابزار جديدی برای بررسی پويايیهای بازاركار خواهد بود (آيوتر 2001، ص 31).
7- تأثير اينترنت بر انطباق بهتر كارگر- كارفرما
همان طور كه در بخشهای 5 و6 اشاره شد ICT به طور عام و اينترنت بطور خاص، وعده گشودن عرصهها و فرصتهای جديدی برای بهبود ارتباط كارگر و بنگاه را میدهند. با ورود اينترنت جنبههای مختلف بازاركار تحت تأثير قرار خواهد گرفت. اما در مقاله جنبه كاريابی و استخدام اينترنتی، مدنظر است. سايتهای شغلی و ساير ارتباطات اينترنتی بازاركار بايد، كارايی انطباق كارگران به مشاغل را افزايش دهد. بخشی از كارايی بيشتر میتواند به اين علت باشد كه تشكيل جلسات اوليه بيشتری بين كارگران و كارفرمايان بالقوه امكانپذير است. كارايی بيشتر همچنين میتواند از آنجا ناشی شود كه غربال كردن اينترنتی داوطلبان وجود دارد. برای مثال، برخی شركتهای آمريكايی به متقاضيان استخدام يك پرسشنامه برای مصاحبه الكترونيكی میدهند. اين شركتها با تعديل و تنظيم تدريجی پرسشهای مصاحبه، توانستهاند، فرايند غربال كردن را بهبود بخشيده و نرخ حفظ نيروی كار را افزايش دهند.
افزايش كارايی انطباق را در اقتصاد آمريكا میتوان به تدريج شاهد بود. به رغم اين واقعيت كه آگهیهای دعوت به همكاری روزنامهها معمولاً در هنگام كاهش نرخ بيكاری افزايش میيابد، شاخص آگهیهای دعوت به همكاری روزنامهها در سراسر دوره رونق اقتصادی دهه 1990 ثابت باقی مانده است.
يك برداشت از واقعيات فوق اينست كه منحنی بوريج(Beveridge Curve) ـ رابطه منفی بين تعداد مشاغل خالی و نرخ بيكاری ـ به سمت مبدأ جابجا شده است كه با بهبود در كارايی انطباق كل مشاغل در بازاركار امريكا سازگار است.
يك توضيح قابل تأمل ديگر اينست كه فضای آگهی مشاغل خالی از روزنامهها به اينترنت نقل مكان كرده است. اما افزايش كارايی انطباق بازاركار را به هيچ وجه نمیتوان انكار كرد. برآوردهای جديد نشان میدهد كه NAIRU نيز طی دهه 1990 كاهش يافته است (آيوتر 2001، ص 28).
نظريه جستوجوی بازاركار پيشبينی میكند با كاهش هزينه جستجوی شغل، بهرهوری افزايش خواهد يافت. چون كارگران و بنگاهها با سرعت بيشتری قادر به بررسی انطباقهای بالقوه هستند و كيفيت انطباق مورد نظر- يعنی حداقل بهرهوری كه يك كارفرما تحمل خواهد كرد، يا معادل آن، حداقل دستمزدی كه يك كارگر قبول خواهد كرد- افزايش میيابد. كيفيت انطباق بالاتر، توليد را افزايش داده ودستمزد كارگر و سود بنگاه نيز طبق آن بالا میرود. به طور كلی با كاهش هزينههای جستوجو، بيكاری نيز كاهش خواهد يافت. علاوه بر اين انطباقهای شغلی بهتر بايد انگيزه كارگر به جدا شدن از كارفرمايش را كاهش دهد. البته تحت شرايط معينی افزايش كيفيت انطباق مورد نظر میتواند بيكاری را كاملاٌ خنثی سازد. به طور مثال چون اينترنت، امكان جستجوی پيشنهادات شغلی بهتر را برای افراد شاغل آسانتر میسازد ـ و به همين ترتيب برای كارفرمايان نيز پيدا كردن فرد جايگزين در هنگام ترك كارگران آسانتر است - احتمالاً انگيزه جدا شدن و اخراج بيشتر شغلی میباشد.
در سال 1998،7 درصد كارگران شاغل به طور منظم از اينترنت برای جستجوی يك شغل جديد استفاده كردند، اين ميزان جستجوی حين كار بسيار بيشتر از ساير روشهای معمول است. مسأله فوق نشان میدهد كه اينترنت تأثير زيادی در جستجوی شغلی كارگران شاغل خواهد داشت. در واقع، مدت زمان اشتغال به كار در يك شغل برای همه گروههای سنی و هر دو جنس كاهش يافته است، اين روند با افزايش نرخ گردش نيروی كار سازگار است.
جدا ساختن تأثير كاهش هزينههای جستجو از وسوسه فرصتهای شغلی بهتر و يك فرهنگ تجاری كه تمايل بيشتری به اخراج پيدا كرده است مشكل بوده و اين موضوع شايسته بررسی دقيقتری میباشد. همچنين مهم است بررسی شود كارفرمايانی كه در جستجوی نيروی كار در سايتهای شغلی هستند در مقايسه با زمانی كه از آگهیهای دعوت به همكاری استفاده میكنند آيا با سرعت بيشتری وكارگران بهتری پيدا میكنند. در مورد كارگرانی كه از جستجوی شغلی اينترنتی استفاده میكنند نيز بررسی شود. در نتيجه سايتهای شغلی چندين مزيت نسبت به همتايان متنی خود، يعنی آگهیهای استخدام در روزنامهها دارند. اين سايتها از سه طريق باعث افزايش كارايی اقتصاد میشوند: كاهش هزينه مبادلاتی، تصفيه سريعتر بازاركار و انطباق بهتر بين كارگران و مشاغل خالي.
1) هزينه مبادلاتی كمتر اينترنت برای بنگاهها را به راحتی میتوان ثابت كرد، سايتهای اينترنتی در مقايسه با آگهیهای روزنامهای، حجم بيشتری اطلاعات درباره تعداد مشاغل بيشتر را به تعداد مخاطبان بيشتر با هزينه كمتر ارائه میدهند. مثلاً يك آگهی استخدام در نيويورك تايمز با شمارگان 1.7 ميليون نسخه در روز، 4500 دلار هزينه بر میدارد. در حاليكه مانستر دات كام 8/3 ميليون بازديد كننده منحصربفرد در ماه می 2000 داشت، و 137 دلار برای يك آگهی 30 روزه تعيين میكند كه مبلغی كمتر از 5 درصد روزنامه است. برآورد میشود هزينه استخدام اينترنتی برای بنگاهها حدود يك پنجم استفاده از رسانههای چاپی باشد (كروگر 2000). جستجوی مشاغل در سايتها آسانتر است. آنها به روزتر هستند چون آگهیها لحظهای اعلان شده و به دفعات بيشتری تغيير و ويراستاری میشوند. به اشخاص اجازه میدهند تا مهارتهای خويش را به كارفرمايان تبليغ نموده و نيز بالعكس.
2) جستجوی شغل اينترنتی باعث بهبود نرخ كاريابی شده و انتظار میرود بيكاری اصطكاكی را كاهش دهد. كارفرمايان میتوانند از سايتهای شغلی برای غربال كردن داوطلبان استفاده كنند، با مشخص كردن اينكه فهرست مشاغل مورد نياز آنها فقط در اختيار داوطلبانی است كه صلاحيتهای ويژه مثلاً مدرك يا تجربه خاص را داشته باشند. البته ممكن است در عمل هيچ رابطهای بين جستجوی شغل اينترنتی و زمان پيدا كردن شغل (بيكاری اصطكاكي) ديده نشود و علت آن میتواند اين باشد كه كاهش هزينه جستجو باعث افزايش مدت زمان جستجو توسط بيكاران و كارگران شاغل شود، و فرآيند پركردن مشاغل خالی را كند نمايد. به طور كلی در يك مدل استاندارد جستجو، هزينه جستجو بر زمان جستجو تأثير میگذارد، به طوريكه اگر اينترنت در انطباق كارگران با مشاغل كارايی بيشتری داشته باشد، باعث افزايش زمان جستجو میشود چون پيدا كردن يك انطباق خوب را ارزانتر میسازد. تأثير اينترنت بر كل زمان جستجو برای شغل، به دامنه اين اثر قيمتی بر زمان جستجو، در مقايسه با كاهش در زمان جستجو به علت بهبود تكنولوژی جستجو بستگی دارد. اينكه كدام اثر غلبه يابد يك بررسی تجربی است.
3) مهمترين نقش مثبت استخدامهای اينترنتی برای بازاركار در انجام انطباقهای شغلی بهتر است. سايتهای شغلی میتوانند نقش فعالی در انطباق داشته باشند. اينك به جای انتظار كشيدن تا كارگران يا بنگاهها يكديگر را پيدا كنند، نرمافزارهايی وجود دارند كه قادر به تجزيه و تحليل فهرستهای شغلی اعلان شده و رزومهها هستند تا انطباقهای محتمل و موجه را شناسايی نموده و سپس هر دو طرف را مطلع میسازند. برخی الگوريتمهای انطباق(Matching Algorithm)، از رفتار كارگران كسب اطلاع كرده، به مشاغلی توجه میكنند كه يك كارگر خاص متقاضی آن بوده و توصيههای وی را طبق آن تنظيم مینمايند. علاوه بر اين كارفرمايان میتوانند از اينترنت برای بررسی مهارت يا انجام آزمون شخصيت در موضع تقاضای شغل استفاده كنند. اينترنت با توانايی انتشار گسترده اطلاعات درباره مشاغل، قاعدتاً بايد "شبكه دوستان قديمی و هم محلهایها" را شكسته و موانع جغرافيايی سنتی را از بين ببرد. كسی كه در يك كافینت در يك روستای دور افتاده نشسته است میتواند مشاغل را در مراكز استانها و مركز كشور به دقت از نظر گذرانده و تقاضای استخدام بدهد. اگر وی توانايی و مهارت لازم را داشته باشد میتواند بر يك متقاضی با صلاحيت كمتر از مراكز استان پيروز شود.
اين تحولات باعث ايجاد منافع اجتماعی میشود اما اين منافع به صورت يكسان توزيع نشده و فراگرد تحقق منافع باعث ايجاد مشكلات جديدتری میشود. يكی از مهمترين اثرات اينترنت بر بازاركار، احتمالاً ايجاد نهادهای جديدی خواهد بود كه مشكلات پيشآمده را با فرصتهای جديدی حل و فصل نمايد.
8- عوارض و مشكلات كاريابی اينترنتی
اينترنت با افزايش كارايی بازاركار،منافع اجتماعی بوجود میآورد. اما اين منافع به صورت يكسان توزيع نشده و احتمالاً مشكلات جديدی بوجود میآورند. در اينجا به چند نمونه از مشكلات و به ويژه به مشكل گزينش نامناسب اشاره میشود:
گزينش نامناسب(Adverse Selection) متقاضيان كار: اطلاعات درباره صفات و ويژگیهای كارگران را میتوان به دو نوع پهنای باند پايين و بالا(Low and High Bandwidth) تقسيم كرد. دادههای پهنای باند پايين، اطلاعات عينی قابل اثبات از قبيل تحصيلات، مدرك، تجربه و حقوق هستند. دادهها پهنای باند بالا صفاتی مثل كيفيت كار، انگيزه و علاقهمندی به كار و ساير شايستگیها هستند. اثبات صفات دسته دوم غالباً مشكل است مگر اينكه از طريق برخورد مستقيم مثل مصاحبه و تماس مداوم بدست آيد. اينترنت باعث ارزان شدن دادههای پهنای باند پايين میشود، بطوريكه هزينه كسب اطلاع و درخواست برای مشاغل را كاهش میدهد. برای مثال، وارسی سايتهای شغلی تقريباً هميشه رايگان بوده و ارسال تقاضای كار به چندين كارفرما بسيار متداول است.
پيامد طبيعی كاهش يافتن هزينه تقاضای كار اين است كه اكثر كارگران برای تعداد مشاغل بيشتری تقاضا میفرستند. در واقع، تقاضاهای زياده از حد به صورت قاعده در اعلآنهای شغلی اينترنتی در میآيد، بطوريكه كارفرمايان گزارش میدهند آنها غالباً تعداد رزومههای فراوانی از سوی داوطلبان پايينتر و بالاتر از سطح صلاحيت را از اطراف و اكناف جهان دريافت میكنند.
اين وضعيت مشكلزا است. كارگران میتوانند قضاوت كنند كه آيا با يك شغل خاص تناسب دارند يا خير( يعنی آنها دادههای پهنای باند بالای شخصی خود را میدانند)، اما كارفرما مجبور است از طريق انجام يكسری مصاحبه و غربال كردن، اين اطلاعات را جمعآوری كند. در جهانی كه ارسال تقاضای كار هزينهدار است، افرادی كه میدانند داوطلبان ضعيفی برای يك شغل خواهند بود زحمت ارسال تقاضای استخدام را به خود نمیدهند. با كاهش هزينه تقاضای استخدام شغلی به نزديك صفر، مشكل گردآوری اطلاعات پهنای باند بالا از بين نمیرود. در عوض، هزينه را به كارفرما يا ساير كارگرانی انتقال میدهد كه بايد تلاش بيشتری بكنند تا صلاحيتهای خويش را نشان دهند. وقتی هزينه تقاضای استخدام كاهش میيابد، بنگاهها احتمالاً از موانع ديگری استفاده میكنند تا گزينش نامناسب را كاهش داده و كيفيت كلی مجموعه تقاضاها بهتر شود. (ِک نتيجه استاندارد علامت دهی(Signalling) اين است که برای کارگران با کيفيت بالا ارزش دارد تا يک علامت بدست آورند که آنها را از سايرين جدا سازد. اگر قيمت علامت کاهش يابد، کارگران با کيفيت پايين نيز از آن استفاده کرده و کارغرمايان با مشکل غربال کردن به اصطلاح گندم از کاه مواجه می شوند.)
اكثر سايتهای شغلی تا حدودی در واكنش به مشكل درخواستهای مازاد و نامناسب، فيلترگذاری را پيشنهاد میكنند تا جلوی درخواست كنندگان بیصلاحيت برای تحويل رزومه گرفته شود. شركتهای خدمات اشتغال اينترنتی كنترلهای سابقه كار اينترنتی و خدمات پيش غربال كردن دارند. يك آگهی تبليغی در آمريكا كه خدمت غربال كردن اينترنتی را معرفی میكرد میپرسيد: آيا او واقعاً در هاروارد بوده است؟ آيا او واقعاً مدرك مايكروسافت دارد؟ مطمئن باشيد ما به شما در اين باره كمك خواهيم كرد.
يك سايت كه مديران سرشناس را به همكاری دعوت میكند به درخواست كنندگان هشدار میدهد كه يك پروسه تقاضای اينترنتی 30 تا 60 دقيقهای را بايد بگذرانند تا واجد شرايط برای تقاضای شغلی شوند. فرض اين است كه لزوم صرف چنين مدت زمانی، باعث كناركشيدن متقاضيان غيرجدی میشود (آيوتر 2001 ،ص 6-34).
بخش اعظم مشاغل از طريق مراجعه شخصی و نه تماسهای رسمی پيدا میشوند كه گزينش نامناسب درخواستهای شغلی احتمالاً يك دليل مهم آنست. برای مثال گزارش میشود كه تقريباً از 300 كاربر اينترنتی مورد سئوال قرار گرفته، 4 درصد، شغل جديد خود را با اينترنت يافتهاند، در مقايسه با 6 درصد از طريق مؤسسات كاريابی، 23 درصد از طريق روزنامه و 40 درصد با مراجعه شخصي. اگر تتقاضای شغلی اينترنتی، باعث گزينش نامناسب شود، يك پيامد ناهنجار آن اين است كه مراجعات شخصی در يك بازاركار به هم متصل مهمتر میشود.
در واقع به نظر میرسد اكثر كارفرمايان معتقدند رزومههای اعلام شده به سايتهای شغلی، بيانگر يك مجموعه كاملاً نامناسب گزينش شده هستند. يك نظرسنجی از كاريابها نشان داد كه 71 درصد رزومههای اعلام شده، متعلق به كارگران بيكار است. مدير استخدام نيروی كار يك شركت گفته است سايتهای شغلی با رزومههای از چهار (جماعت) نامناسب گزينش شده، انباشته شده است: آدمهای ناراحت (كه كارمند مطلوبی نيستند)؛ كنجكاو (و در نتيجه از اين شغل به آن شغل میپرند)؛ غير قابل ترفيع (به دليلی)؛ و بيكار( به دليل بدتری).
شايد به علت همين ذهنيت باشد كه كارفرمايان، مجموعه كارجويان شخصاً خود معرفی كننده را كنارگذاشته و با استفاده فزاينده از اينترنت به دنبال ”داوطلبان انفعالي“ میگردند كه در حال حاضر شاغل بوده و احتمالاً با يك فرصت بهتر تطميع میشوند. اصطلاح هنرمندانه اين عمل، بهرهبرداری(Mining) از استعداد است. آن مستلزم مراجعه مرتب مديران منابع انسانی به سايتهای شركتی، اتاقهای چت، و ساير رسانههای اينترنتی برای شناسايی و ترغيب تقاضای كار از داوطلبان مطلوب است. در حاليكه مؤسسات استخدام نيروی كار كه در استخدام و شكار شاغلان تخصص دارند از مدتها قبل وجود داشتهاند، آنها در وهله نخست در بازارهای كار مديران اجرايی فعاليت میكردند. كاهش هزينه شناسايی و هدفگذاری داوطلبان انفعالی توسط اينترنت، احتمالاً اين نوع از تعقيب كارگر توسط كارفرما در بازارهای كار را بيشتر متداول میسازد كه به ضرر كارجويان بيكار تمام میشود.
كاهش هزينههای جستجو برای كارگران و كارفرمايان بايد باعث افزايش بهرهوری و دستمزد شود، چون كيفيت انطباق شغلی بهبود پيدا میكند. اما منافع بهرهوری برای برخی كارگران احتمالاً با زيان برخی ديگر خنثی میشود.
در دنيای پيش از اينترنت، متقاضيان كمتری برای هر شغل وجود دارد و بنابراين بنگاهها نخستين كارگری كه درخواست كار میكند را استخدام میكنند. در دنيای پس از اينترنت، كارفرما برای هر شغلی درخواستهای بیشماری دريافت میكند. متعاقب آن اينترنت به بنگاهها اجازه میدهد تا كارگرانی كه مناسب فناوری توليد آنها هستند را انتخاب كنند و بازاركار را از يك مجموعه تعادلی كه كارگران ماهر و ساده همراه هم كار میكنند به يك تعادل جداگانه میبرد كه با هم كار نمیكنند. اين انطباق بهتر بنگاه ـ كارگر، باعث جداسازی بيشتر محل كار بر طبق مهارتها شده و رفاه كارگران ساده را به طور مطلق كاهش میدهد.
9- نقش نهادهای واسطهای در حل مشكل گزينش نامناسب
كاهش يافتن هزينه ارتباطات و هماهنگی، همراه با امكانپذيری عرضه خدمات نيروی كار از مكانهای دور افتاده، اين احتمال میرود كه نهادهای جديد بازاركار بوجود آيند تا بين بنگاهها و كارگران بالقوه دور واسطه شوند. اين واسطهها كه در شكل سايتهای اينترنتی ظاهر میشوند اقدام به ضمانت ويژگیهای كارگران و حتی فروش مجدد خدمات آنها میكنند. برخی سايتها محيطهای حراج يا بازار لحظهای ارائه كردهاند كه شركتها میتوانند كارگران فنی مستقل و آزاد(E-Lancing) را شناسايی و با آنها قرارداد ببندند. اين خدمات اينترنتی يك نوع كاركرد بازارسازی دارند، يعنی به بازارهای كار اجازه فعاليت در جائی میدهند كه قبلاً لايههای نازكی از خريداران و فروشندگان در كنار هزينههای مبادلاتی بالا، وجود داشت، و مبادله را بسيار پرهزينه میساخت.
اما ترديدهای جدی در مورد امكان موفقيت (عملی بودن) و برد اين بازارها وجود دارد. همچنانكه پتانسيل برای قراردادهای كار در مكانهای دور افتاده گسترش میيابد، اين پرسش مطرح میشود كه چگونه بازارهای كار الكترونيكی، دادههای پهنای باند بالا مورد نياز برای تقويت انطباق خوب و كاهش گزينش نامناسب را تهيه و توزيع میكنند؟
يك پاسخ، استانداردسازی است. اگر معاملات بازاركار را بتوان به خريدهای كالايی تبديل كرد ـ مثلاً از طريق توسعه شناسنامههای مهارتی مفصل و قابل اثبات، انواع جديد دادههای پهنای باند پايين، كه اثبات آنها راحت است، احتمالاً جايگزين دادههای پهنای باند بالا میشود. اما ناهمگونی ذاتی كارگران و مشاغل احتمالاً يك سقف برای رسيدن به استانداردسازی بازاركار قرار میدهد. با اين حال مؤسسات كاريابی اينترنتی به درخواست بنگاهها اطلاعات متنوع از كارگران دريافت میكنند تا امكان ارزيابی و غربال كردن بدرستی فراهم شود، مثلاً: مشخصات ضامنها، ميزان تحصيلات و سوابق محكوميتهای جنايی و مدنی، گزارش تخلفات رانندگی و اعتبار بانكی و حقوقهای دريافتي. علاوه بر اينها آزمونهای مهارتی و شخصيتی به صورت اينترنتی انجام میشود. كارگران نيز میتوانند اطلاعات بيشتری درباره شرايط كاری و پيش نيازهای مشاغل را از سايتهای مختلف بدست آورند.
يك راهحل بديل به استانداردسازي- يا احتمالاً يك مكمل- افشای اطلاعات مفصلتر است. دادههای اينترنتی شخصیتر شده میتواند دادههای پهنای باند بالا را انتقال دهد كه ضمانتنامهها نمیتوانند چنين كاری بكنند، برای مثال رزومههای الكترونيكی احتمالاً در نهايت- علاوه بر مدارك تحصيلی و تجربه- تركيب پروژههايی كه متقاضی انجام داده، خلاصه ارزيابی مشتريان و حتی ارزيابیهای تشخيص استاندارد شدهای ارائه میدهند.
نتيجه اين كه با گسترده شدن حوزه جغرافيايی بازاركار، تقاضای جديد برای هر دو نوع دادههای بازاركار پهنای باند بالا و پايين بوجود خواهد آمد. اينترنت، اولی را به حد زياد انتقال میدهد، اما بعدی را نمیتوان به صورت الكترونيكی به خوبی انتقال داد. اين تنگنای اطلاعاتی، فرصتهايی برای ظهور نهادهای جديد بوجود میآورد. در حاليكه پيشبينی دقيق شكل و شمايل اين نهادها مشكل است نقش آنها واضح میباشد. با عرضه دادههای پهنای باند بالا برای روغنكاری چرخهای بازاركار، آنها بازارسازی خواهند كرد- يعنی كاهش اطلاعات نامتقارن كه احتمالاً در غير اينصورت سد راه مبادلات بازاركار میشوند.
10- نتيجه گيری
انواع سايتهای كاريابی اينترنتی دير يا زود در ايران رواج و گسترش يافته و با اطلاعات انبوه، ارزان و بهنگامی كه در اختيار كارگران و كارفرمايان قرار میدهند امكان انطباقهای بهتر را فراهم میسازند. اما پيششرط انطباق بهتر، وجود نهادهای جديدی است كه مشكل بنگاهها را در غربال كردن حل نمايند. اين نهادها بايد بتوانند اطلاعات پهنای باند بالا را به شكلهای گوناگون به اطلاعات پهنای باند پايين تبديل نمايند تا ارزيابی و استخدام متقاضيان مناسب، به راحتی انجام گيرد. اثربخشی اين نهادها دركشورهايی بيشتر است كه سوابق گوناگون افراد به صورت قابل استناد در بانكهای اطلاعاتی مختلف موجود بوده و با اندك هزينهای قابل گردآوری است. اما در كشورهای توسعه نيافتهای از قبيل ايران كه حتی آمارهای حياتی و كلان آنها محل ترديد و بحث است، بعيد به نظر میرسد چنين نهادهای واسطهای بتوانند اطلاعات و سوابق اشخاص را براحتی تهيه و در اختياركارفرمايان قرار دهند. البته با رشد نسبی كامپيوتری شدن مؤسسات عمومی و مكانيزاسيون فعاليتها در اكثر بخشهای اقتصاد و ضرورت حياتی چنين اطلاعاتی اميد میرود بتدريج اين گونه اطلاعات تهيه و قابل دسترس شود كه بیترديد ساير بخشهای اقتصاد نيز از آنها بهرهمند خواهند شد.
نوشته شده توسط مهراد در چهارشنبه نهم اسفند 1385 ساعت 0:26 | لينک ثابت |
اين روزها كمتر كسی را میتوان پيدا كرد كه دسترسی به اينترنت داشته باشد و چند صفحه شخصی برای معرفی خود يا صحبت در مورد موضوعات مورد علاقه خود درست نكرده باشد. بخصوص با پيدايش وبلاگها اين قضيه عموميت بسيار بيشتری يافته است. اما اين افراد كه درصد قابل توجهی از آنها دارای تخصص در زمينه كامپيوتر نيستند، با چه ابزاری به توليد صفحات خود میپردازند؟
برای كسانی كه میخواهند تنها چند صفحه كوچك خصوصی برای خود ايجاد كنند، ويرايشگرهای WYSIWYG معمولا مناسب هستند. اين ويرايشگرها به كاربر خود اين امكان را میدهند كه درست مانند زمانی كه با يك برنامه واژهپرداز (مثلا Microsoft Word) كار میكنند، به ويرايش صفحات خود بپردازند. نمونهای از اين ويرايشگر، محيط Microsoft Frontpage و ساير محيطهايی است كه امكانات بسيار سطح بالايی را برای ايجاد صفحات HTML ايجاد میكنند.
اما علاوه بر اين ابزارها كه واسط سطح بالايی را برای كار با صفحات ايجاد میكنند، ابزارهای ديگری نيز وجود دارند كه به توليدكننده صفحات امكانات بيشتری برای كار روی صفحات میدهند. ابزارهايی كه ويزاردهايی را برای ايجاد جداول، تصاوير، اتصالات، فرمها، ليستها و غيره فراهم میكنند از اين دست هستند. كار با اين ابزارها به ندرت نياز به داشتن آشنايی با زبان HTML دارد و همين نكته باعث شده است كه اين ابزارها ابزارهای پرطرفداری باشند.
در محيط ويندوز تعداد زيادی از اين نوع ابزارها وجود دارند كه از آن جمله میتوان به Netscape Composer، Microsoft Frontpage، Netobject Fusion، Adobe GoLive، و Macromedia Dreamweaver اشاره كرد. اين ابزارها برنامههای بسيار وسيعی هستند كه يك ويرايشگر سطح بالا را به همراه سيستمهايی مانند سيستمهای مديريت محتوا (content management) در اختيار كاربران قرار میدهند.
تعداد اين گونه برنامهها در محيط لينوكس كمتر است. برنامه Netscape Composer در محيط لينوكس نيز قابل استفاده است. همچنين میتوان از برنامههايی كه در Officeهای تحت لينوكس مانند StarOffice و Applix قرار دارند نام برد. به هرحال كد HTML توليدی توسط هريك از اين ابزارها معمولا كد درهم و برهمی است.
اما كسانی كه سايتهای حرفهای را ايجاد میكنند، عموما به طور كامل با HTML آشنايی دارند و هرگاه لازم باشد، از ويرايشگرهای متنی نيز برای توليد و تصحيح صفحات استفاده میكنند. علت اين كار بيشتر، خود كد توليدی است. اول اينكه كد توليد شده توسط ويرايشگرهای WYSIWYG معمولا بسيار ناخوانا و گيجكننده است. دوم اين كه تغيير صفحات و كد با استفاده از يك ويرايشگر متنی بسيار سادهتر و روانتر انجام میشود.
علاوه بر اينها، كد نوشته شده توسط خود ايجادكننده صفحات برای خود او بسيار واضحتر و قابل فهمتر است تا كد توليدشده توسط يك ابزار. مخصوصا هنگام كار روی صفحات بزرگ و پيچيده، خوانا بودن كد ايجاد شده از اهميت بسيار بالاتری برخوردار میشود. در اين شماره و شماره آينده برخی از معروفترين و پركاربردترين ويرايشگرهای HTML كه در لينوكس مورد استفاده قرار میگيرند را بررسی خواهيم كرد.
طبيعتا لينوكسكارهای حرفهای، تنها از vi يا emacs يا xemacs استفاده میكنند. كسانی كه میخواهند متن خالص بنويسند و از ويزاردها هيچ استفادهای نكنند يا كسانی كه میخواهند كار دقيقتری روی صفحات خود انجام دهند و از سوی ديگر با ويرايشگرهايی مانند vi ميانه خوبی ندارند، ممكن است از محيطهايی نظير KEdit، KWrite يا ويرايشگر قدرتمند NEdit استفاده كنند.
از ميان ابزارهايی كه در ادامه معرفی میشوند، تنها CoffeeCup تجاری است و ساير ابزارها تحت ليسانس GPL قرار دارند و كاملا مجانی هستند. CoffeeCupدر ابتدا تنها برای محيط ويندوز ارائه شده بود اما بعدا تحت لينوكس نيز ارائه شد. نسخه 30 روزه اين نرمافزار را میتوان از آدرس http://www.coffeecup.com دريافت كرد. اگرچه اين نرمافزار را میتوان جالبترين و جذابترين ويرايشگر صفحات وب از نظر ظاهر و امكانات دانست اما با توجه به اين كه نسخه تجاری آن به قيمت 49 دلار به فروش میرسد، بعيد به نظر میرسد كه با وجود محيطهايی مانند Quanta و Bluefish كه به صورت مجانی موجود هستند، كاربران لينوكس هيچگاه حاضر باشند چنين پولی را برای يك ويرايشگر HTML بپردازند.
در اين مقاله ابزارهای زير مورد بررسی قرار میگيرند:
WebMaker
August
WebDesigner
Coffeecup
Quanta+
Bluefish
كه سه مورد اول در اين شماره و سه مورد بعدی در شماره آينده مطرح خواهند شد. موارد بالا به ترتيب امكاناتی كه عرضه میكنند مرتب شدهاند و آخرين مورد پرقابليتترين مورد است. به عنوان ملاكهای مقايسه ميان اين ويرايشگرها، معيارهای زير مدنظر قرار گرفتهاند:
*
مانايی يا Stability
*
قابل استفاده و روان بودن
*
سطح امكاناتی كه برای ايجاد موارد زير فراهم میكنند:
o
جداول
o
ليستها
o
قابها
o
فرمها
o
تگهای HTML
o
پشتيبانی از ديگر زبانها (Java script، XML، PHP، WML)
o
پشتيبانی نمايشی از گرامر زبان
o
امكان Preview
o
قابليتهای ويژه و امكانات جالب
*
1- برنامه WebMaker: ابزاری كوچك
WebMaker يكی از برنامههای مجموعه KDE است و در ميان محيطهايی كه در اينجا مورد مقايسه قرار گرفتهاند ضعيفترين آنها است و به همين نسبت نيز دارای حجم كمی است. اين برنامه به سرعت قابل دريافت از روی اينترنت است و كار با آن بسيار راحت است. كاربران مبتدی به سرعت با اين ابزار خو میگيرند و میتوانند از آن استفاده كنند. از سوی ديگر اين ويرايشگر دارای ويزاردهای بسيار كمی است و در نتيجه كاربران مبتدی نيز برای كار با آن بايد با HTML آشنا باشند.
اين ابزار هيچ بخشی برای مشاهده نتيجه كار روی صفحه (preview) فراهم نمیكند اما میتوان در آن آدرس يك مرورگر را وارد كرد تا صفحات بوسيله آن نمايش داده شوند.
WebMaker از مانايی قابل قبولی برخوردار است. به اين معنی كه بسيار به ندرت اجرای آن در اثر خطا متوقف میشود. ساختار كلی اين ويرايشگر شبيه Quanta است ولی قابليتهای بسيار كمتری نسبت به آن ارائه میكند. يك ويزارد جدول و همچنين امكاناتی برای كمك در تعيين فونت متنها، ايجاد فرمها و ليستها در اين ابزار ديده میشود. همچنين ويزاردهايی با ظاهر نسبتا عجيب برای ايجاد نبشتههای جاوا و CSS وجود دارند.
از ديگر نكات قابل ذكری كه در اين نرمافزار وجود دارد اين است كه با وجودی كه امكان Go to line برای انتقال به يك خط از فايل وجود دارد، اما هيچ جايی شماره خطها به كاربر نمايش داده نمیشود و در نتيجه اين امكان خيلی قابل استفاده نيست.
ويژگی مهمی كه بايد بيان شود اين است كه اين ابزار به كاربر اين امكان را میدهد تا تنها با يك كليك روی تگها، باعث شود كه آنها با حروف كوچك نوشته شوند و به اين ترتيب فايل با استانداردهای XHTML و WML سازگار شود. امكانی كه در بسياری از محيطهای پيشرفتهتر ارائه نمیشود. يكی ديگر از قابليتهای قابل ذكر اين ويرايشگر كه مربوط به پشتيبانی از XHTML است، اين است كه هر تگی (از جمله <dt>، <dd>، <li>) كه كاربر روی آن كليك كند، WebMaker تگ انتهايی آن را توليد میكند.
*
2- August: ابزاری غيرمعمول
ظاهر برنامه August غيرمعمول به نظر میرسد. اين برنامه از يك سو فاقد برخی امكانات اصلی است و از ديگرسو، برخی امكانات غيرمعمول و جالب در آن گنجانده شده است. اين برنامه هيچ ويزاردی برای توليد قابها، فرمها يا CSS ارائه نمیكند اما ويزارد توليد جدول بسيار مناسب است و به راحتی میتوان از آن استفاده كرد. امكاناتی كه برای ليستها و استفاده از عكسها در اين نرمافزار قرار داده شدهاند نيز بسيار كارآمد هستند.
مطمئنا غيرمعمولترين قابليتهای اين نرمافزار، مربوط به بخش قالبها (templates) است كه میتوانند برای صفحات مختلف استفاده شوند و همچنين ابزاری است كه اين نرمافزار برای تعريف تگهای جديد ارائه میكند كه مورد دوم بيشتر برای ايجاد فايلهای XML مناسب است. اما اين برنامه هيچ امكانی را برای سازگار كردن فايلها با XHTML ارائه نمیكند.
يك قابليت غيرمعمول ديگر در اين محيط اين است كه هر دكمه (button) دارای دو كاركرد است. كليك كردن كليد سمت چپ يكی از كاركردها را فعال میكند و كليد سمت راست باعث فعال شدن كاركرد ديگر میشود.
متاسفانه مانند برخی ويرايشگرهای ديگر، August نيز امكان مشاهده صفحات را به صورت داخلی پشتيبانی نمیكند و در نتيجه كاربر بايد مدت قابل توجهی را منتظر نمايش صفحه در يك برنامه ديگر مثل Netscape بماند.
August يك قابليت غيرمعمول ديگر هم دارد كه بسياری از كاربران اطلاعی از آن ندارند: اين برنامه با زبان Tcl/Tk نوشته شده است كه اين امر، اين برنامه را مستقل از سيستم عامل میكند و روند نصب آن را نيز بسيار سادهتر میسازد. كاربران تنها بايد فايلهای zip برنامه را باز كنند و سپس برنامه بدون نياز به هيچ كار ديگری قابل استفاده خواهد بود.
*
3- WebDesigner: محيطی بهينه
اين برنامه ظاهری بسيار مناسب و مشابه برنامههای تجاری دارد. يكی از دلايل اين كه ظاهر اين نرمافزار بهينه ناميده میشود، اين است كه كاربران به سرعت میتوانند از قابليتهايی كه اين ويرايشگر در اختيار آنها قرار دهند آگاه شوند. دكمههای نرمافزار بسيار قابل فهم هستند و صفحاتی كه در ويزاردها وجود دارند به خوبی سازماندهی شدهاند.
يك قاب باريك در زير پنجره اصلی اين نرمافزار از ديگر قابليتهای قابل توجه اين نرمافزار است. كاربران میتوانند راهنمای هر تگ را در اين قاب مشاهده كنند. اما اشكالی كه وجود دارد اين است كه اگر كاربر نمايش راهنما توسط نرمافزار در اين قاب را غيرفعال كند، باز هم اين قاب در پايين صفحه باقی میماند. در نتيجه اندازه پنجرهای كه در اختيار كاربر قرار میگيرد، محدود میشود.
در نگاه اول، به نظر میرسد كه WebDesigner قابليتهای بسيار زيادی داشته باشد. مثلا قابليتهايی نظير امكان مشاهده صفحات (preview) يا امكاناتی برای مديريت پروژه وب جزو قابليتهای ممتاز اين نرمافزار هستند. همچنين برخلاف ساير ويرايشگرهايی كه در اينجا مورد بررسی قرار گرفتهاند، WebDesigner شماره خطها را هم نشان میدهد(!). اگرچه اين كار را تنها برای خطی انجام میدهد كه كاربر در حال كار روی آن است.
با بررسی بيشتر، اشكالات WebDesigner يكی يكی خود را نشان میدهند. در استفاده از ويزاردها، اغلب ورودیهای بسياری بدون وجود توضيحات لازم پرسيده میشوند. به نوعی كه اگر كاربر با HTML آشنا نباشد، امكان استفاده از اين ويزاردها را نخواهد داشت. يا توضيحاتی تگها، تنها زمانی در قاب پايين صفحه نشان داده میشوند كه كاربر با ماوس روی تگ كليك كند و زمانی كه كاربر مشغول تايپ كردن يك تگ است، اثری از اين توضيحات نيست. در نتيجه اين موضوع به ذهن خطور میكند كه به چه دليل با وجودی كه اين نرمافزار برخی قابليتهای بديهی را در اختيار ندارد، ابزاری مانند WebDesigner Shell را در خود جای داده است.
اين ويرايشگر قابليتهايی را كه در بالا برای سازگاری با XHTML و WML بيان شد ارائه نمیكند. همچنين امكان undo كردن عمليات وجود ندارد كه كار را برای كاربران بسيار مشكل میكند. در نهايت اينكه اين نرمافزار امكان بسيار محدودی را برای پيكربندی خود در اختيار كاربران قرار میدهد و راهنماهای موجود در آن نيز نسبتا كم هستند.
برای كسانی كه میخواهند تنها چند صفحه كوچك خصوصی برای خود ايجاد كنند، ويرايشگرهای WYSIWYG معمولا مناسب هستند. اين ويرايشگرها به كاربر خود اين امكان را میدهند كه درست مانند زمانی كه با يك برنامه واژهپرداز (مثلا Microsoft Word) كار میكنند، به ويرايش صفحات خود بپردازند. نمونهای از اين ويرايشگر، محيط Microsoft Frontpage و ساير محيطهايی است كه امكانات بسيار سطح بالايی را برای ايجاد صفحات HTML ايجاد میكنند.
اما علاوه بر اين ابزارها كه واسط سطح بالايی را برای كار با صفحات ايجاد میكنند، ابزارهای ديگری نيز وجود دارند كه به توليدكننده صفحات امكانات بيشتری برای كار روی صفحات میدهند. ابزارهايی كه ويزاردهايی را برای ايجاد جداول، تصاوير، اتصالات، فرمها، ليستها و غيره فراهم میكنند از اين دست هستند. كار با اين ابزارها به ندرت نياز به داشتن آشنايی با زبان HTML دارد و همين نكته باعث شده است كه اين ابزارها ابزارهای پرطرفداری باشند.
در محيط ويندوز تعداد زيادی از اين نوع ابزارها وجود دارند كه از آن جمله میتوان به Netscape Composer، Microsoft Frontpage، Netobject Fusion، Adobe GoLive، و Macromedia Dreamweaver اشاره كرد. اين ابزارها برنامههای بسيار وسيعی هستند كه يك ويرايشگر سطح بالا را به همراه سيستمهايی مانند سيستمهای مديريت محتوا (content management) در اختيار كاربران قرار میدهند.
تعداد اين گونه برنامهها در محيط لينوكس كمتر است. برنامه Netscape Composer در محيط لينوكس نيز قابل استفاده است. همچنين میتوان از برنامههايی كه در Officeهای تحت لينوكس مانند StarOffice و Applix قرار دارند نام برد. به هرحال كد HTML توليدی توسط هريك از اين ابزارها معمولا كد درهم و برهمی است.
اما كسانی كه سايتهای حرفهای را ايجاد میكنند، عموما به طور كامل با HTML آشنايی دارند و هرگاه لازم باشد، از ويرايشگرهای متنی نيز برای توليد و تصحيح صفحات استفاده میكنند. علت اين كار بيشتر، خود كد توليدی است. اول اينكه كد توليد شده توسط ويرايشگرهای WYSIWYG معمولا بسيار ناخوانا و گيجكننده است. دوم اين كه تغيير صفحات و كد با استفاده از يك ويرايشگر متنی بسيار سادهتر و روانتر انجام میشود.
علاوه بر اينها، كد نوشته شده توسط خود ايجادكننده صفحات برای خود او بسيار واضحتر و قابل فهمتر است تا كد توليدشده توسط يك ابزار. مخصوصا هنگام كار روی صفحات بزرگ و پيچيده، خوانا بودن كد ايجاد شده از اهميت بسيار بالاتری برخوردار میشود. در اين شماره و شماره آينده برخی از معروفترين و پركاربردترين ويرايشگرهای HTML كه در لينوكس مورد استفاده قرار میگيرند را بررسی خواهيم كرد.
طبيعتا لينوكسكارهای حرفهای، تنها از vi يا emacs يا xemacs استفاده میكنند. كسانی كه میخواهند متن خالص بنويسند و از ويزاردها هيچ استفادهای نكنند يا كسانی كه میخواهند كار دقيقتری روی صفحات خود انجام دهند و از سوی ديگر با ويرايشگرهايی مانند vi ميانه خوبی ندارند، ممكن است از محيطهايی نظير KEdit، KWrite يا ويرايشگر قدرتمند NEdit استفاده كنند.
از ميان ابزارهايی كه در ادامه معرفی میشوند، تنها CoffeeCup تجاری است و ساير ابزارها تحت ليسانس GPL قرار دارند و كاملا مجانی هستند. CoffeeCupدر ابتدا تنها برای محيط ويندوز ارائه شده بود اما بعدا تحت لينوكس نيز ارائه شد. نسخه 30 روزه اين نرمافزار را میتوان از آدرس http://www.coffeecup.com دريافت كرد. اگرچه اين نرمافزار را میتوان جالبترين و جذابترين ويرايشگر صفحات وب از نظر ظاهر و امكانات دانست اما با توجه به اين كه نسخه تجاری آن به قيمت 49 دلار به فروش میرسد، بعيد به نظر میرسد كه با وجود محيطهايی مانند Quanta و Bluefish كه به صورت مجانی موجود هستند، كاربران لينوكس هيچگاه حاضر باشند چنين پولی را برای يك ويرايشگر HTML بپردازند.
در اين مقاله ابزارهای زير مورد بررسی قرار میگيرند:
WebMaker
August
WebDesigner
Coffeecup
Quanta+
Bluefish
كه سه مورد اول در اين شماره و سه مورد بعدی در شماره آينده مطرح خواهند شد. موارد بالا به ترتيب امكاناتی كه عرضه میكنند مرتب شدهاند و آخرين مورد پرقابليتترين مورد است. به عنوان ملاكهای مقايسه ميان اين ويرايشگرها، معيارهای زير مدنظر قرار گرفتهاند:
*
مانايی يا Stability
*
قابل استفاده و روان بودن
*
سطح امكاناتی كه برای ايجاد موارد زير فراهم میكنند:
o
جداول
o
ليستها
o
قابها
o
فرمها
o
تگهای HTML
o
پشتيبانی از ديگر زبانها (Java script، XML، PHP، WML)
o
پشتيبانی نمايشی از گرامر زبان
o
امكان Preview
o
قابليتهای ويژه و امكانات جالب
*
1- برنامه WebMaker: ابزاری كوچك
WebMaker يكی از برنامههای مجموعه KDE است و در ميان محيطهايی كه در اينجا مورد مقايسه قرار گرفتهاند ضعيفترين آنها است و به همين نسبت نيز دارای حجم كمی است. اين برنامه به سرعت قابل دريافت از روی اينترنت است و كار با آن بسيار راحت است. كاربران مبتدی به سرعت با اين ابزار خو میگيرند و میتوانند از آن استفاده كنند. از سوی ديگر اين ويرايشگر دارای ويزاردهای بسيار كمی است و در نتيجه كاربران مبتدی نيز برای كار با آن بايد با HTML آشنا باشند.
اين ابزار هيچ بخشی برای مشاهده نتيجه كار روی صفحه (preview) فراهم نمیكند اما میتوان در آن آدرس يك مرورگر را وارد كرد تا صفحات بوسيله آن نمايش داده شوند.
WebMaker از مانايی قابل قبولی برخوردار است. به اين معنی كه بسيار به ندرت اجرای آن در اثر خطا متوقف میشود. ساختار كلی اين ويرايشگر شبيه Quanta است ولی قابليتهای بسيار كمتری نسبت به آن ارائه میكند. يك ويزارد جدول و همچنين امكاناتی برای كمك در تعيين فونت متنها، ايجاد فرمها و ليستها در اين ابزار ديده میشود. همچنين ويزاردهايی با ظاهر نسبتا عجيب برای ايجاد نبشتههای جاوا و CSS وجود دارند.
از ديگر نكات قابل ذكری كه در اين نرمافزار وجود دارد اين است كه با وجودی كه امكان Go to line برای انتقال به يك خط از فايل وجود دارد، اما هيچ جايی شماره خطها به كاربر نمايش داده نمیشود و در نتيجه اين امكان خيلی قابل استفاده نيست.
ويژگی مهمی كه بايد بيان شود اين است كه اين ابزار به كاربر اين امكان را میدهد تا تنها با يك كليك روی تگها، باعث شود كه آنها با حروف كوچك نوشته شوند و به اين ترتيب فايل با استانداردهای XHTML و WML سازگار شود. امكانی كه در بسياری از محيطهای پيشرفتهتر ارائه نمیشود. يكی ديگر از قابليتهای قابل ذكر اين ويرايشگر كه مربوط به پشتيبانی از XHTML است، اين است كه هر تگی (از جمله <dt>، <dd>، <li>) كه كاربر روی آن كليك كند، WebMaker تگ انتهايی آن را توليد میكند.
*
2- August: ابزاری غيرمعمول
ظاهر برنامه August غيرمعمول به نظر میرسد. اين برنامه از يك سو فاقد برخی امكانات اصلی است و از ديگرسو، برخی امكانات غيرمعمول و جالب در آن گنجانده شده است. اين برنامه هيچ ويزاردی برای توليد قابها، فرمها يا CSS ارائه نمیكند اما ويزارد توليد جدول بسيار مناسب است و به راحتی میتوان از آن استفاده كرد. امكاناتی كه برای ليستها و استفاده از عكسها در اين نرمافزار قرار داده شدهاند نيز بسيار كارآمد هستند.
مطمئنا غيرمعمولترين قابليتهای اين نرمافزار، مربوط به بخش قالبها (templates) است كه میتوانند برای صفحات مختلف استفاده شوند و همچنين ابزاری است كه اين نرمافزار برای تعريف تگهای جديد ارائه میكند كه مورد دوم بيشتر برای ايجاد فايلهای XML مناسب است. اما اين برنامه هيچ امكانی را برای سازگار كردن فايلها با XHTML ارائه نمیكند.
يك قابليت غيرمعمول ديگر در اين محيط اين است كه هر دكمه (button) دارای دو كاركرد است. كليك كردن كليد سمت چپ يكی از كاركردها را فعال میكند و كليد سمت راست باعث فعال شدن كاركرد ديگر میشود.
متاسفانه مانند برخی ويرايشگرهای ديگر، August نيز امكان مشاهده صفحات را به صورت داخلی پشتيبانی نمیكند و در نتيجه كاربر بايد مدت قابل توجهی را منتظر نمايش صفحه در يك برنامه ديگر مثل Netscape بماند.
August يك قابليت غيرمعمول ديگر هم دارد كه بسياری از كاربران اطلاعی از آن ندارند: اين برنامه با زبان Tcl/Tk نوشته شده است كه اين امر، اين برنامه را مستقل از سيستم عامل میكند و روند نصب آن را نيز بسيار سادهتر میسازد. كاربران تنها بايد فايلهای zip برنامه را باز كنند و سپس برنامه بدون نياز به هيچ كار ديگری قابل استفاده خواهد بود.
*
3- WebDesigner: محيطی بهينه
اين برنامه ظاهری بسيار مناسب و مشابه برنامههای تجاری دارد. يكی از دلايل اين كه ظاهر اين نرمافزار بهينه ناميده میشود، اين است كه كاربران به سرعت میتوانند از قابليتهايی كه اين ويرايشگر در اختيار آنها قرار دهند آگاه شوند. دكمههای نرمافزار بسيار قابل فهم هستند و صفحاتی كه در ويزاردها وجود دارند به خوبی سازماندهی شدهاند.
يك قاب باريك در زير پنجره اصلی اين نرمافزار از ديگر قابليتهای قابل توجه اين نرمافزار است. كاربران میتوانند راهنمای هر تگ را در اين قاب مشاهده كنند. اما اشكالی كه وجود دارد اين است كه اگر كاربر نمايش راهنما توسط نرمافزار در اين قاب را غيرفعال كند، باز هم اين قاب در پايين صفحه باقی میماند. در نتيجه اندازه پنجرهای كه در اختيار كاربر قرار میگيرد، محدود میشود.
در نگاه اول، به نظر میرسد كه WebDesigner قابليتهای بسيار زيادی داشته باشد. مثلا قابليتهايی نظير امكان مشاهده صفحات (preview) يا امكاناتی برای مديريت پروژه وب جزو قابليتهای ممتاز اين نرمافزار هستند. همچنين برخلاف ساير ويرايشگرهايی كه در اينجا مورد بررسی قرار گرفتهاند، WebDesigner شماره خطها را هم نشان میدهد(!). اگرچه اين كار را تنها برای خطی انجام میدهد كه كاربر در حال كار روی آن است.
با بررسی بيشتر، اشكالات WebDesigner يكی يكی خود را نشان میدهند. در استفاده از ويزاردها، اغلب ورودیهای بسياری بدون وجود توضيحات لازم پرسيده میشوند. به نوعی كه اگر كاربر با HTML آشنا نباشد، امكان استفاده از اين ويزاردها را نخواهد داشت. يا توضيحاتی تگها، تنها زمانی در قاب پايين صفحه نشان داده میشوند كه كاربر با ماوس روی تگ كليك كند و زمانی كه كاربر مشغول تايپ كردن يك تگ است، اثری از اين توضيحات نيست. در نتيجه اين موضوع به ذهن خطور میكند كه به چه دليل با وجودی كه اين نرمافزار برخی قابليتهای بديهی را در اختيار ندارد، ابزاری مانند WebDesigner Shell را در خود جای داده است.
اين ويرايشگر قابليتهايی را كه در بالا برای سازگاری با XHTML و WML بيان شد ارائه نمیكند. همچنين امكان undo كردن عمليات وجود ندارد كه كار را برای كاربران بسيار مشكل میكند. در نهايت اينكه اين نرمافزار امكان بسيار محدودی را برای پيكربندی خود در اختيار كاربران قرار میدهد و راهنماهای موجود در آن نيز نسبتا كم هستند.
نوشته شده توسط مهراد در دوشنبه سی ام بهمن 1385 ساعت 23:58 | لينک ثابت |
*
ارزيابی قبل از اقدام
از اشتباهات رايج بين صاحبان سايتها(بخصوص افراد غير فني) انتخاب ميزبان قبل از طراحی و پيادهسازی سايت است، و اين در حاليست كه بسياری از نيازها و مشخصههايی كه ميزبان بايستی آن را پشتيبانی كند، در هنگام پيادهسازی سايت مشخص میشود.
در صورت عدم همخوانی مشخصات و نيازهای ميزبان و سايت، نياز به تغيير ميزبان و يا پيادهسازی سايت براساس مشخصات ميزبان سايت ايجاد میشود كه هر دو مورد، طبيعتاً هزينهساز خواهد بود.
اما اشتباه برخی از طراحان سايت نيز عدم توجه به وضعيت بازار و نيازهای مشتری است. برای مثال برخی از طراحان، سايتهای مشتريان خود را با تكنولوژی جاوا و jsp پيادهسازی میكنند، اين در حالی است كه اين تكنولوژی اگرچه بسيار قدرتمند است، اما كمتر در سرورهای شركتهای هاستيگ پشتيبانی میشود، و يا استفاده از آن نيازمند پرداخت هزينه بيشتری است؛ مشكل ديگر اين كه برای نگهداری حجم كمی از اطلاعات و برای يك سايت كمبيننده از Microsoft Sql Server استفاده میكنند، و البته در اكثر مواقع استفاده از چنين سرويسی نياز به پرداخت هزينه اضافی دارد و اين در حاليست كه استفاده از بانك اطلاعات MS Access نيز چنين امكانی را فراهم میكند.
بنابراين قبل از پيادهسازی سايت، بايستی مشورتها و بررسیهای لازم صورت گيرد و همچنين بايستی تمام برنامهها ونيازها(مانند استفاده از صفحات پويا و يا بانكهای اطلاعات) و حتی تعداد بينندگان احتمالی سايت حداقل برای يك سال آينده تعيين شود، و آنگاه به برای انتخاب ميزبان سايت اقدام كنيد.
*
ميزان فضا (Disk Space ويا Storage)
ميزان فضای مورد نياز برای نگهداری صفحات، تصاير ويا بانكهای اطلاعاتی سايت، از مهمترين معيارها برای انتخاب نوع ميزبان و نوع سرويس شركت ميزبان شده است. تقريبا اكثر شركتهايی كه در زمينه ارائه خدمات ميزبانی سايت فعاليت میكنند، ميزان فضای اختصاص داده شده به سايتها را به عنوان معياری برای تقسيمبندی خدمات خود استفاده میكنند. نكتهای كه بايستی به آن توجه داشته باشيد و حتما جزئيات آن را از شركت ميزبان سؤال كنيد، اطلاعاتی ديگری است كه در همان فضای اختصاص داده به سايت شما قرار خواهد گرفت. برای نمونه عموماً صندوقهای پستی ازهمان فضای اختصاص داده شده به سايت استفاده میكنند، و يا لاگفايلهای سايت (Log File) نيز در همان فضای سايت قرار میگيرند. در چنين حالتی اگر شما از سرويس ده مگابايتی يك شركت استفاده میكنيد و يك صندوق پستی يا حجم پنج مگابايت داريد، عملاً تنها پنج مگابايت ديگر برای قراردادن صفحات و تصاوير سايت داريد. البته برخی شركتها نيز فضای ذكر شده در سرويسهای خود را برای صفحات و اطلاعات سايت در نظر میگيرند و برای ديگر اطلاعات مانند لاگفايلها و صندوق پستیها فضای رايگان ديگری در نظر میگيرند. بنابراين، جزئيات سرويس شركت هاست را در اين زمينه جويا شويد، و دقت كنيد كه چه ميزان فضا در نهايت برای صفحات سايت و صندوق پستیها نياز داريد، و بر اين اساس، سرويسهای شركت ميزبان را خريداری كنيد.
*
صندوق پستی (Mail Box)
" "
باور كنيد موفقترين شركتهای ميزبان در دنيا، نه به خاطر قيمتها، بلكه به خاطر پشتيبانی و انجام تعهدات خود در برابر مشتريان به چنين درجهای رسيدهاند.
" "
داشتن ايميل با نام خود سايت، اكنون ديگر نيازی معمول برای مديران و صاحبان سايتهاست. شما هم حتما علاقهمنديد كه ايميلهايی مانند info@yoursite.com و يا sales@ yoursite.com داشته باشيد. و يا به تمام كارمندان شركت خود و به نام سايت شركت ايميل اختصاص بدهيد. بنابراين در سرويسهای شركت ميزبان به تعداد ايميلهای داده شده، ظرفيت، كيفيت و همچنين چگونگی ايجاد آن دقت كنيد. يكی از مواردی كه شركتها به عنوان بخشی از تبليغات سرويسهای خود ذكر میكنند، تعداد ايميلهای بيشتر و يا تعداد نامحدود صندوقهای پستی است. همان طور كه در بالا نيز به آن اشارهای داشتيم، بايستی دقت كنيد كه چه ميزان ظرفيت و فضا برای هر صندوق پستی در نظر گرفته میشود، و البته آيا فضای اختصاص داده شده به ايميلها از همان فضای كلی اختصاص داده به سايت استفاده میكند يا خير.
همچنين اگر مايل به ايجاد تعداد زيادی صندوق پست الكترونيك برای سايت خود هستيد، دقت كنيد كه آيا شركت ميزبان، پنل و يا امكانی را برای ايجاد و مديريت اين صندوقها برای شما در نظر خواهد گرفت يا خير.
*
ترافيك سايت و برخی از محدويتها
بايستی گفت اين نكته از جمله مواد بسيار مهمی است كه متاسفانه توسط افراد غيرحرفهای در نظر گرفته نمیشود. ترافيك سايت، ميزان اطلاعاتی است كه در طول يك مدت مشخص بين سايت و بازديدكنندگان رد و بدل میشود. ترافيك سايت، رابطه مستقيمی با تعداد بازديدكنندگان سايت و حجم صفحات سايت دارد. بنابراين اگر فكر میكنيد بازديدكنندگان سايت شما زياد خواهند بود و همچنين صفحات شما از حجمی سنگين برخوردارند، حتماً به اين مورد و نيز محدوديت سرويسهای شركتهای ميزبان دقت كنيد.
ترافيك سايت معمولا بصورت ماهانه براساس مگابايت و گيگابايت و با كلماتی چون ترافيك، و يا پهنای باند (BandWidth) در جزئيات سرويسهای شركتها ذكر میشود، و البته در صورت عدم ذكر، میبايست آن را حتماً جويا شويد. اگر شركت ميزبان، به شما قول پهنای باند نامحدود را داده، و شما هم گمان میكنيد سايتی با بازديدكنندگان زياد خواهيد داشت، حتما در قرارداد خود با شركت، اين مورد را ذكر كنيد.
البته اعمال محدوديت برای سايتها تنها به همين شكل محدود نيست، و برخی شركتها برای تعداد كاربران همزمان سايت و يا ميزان استفاده سايت از پردازش CPU محدوديتهايی اعمال میكنند كه بد نيست در جريان آنها نيز باشيد.
*
مشتريان ديگر شركت
قبل از انتخاب يك ميزبان، بد نيست درباره سابقه شركت نيز تحقيقی كنيد. همچنين بهتر است از ميزبان بخواهيد چند سايت مشهور را كه بر روی سرورهای خود ميزبانی میكند معرفی نمايد.
اما نكته بسيار مهم ديگر، توجه به تعداد سايتهای قرار گرفته بر روی سرور شركت است. اگر سايت شما تنها حاوی صفحات HTML است و يا بيينده آن زياد نيست، اين مورد، اهميت چندانی ندارد. اما هرچه تعداد سايتهای ميزبانی شده بر روی سرور بيشتر باشد، بدين معنا است كه سرور شما مشغوليت بيشتری دارد و به همين دليل، سرعت كمتری هم دارد.
" "
توجه كنيد كه سرورهای با تعداد سايت زياد، بيشتر در خطر حمله هكرها هستند!
" "
همچنين توجه كنيد كه سرورهای با تعداد سايت زياد، بيشتر در خطر حمله هكرها هستند! استاندارد مشخصی برای تعدد سايتهای ميزبانی شده بر روی يك سرور نيست، چرا كه بر اساس مشخصات سختافزاری سرور، سيستم عامل سرور و همچنين نيازها و بييندگان سايتها، اين رقم میتواند متغير باشد. بسياری از شركتها، سايتها را براساس تقسيمبندی «شخصي» و «تجاري» بر روی سرورهای متفاوت قرار میدهند، كه اين میتواند به هم نفع صاحبان سايتهای شخصی (به دليل ارزان بودن) و هم سايتهای تجاری (به دليل نياز به سرعت و كيفيت بهتر) باشد.
در ايران، اكثر شركتها به خصوص شركتهای معروف، برای ارزانتر تمام شدن هزينهها، ناچار تعداد زيادی سايتها را بر روی يك سرور قرار میدهند كه اين میتواند عواقب بدی دربرداشته باشد، مواردی مانند آنچه كه گاهی در روزنامهها میخوانيم، يعنی با هك شدن يك سرور، صدها سايت دچار صدمه میشوند!
معمولاً در سرورهای ويندوز و با مشخصات يك كامپيوتر معمولی، تعداد بين دويست سايت تجاری و يا چهارصد سايت شخصی رقم مناسبی است.
*
پشتييانی و تعهدات شركت ميزبان
باور كنيد موفقترين شركتهای ميزبان در دنيا، نه به خاطر قيمتها، بلكه به خاطر پشتيبانی و انجام تعهدات خود در برابر مشتريان به چنين درجهای رسيدهاند. خلاصه اين كه سرويس ميزبانی سايت بدون پشتيبانی، ارزشی ندارد.
طبيعتاً منطقی نيست كه به شركتهايی كه تلفن و يا آدرس مشخصی ندارند و تمام پشتيبانی آنها تنها براساس ايميل است و يا حاضر نيستند مشكلات و يا سؤالات فنی مشتريان خود را به صورت حضوری و يا تلفنی پاسخگو باشند اعتماد كنيد.
همچنين بسيار خوب است كه از تعهدات شركت سرويسدهنده نيز مطلع شويد. يكی از مهمترين آنها تعهد به قابل دسترس بودن سايت در اكثر زمانهاست كه اصلاحاً به آن uptime میگويند. البته ذكر اين گونه تعهدات تنها در آگهیهای تبليغاتی كافی نيست و اين موارد میبايست در قرارداد نيز ذكر شود. شركتهايی كه از اطلاعات مشتريان خود نسخه پشتيبان تهيه میكنند و در برابر امنيت و مشكلات فنی سايتها، خود را مسئول میدانند، بهترين انتخابها هستند.
*
سيستم عامل
اگر صفحات سايت شما تنها HTML هستند، نوع سيستم عامل، اهميت چندانی ندارد، ولی اگر قرار است سايتی پويا داشته باشيد و يا از زبانهای برنامهنويسی رايج در محيط وب در سايت استفاده كنيد، حتماً به سيستم عامل سرور دقت كنيد. به طور كلی میتوان سيستم عامل سرورها را به دو دسته، يعنی «مبتنی بر ويندوز مايكروسافت» و «لينوكس و يونيكس» تقسيم كرد. هر كدام از اين سيستم عاملها دارای قدرتها و توانايیهای متفاوتی هستند. سيستم عامل لينوكس و يونيكس، در پاسخدهی به سايتهای پربيينده و سايتهايی با حجم سنگين (مانند گالری عكس، يا ارائهكننده فايلهای صوتی و تصويری و...) توانايی بهتری نسبت به سرورهای ويندوز دارند. همچنين سرورهای لينوكس و يونيكس به علت ارزان بودن اكثر برنامههای آنها در مقايسه با سيستم عامل ويندوز، ارزانتر است، و بنابراين انتخابی مقرون به صرفه برای سايتهايی است كه نياز به حجم بالای ذخيرهسازی اطلاعات سايت خود دارند. همچنين معمولاً در اين سيستم عاملها استفاده از سرويسهای بانك اطلاعاتی مانند MySql ارزانتر از نرمافزار MicroSoft Sql Server در محيط ويندوز است. به عقيده بسياری از كارشناسان، سيستم عامل لينوكس دارای امنيت بهتری نسبت به ويندوز است.
اما سرور ويندوز نيز دارای مزايای خاص خود است. پشتيانی از تكنولوژی ASP (به عنوان يكی از سادهترين و رايجترين تكنولوژیها برای ساخت صفحات پويا) و همچنين تكنولوژی جديد و پرقدرت ASP.NET و البته پشتبانی بهتر از زبان فارسی و يونیكد از جمله مزايای سيستم عامل ويندوز است.
سرورهای مبتنی بر ويندوز در بين شركتهای ميزبان وب ايرانی بسيار رايج است، و بسياری از سايتهای ايرانی بر روی سرورهای ويندوز قرار دارند.
*
سرور به كجا وصل است؟
اگر تجربه ورود به سايتهای سازمان سنجش، و يا برخی سايتهای دولتی ايرانی را داشته باشيد، احتمالاً متوجه كندبودن آنها شدهايد، اين كندی ناشی از چيست؟
نوع ارتباط سرورها به شبكه اينترنت معيار بسيار مهم و تاثيرگذار در سرعت دسترسی به سايتهای آن سرور است. هرچقدر سرعت و پهنای باند خطوط بيشتر باشد، و هرچقدر سرور به خطوط اصلی اينترنتی (كه به آنها Backbone میگويند) نزديكتر باشد، سرعت دسترسی به سايتهای آن سرور بيشتر خواهد بود، چرا كه اطلاعات با سرعت بيشتر رد و بدل خواهند شد و بستههای اطلاعاتی از گرههای كمتری در شبكه اينترنت گذر خواهند كرد. برخی از شركتها نوع اتصال سروهای خود را به اينترنت در جزئيات سرويسهای خود ذكر میكنند، البته جزئيات اعلام شده معمولا نوع اتصال شبكهای از كامپيوترهای سرور شركت (Data Center) به شبكه است و بنابراين تعداد سرورهای آن شبكه نيز بايد در نظر گرفته شود. با اين حال به طور كلی استفاده از خطوط فيبرنوری OC میتواند پاسخگوی نياز سرورها باشد.
همچنين دقت كنيد كه محل سرور شركت در يكی از كشورهای آمريكای شمالی و يا اروپا باشد، چرا كه اين كشورها دارای BackBoneهای قدرتمد اينترنت هستند و اين درحاليست كه ما در حال حاضر در ايران از چنين BackBoneهای بیبهره هستيم، و بنابراين سرعت سايتهای ميزبانی شده در سرورهای داخل ايران بسيار كندتر است. برای امتحان و مقايسه سرعت يك سرور، میتوانيد از دستورات ping و يا TraceRT استفاده كنيد.
*
پلات فرمها، زبانهای برنامهنويسی و نرمافزارهای مديريت بانك اطلاعات
اگر دارای صفحات پويا و برنامهنويسیشده هستيد، حتما قبل از استفاده و انتخاب يك ميزبان درباره جزئيات پلاتفرمها و زبانهای برنامهنويسی پشتيبانی شده سوال كنيد،. آيا سرور تكنولوژی ASP و يا ASP.NET،JSP ، CGI ،ISAPI و زبانهای چون PHP و perl و CFM را پشتبانی میكند؟ البته معمولاً كمتر سروری همه اين موارد ا پشتيبانی میكند. بنابراين بر اساس نياز خود سوال كنيد!
در بسياری سايتها از بانكهای اطلاعاتی استفاده شده است، بنابراين حتما در اين مورد با مديران فنی سرور صحبت كنيد. اين كه چه نرمافزارهايی پشتيبانی میشود و همچنين شرايط استفاده از آنها را جويا شويد، چرا كه اگرچه در تبليغات اكثر شركتها پشتيبانی از نرمافزار مديريت بانك اطلاعات ذكر میشود، اما برخی شركتها برای اعمال تنظيمات برای استفاده از بانكهای اطلاعاتی و يا فضای اختصاص داده شده به بانكهای اطلاعاتی، هزينهای جداگانه طلب میكنند.
يك نكته مهم، توجه به نيازهای زبان فارسی در بانكهای اطلاعاتی است. مرتبسازی، جستوجوی متون فارسی در برخی نرمافزارهای مديريت بانك اطلاعاتی مانند MySql در محيط لينوكس به درستی انجام نمیشود و نياز به برنامهنويسی و يا اعمال تغييرات خاصی هست. و حتی در Sql Server 7 Ms اگر تنظيمات مربوط به كدپيچ 1256 درست اعمال نشود، در مرتبسازی مشكل خواهيد داشت، و همچنين بانك اطلاعاتی ms Acces بسيار وابسته به زبان پيش فرض سرور (انگليسی و يا فارسي) است.
باز هم نكتهای ديگر، ممكن است در صفحات برنامهنويسی خود مانند ASP از COM Object بخصوصی استفاده كنيد ( مثلا برای ارسال ايميل و يا Upload فايل ) و با در PHP نياز به برخی كتابخانه داشته باشيد، (مانند كتابخانه Image و يا PDF). بنابراين درباره اين جزئيات نيز با مديران سرور مشورت كنيد و مطمئن شويد كه آنها چنين كتابخانههايی را در سرور نصب كردهاند، و يا حاضر به نصب و اعمال تنظيمات هستند.
*
برخی تنظيمات و امكانات
من با دهها برنامهنويس و يا صاحبان سايت صحبت كردهام كه مدعی بودند برنامههای سايت در كامپيوتر خودشان به خوبی كار میكند، ولی پس از انتقال به سرور، ديگر كار نمیكند! و يا اجرای قسمتهايی از آن دارای اشكال است. در واقع اين اشكال بيشتر متوجه خود آنهاست تا سرور! برخی برنامهها برای اجرا نيازمند به اعمال برخی تنظميات هستند. مثلاً اگر قرار است با استفاده از يك صفحه ASP در يك بانك اطلاعات Access اطلاعاتی درج كنيد، و يا يك فايل Text را درشاخهای ايجاد كنيد، دايركتوری فايل Access و يا آن فايل بايد دارای حق دسترسی نوشتاری (Write Permission) برای Everyone و يا كاربر IUSER_machineباشد. چنين تغييرات توسط مديران فنی سرور اعمال میشود، اما شما بايد حتماً اين تنظيمات را در نظر بگيريد و با مديران فنی درميان بگذاريد. (برخی شركتها يا چنين تغييراتی را انجام نمیدهند، و يا بابت آن هزينهای جداگانه میخواهند)
البته يكی از روشهايی كه امروزه بسيار متداول است، در اختيار گذاردن يك پنل(Panel) برای اعمال تنظيمات به خود مشتری است. اين روش نياز شما را به ارتباط با مديران فنی كم میكند، و به شما امكان میدهد در هر لحظه از شبانهروز تنظيمات دلخواه خود را اعمال كنيد. تنظيماتی ديگر مانند تنظيم DSN , ODBC و يا رجيستر كردنCOM OBJECT و يا اعمال تنظيمات گواهينامه SSL نيز از جمله موارديست كه در صورت استفاده و نياز میبايست آن را در نظر بگيريد.
ارزيابی قبل از اقدام
از اشتباهات رايج بين صاحبان سايتها(بخصوص افراد غير فني) انتخاب ميزبان قبل از طراحی و پيادهسازی سايت است، و اين در حاليست كه بسياری از نيازها و مشخصههايی كه ميزبان بايستی آن را پشتيبانی كند، در هنگام پيادهسازی سايت مشخص میشود.
در صورت عدم همخوانی مشخصات و نيازهای ميزبان و سايت، نياز به تغيير ميزبان و يا پيادهسازی سايت براساس مشخصات ميزبان سايت ايجاد میشود كه هر دو مورد، طبيعتاً هزينهساز خواهد بود.
اما اشتباه برخی از طراحان سايت نيز عدم توجه به وضعيت بازار و نيازهای مشتری است. برای مثال برخی از طراحان، سايتهای مشتريان خود را با تكنولوژی جاوا و jsp پيادهسازی میكنند، اين در حالی است كه اين تكنولوژی اگرچه بسيار قدرتمند است، اما كمتر در سرورهای شركتهای هاستيگ پشتيبانی میشود، و يا استفاده از آن نيازمند پرداخت هزينه بيشتری است؛ مشكل ديگر اين كه برای نگهداری حجم كمی از اطلاعات و برای يك سايت كمبيننده از Microsoft Sql Server استفاده میكنند، و البته در اكثر مواقع استفاده از چنين سرويسی نياز به پرداخت هزينه اضافی دارد و اين در حاليست كه استفاده از بانك اطلاعات MS Access نيز چنين امكانی را فراهم میكند.
بنابراين قبل از پيادهسازی سايت، بايستی مشورتها و بررسیهای لازم صورت گيرد و همچنين بايستی تمام برنامهها ونيازها(مانند استفاده از صفحات پويا و يا بانكهای اطلاعات) و حتی تعداد بينندگان احتمالی سايت حداقل برای يك سال آينده تعيين شود، و آنگاه به برای انتخاب ميزبان سايت اقدام كنيد.
*
ميزان فضا (Disk Space ويا Storage)
ميزان فضای مورد نياز برای نگهداری صفحات، تصاير ويا بانكهای اطلاعاتی سايت، از مهمترين معيارها برای انتخاب نوع ميزبان و نوع سرويس شركت ميزبان شده است. تقريبا اكثر شركتهايی كه در زمينه ارائه خدمات ميزبانی سايت فعاليت میكنند، ميزان فضای اختصاص داده شده به سايتها را به عنوان معياری برای تقسيمبندی خدمات خود استفاده میكنند. نكتهای كه بايستی به آن توجه داشته باشيد و حتما جزئيات آن را از شركت ميزبان سؤال كنيد، اطلاعاتی ديگری است كه در همان فضای اختصاص داده به سايت شما قرار خواهد گرفت. برای نمونه عموماً صندوقهای پستی ازهمان فضای اختصاص داده شده به سايت استفاده میكنند، و يا لاگفايلهای سايت (Log File) نيز در همان فضای سايت قرار میگيرند. در چنين حالتی اگر شما از سرويس ده مگابايتی يك شركت استفاده میكنيد و يك صندوق پستی يا حجم پنج مگابايت داريد، عملاً تنها پنج مگابايت ديگر برای قراردادن صفحات و تصاوير سايت داريد. البته برخی شركتها نيز فضای ذكر شده در سرويسهای خود را برای صفحات و اطلاعات سايت در نظر میگيرند و برای ديگر اطلاعات مانند لاگفايلها و صندوق پستیها فضای رايگان ديگری در نظر میگيرند. بنابراين، جزئيات سرويس شركت هاست را در اين زمينه جويا شويد، و دقت كنيد كه چه ميزان فضا در نهايت برای صفحات سايت و صندوق پستیها نياز داريد، و بر اين اساس، سرويسهای شركت ميزبان را خريداری كنيد.
*
صندوق پستی (Mail Box)
" "
باور كنيد موفقترين شركتهای ميزبان در دنيا، نه به خاطر قيمتها، بلكه به خاطر پشتيبانی و انجام تعهدات خود در برابر مشتريان به چنين درجهای رسيدهاند.
" "
داشتن ايميل با نام خود سايت، اكنون ديگر نيازی معمول برای مديران و صاحبان سايتهاست. شما هم حتما علاقهمنديد كه ايميلهايی مانند info@yoursite.com و يا sales@ yoursite.com داشته باشيد. و يا به تمام كارمندان شركت خود و به نام سايت شركت ايميل اختصاص بدهيد. بنابراين در سرويسهای شركت ميزبان به تعداد ايميلهای داده شده، ظرفيت، كيفيت و همچنين چگونگی ايجاد آن دقت كنيد. يكی از مواردی كه شركتها به عنوان بخشی از تبليغات سرويسهای خود ذكر میكنند، تعداد ايميلهای بيشتر و يا تعداد نامحدود صندوقهای پستی است. همان طور كه در بالا نيز به آن اشارهای داشتيم، بايستی دقت كنيد كه چه ميزان ظرفيت و فضا برای هر صندوق پستی در نظر گرفته میشود، و البته آيا فضای اختصاص داده شده به ايميلها از همان فضای كلی اختصاص داده به سايت استفاده میكند يا خير.
همچنين اگر مايل به ايجاد تعداد زيادی صندوق پست الكترونيك برای سايت خود هستيد، دقت كنيد كه آيا شركت ميزبان، پنل و يا امكانی را برای ايجاد و مديريت اين صندوقها برای شما در نظر خواهد گرفت يا خير.
*
ترافيك سايت و برخی از محدويتها
بايستی گفت اين نكته از جمله مواد بسيار مهمی است كه متاسفانه توسط افراد غيرحرفهای در نظر گرفته نمیشود. ترافيك سايت، ميزان اطلاعاتی است كه در طول يك مدت مشخص بين سايت و بازديدكنندگان رد و بدل میشود. ترافيك سايت، رابطه مستقيمی با تعداد بازديدكنندگان سايت و حجم صفحات سايت دارد. بنابراين اگر فكر میكنيد بازديدكنندگان سايت شما زياد خواهند بود و همچنين صفحات شما از حجمی سنگين برخوردارند، حتماً به اين مورد و نيز محدوديت سرويسهای شركتهای ميزبان دقت كنيد.
ترافيك سايت معمولا بصورت ماهانه براساس مگابايت و گيگابايت و با كلماتی چون ترافيك، و يا پهنای باند (BandWidth) در جزئيات سرويسهای شركتها ذكر میشود، و البته در صورت عدم ذكر، میبايست آن را حتماً جويا شويد. اگر شركت ميزبان، به شما قول پهنای باند نامحدود را داده، و شما هم گمان میكنيد سايتی با بازديدكنندگان زياد خواهيد داشت، حتما در قرارداد خود با شركت، اين مورد را ذكر كنيد.
البته اعمال محدوديت برای سايتها تنها به همين شكل محدود نيست، و برخی شركتها برای تعداد كاربران همزمان سايت و يا ميزان استفاده سايت از پردازش CPU محدوديتهايی اعمال میكنند كه بد نيست در جريان آنها نيز باشيد.
*
مشتريان ديگر شركت
قبل از انتخاب يك ميزبان، بد نيست درباره سابقه شركت نيز تحقيقی كنيد. همچنين بهتر است از ميزبان بخواهيد چند سايت مشهور را كه بر روی سرورهای خود ميزبانی میكند معرفی نمايد.
اما نكته بسيار مهم ديگر، توجه به تعداد سايتهای قرار گرفته بر روی سرور شركت است. اگر سايت شما تنها حاوی صفحات HTML است و يا بيينده آن زياد نيست، اين مورد، اهميت چندانی ندارد. اما هرچه تعداد سايتهای ميزبانی شده بر روی سرور بيشتر باشد، بدين معنا است كه سرور شما مشغوليت بيشتری دارد و به همين دليل، سرعت كمتری هم دارد.
" "
توجه كنيد كه سرورهای با تعداد سايت زياد، بيشتر در خطر حمله هكرها هستند!
" "
همچنين توجه كنيد كه سرورهای با تعداد سايت زياد، بيشتر در خطر حمله هكرها هستند! استاندارد مشخصی برای تعدد سايتهای ميزبانی شده بر روی يك سرور نيست، چرا كه بر اساس مشخصات سختافزاری سرور، سيستم عامل سرور و همچنين نيازها و بييندگان سايتها، اين رقم میتواند متغير باشد. بسياری از شركتها، سايتها را براساس تقسيمبندی «شخصي» و «تجاري» بر روی سرورهای متفاوت قرار میدهند، كه اين میتواند به هم نفع صاحبان سايتهای شخصی (به دليل ارزان بودن) و هم سايتهای تجاری (به دليل نياز به سرعت و كيفيت بهتر) باشد.
در ايران، اكثر شركتها به خصوص شركتهای معروف، برای ارزانتر تمام شدن هزينهها، ناچار تعداد زيادی سايتها را بر روی يك سرور قرار میدهند كه اين میتواند عواقب بدی دربرداشته باشد، مواردی مانند آنچه كه گاهی در روزنامهها میخوانيم، يعنی با هك شدن يك سرور، صدها سايت دچار صدمه میشوند!
معمولاً در سرورهای ويندوز و با مشخصات يك كامپيوتر معمولی، تعداد بين دويست سايت تجاری و يا چهارصد سايت شخصی رقم مناسبی است.
*
پشتييانی و تعهدات شركت ميزبان
باور كنيد موفقترين شركتهای ميزبان در دنيا، نه به خاطر قيمتها، بلكه به خاطر پشتيبانی و انجام تعهدات خود در برابر مشتريان به چنين درجهای رسيدهاند. خلاصه اين كه سرويس ميزبانی سايت بدون پشتيبانی، ارزشی ندارد.
طبيعتاً منطقی نيست كه به شركتهايی كه تلفن و يا آدرس مشخصی ندارند و تمام پشتيبانی آنها تنها براساس ايميل است و يا حاضر نيستند مشكلات و يا سؤالات فنی مشتريان خود را به صورت حضوری و يا تلفنی پاسخگو باشند اعتماد كنيد.
همچنين بسيار خوب است كه از تعهدات شركت سرويسدهنده نيز مطلع شويد. يكی از مهمترين آنها تعهد به قابل دسترس بودن سايت در اكثر زمانهاست كه اصلاحاً به آن uptime میگويند. البته ذكر اين گونه تعهدات تنها در آگهیهای تبليغاتی كافی نيست و اين موارد میبايست در قرارداد نيز ذكر شود. شركتهايی كه از اطلاعات مشتريان خود نسخه پشتيبان تهيه میكنند و در برابر امنيت و مشكلات فنی سايتها، خود را مسئول میدانند، بهترين انتخابها هستند.
*
سيستم عامل
اگر صفحات سايت شما تنها HTML هستند، نوع سيستم عامل، اهميت چندانی ندارد، ولی اگر قرار است سايتی پويا داشته باشيد و يا از زبانهای برنامهنويسی رايج در محيط وب در سايت استفاده كنيد، حتماً به سيستم عامل سرور دقت كنيد. به طور كلی میتوان سيستم عامل سرورها را به دو دسته، يعنی «مبتنی بر ويندوز مايكروسافت» و «لينوكس و يونيكس» تقسيم كرد. هر كدام از اين سيستم عاملها دارای قدرتها و توانايیهای متفاوتی هستند. سيستم عامل لينوكس و يونيكس، در پاسخدهی به سايتهای پربيينده و سايتهايی با حجم سنگين (مانند گالری عكس، يا ارائهكننده فايلهای صوتی و تصويری و...) توانايی بهتری نسبت به سرورهای ويندوز دارند. همچنين سرورهای لينوكس و يونيكس به علت ارزان بودن اكثر برنامههای آنها در مقايسه با سيستم عامل ويندوز، ارزانتر است، و بنابراين انتخابی مقرون به صرفه برای سايتهايی است كه نياز به حجم بالای ذخيرهسازی اطلاعات سايت خود دارند. همچنين معمولاً در اين سيستم عاملها استفاده از سرويسهای بانك اطلاعاتی مانند MySql ارزانتر از نرمافزار MicroSoft Sql Server در محيط ويندوز است. به عقيده بسياری از كارشناسان، سيستم عامل لينوكس دارای امنيت بهتری نسبت به ويندوز است.
اما سرور ويندوز نيز دارای مزايای خاص خود است. پشتيانی از تكنولوژی ASP (به عنوان يكی از سادهترين و رايجترين تكنولوژیها برای ساخت صفحات پويا) و همچنين تكنولوژی جديد و پرقدرت ASP.NET و البته پشتبانی بهتر از زبان فارسی و يونیكد از جمله مزايای سيستم عامل ويندوز است.
سرورهای مبتنی بر ويندوز در بين شركتهای ميزبان وب ايرانی بسيار رايج است، و بسياری از سايتهای ايرانی بر روی سرورهای ويندوز قرار دارند.
*
سرور به كجا وصل است؟
اگر تجربه ورود به سايتهای سازمان سنجش، و يا برخی سايتهای دولتی ايرانی را داشته باشيد، احتمالاً متوجه كندبودن آنها شدهايد، اين كندی ناشی از چيست؟
نوع ارتباط سرورها به شبكه اينترنت معيار بسيار مهم و تاثيرگذار در سرعت دسترسی به سايتهای آن سرور است. هرچقدر سرعت و پهنای باند خطوط بيشتر باشد، و هرچقدر سرور به خطوط اصلی اينترنتی (كه به آنها Backbone میگويند) نزديكتر باشد، سرعت دسترسی به سايتهای آن سرور بيشتر خواهد بود، چرا كه اطلاعات با سرعت بيشتر رد و بدل خواهند شد و بستههای اطلاعاتی از گرههای كمتری در شبكه اينترنت گذر خواهند كرد. برخی از شركتها نوع اتصال سروهای خود را به اينترنت در جزئيات سرويسهای خود ذكر میكنند، البته جزئيات اعلام شده معمولا نوع اتصال شبكهای از كامپيوترهای سرور شركت (Data Center) به شبكه است و بنابراين تعداد سرورهای آن شبكه نيز بايد در نظر گرفته شود. با اين حال به طور كلی استفاده از خطوط فيبرنوری OC میتواند پاسخگوی نياز سرورها باشد.
همچنين دقت كنيد كه محل سرور شركت در يكی از كشورهای آمريكای شمالی و يا اروپا باشد، چرا كه اين كشورها دارای BackBoneهای قدرتمد اينترنت هستند و اين درحاليست كه ما در حال حاضر در ايران از چنين BackBoneهای بیبهره هستيم، و بنابراين سرعت سايتهای ميزبانی شده در سرورهای داخل ايران بسيار كندتر است. برای امتحان و مقايسه سرعت يك سرور، میتوانيد از دستورات ping و يا TraceRT استفاده كنيد.
*
پلات فرمها، زبانهای برنامهنويسی و نرمافزارهای مديريت بانك اطلاعات
اگر دارای صفحات پويا و برنامهنويسیشده هستيد، حتما قبل از استفاده و انتخاب يك ميزبان درباره جزئيات پلاتفرمها و زبانهای برنامهنويسی پشتيبانی شده سوال كنيد،. آيا سرور تكنولوژی ASP و يا ASP.NET،JSP ، CGI ،ISAPI و زبانهای چون PHP و perl و CFM را پشتبانی میكند؟ البته معمولاً كمتر سروری همه اين موارد ا پشتيبانی میكند. بنابراين بر اساس نياز خود سوال كنيد!
در بسياری سايتها از بانكهای اطلاعاتی استفاده شده است، بنابراين حتما در اين مورد با مديران فنی سرور صحبت كنيد. اين كه چه نرمافزارهايی پشتيبانی میشود و همچنين شرايط استفاده از آنها را جويا شويد، چرا كه اگرچه در تبليغات اكثر شركتها پشتيبانی از نرمافزار مديريت بانك اطلاعات ذكر میشود، اما برخی شركتها برای اعمال تنظيمات برای استفاده از بانكهای اطلاعاتی و يا فضای اختصاص داده شده به بانكهای اطلاعاتی، هزينهای جداگانه طلب میكنند.
يك نكته مهم، توجه به نيازهای زبان فارسی در بانكهای اطلاعاتی است. مرتبسازی، جستوجوی متون فارسی در برخی نرمافزارهای مديريت بانك اطلاعاتی مانند MySql در محيط لينوكس به درستی انجام نمیشود و نياز به برنامهنويسی و يا اعمال تغييرات خاصی هست. و حتی در Sql Server 7 Ms اگر تنظيمات مربوط به كدپيچ 1256 درست اعمال نشود، در مرتبسازی مشكل خواهيد داشت، و همچنين بانك اطلاعاتی ms Acces بسيار وابسته به زبان پيش فرض سرور (انگليسی و يا فارسي) است.
باز هم نكتهای ديگر، ممكن است در صفحات برنامهنويسی خود مانند ASP از COM Object بخصوصی استفاده كنيد ( مثلا برای ارسال ايميل و يا Upload فايل ) و با در PHP نياز به برخی كتابخانه داشته باشيد، (مانند كتابخانه Image و يا PDF). بنابراين درباره اين جزئيات نيز با مديران سرور مشورت كنيد و مطمئن شويد كه آنها چنين كتابخانههايی را در سرور نصب كردهاند، و يا حاضر به نصب و اعمال تنظيمات هستند.
*
برخی تنظيمات و امكانات
من با دهها برنامهنويس و يا صاحبان سايت صحبت كردهام كه مدعی بودند برنامههای سايت در كامپيوتر خودشان به خوبی كار میكند، ولی پس از انتقال به سرور، ديگر كار نمیكند! و يا اجرای قسمتهايی از آن دارای اشكال است. در واقع اين اشكال بيشتر متوجه خود آنهاست تا سرور! برخی برنامهها برای اجرا نيازمند به اعمال برخی تنظميات هستند. مثلاً اگر قرار است با استفاده از يك صفحه ASP در يك بانك اطلاعات Access اطلاعاتی درج كنيد، و يا يك فايل Text را درشاخهای ايجاد كنيد، دايركتوری فايل Access و يا آن فايل بايد دارای حق دسترسی نوشتاری (Write Permission) برای Everyone و يا كاربر IUSER_machineباشد. چنين تغييرات توسط مديران فنی سرور اعمال میشود، اما شما بايد حتماً اين تنظيمات را در نظر بگيريد و با مديران فنی درميان بگذاريد. (برخی شركتها يا چنين تغييراتی را انجام نمیدهند، و يا بابت آن هزينهای جداگانه میخواهند)
البته يكی از روشهايی كه امروزه بسيار متداول است، در اختيار گذاردن يك پنل(Panel) برای اعمال تنظيمات به خود مشتری است. اين روش نياز شما را به ارتباط با مديران فنی كم میكند، و به شما امكان میدهد در هر لحظه از شبانهروز تنظيمات دلخواه خود را اعمال كنيد. تنظيماتی ديگر مانند تنظيم DSN , ODBC و يا رجيستر كردنCOM OBJECT و يا اعمال تنظيمات گواهينامه SSL نيز از جمله موارديست كه در صورت استفاده و نياز میبايست آن را در نظر بگيريد.
نوشته شده توسط مهراد در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 23:43 | لينک ثابت |
دنيای جديد كامپيوترها
در زمانی نه چندان دور شعار مايكروسافت اين بود: روی هر ميز تحرير و در هر خانه بايد يك كامپيوتر وجود داشته باشد. ولی اكنون اين شعار مبدل به شعار جديدی شده است: هر كسی بايد يك كامپيوتر در جيب خود داشته باشد. يعنی افزايش قدرت مردم به كمك نرمافزار قوی كه در هرجا و هر وقت و با هروسيلهای قابل استفاده باشد.
البته اين همه داستان نيست. در هفته اخير شركت Dell، بزرگترين سازنده كامپيوتر، اولين كامپيوترهای دستی خود با سيستم عامل مايكروسافت را عرضه كرد. HP و Palm نيز در مدلهای جديد خود بر فناوری بیسيم و ارتباط تلفنی تمركز بيشتری داشتهاند و در يك حركت بیسابقه SPV موبايل جديد خود را با سيستم عامل مايكروسافت كه نسخه خاصی از ويندوز است عرضه نموده است.
صنعت كامپيوتر و صنعت تلفنهای همراه به طور همزمان به نقطه مشتركی رسيدهاند: ساخت كامپيوترهای دستي. نوكيا نيز كه بزرگترين سازنده تلفنهای همراه است، در مدل جديد خود برای كاربران حرفهای يك كيبورد تاشو قرار داده و برای دوستداران بازیهای كامپيوتری صفحه نمايش رنگی تعبيه كرده است. گوشیهای امروزی قدرت معادل كامپيوترهای روميزی 10سال پيش را دارند.
رقابت بين شركتهای كامپيوتری و سازندگان تلفن همراه باعث بهبود كيفيت و امكانات كامپيوترها میشود و واضح است كه در اين بين خريداران سود میبرند. به طور خلاصه بايد گفت اين دو صنعت كه زمانی جداگانه فعاليت میكردند، در حال آماده شدن برای يك رقابت سنگين هستند. هر دو معتقدند كه بزرگترين محصول بعد از PC. تلفن هوشمند با وسيله ارتباطی جيبی است و برای ساخت آن ايدههای متفاوتی دارند. صنعت كامپيوتر ميخواهد يك كامپيوتر همهكاره را در ابعادی كوچك عرضه كند و سازندگان تلفن همراه معتقدند كه در اضافه كردن امكانات جديد به گوشی بايد به آرامی عمل كرد تا كاربران به آن عادت كنند. البته هنوز برای قضاوت خيلی زود است. در حدود كامپيوترها فروش PCهای معمولی افت كردهاست و فروش كامپيوتر به شركتهای بزرگ نيز ثابت ماندهاست و بنابراين اميدها به سمت كامپيوترهای جيبی است. در تلفنهای همراه تقاضا برای تماس تلفنی معمولی رشد نكردهاست و در عوض خدماتی مثل ارسال پيام متنی، بازی كردن و خدمات GPS منابع رشد احتمالی هستند. از هماكنون قدمهايی در اين راه برداشتهشد كه لزوما همه آنها صحيح و عاقلانه نيست. به طور مثال شبكههای نسل سوم مخابرات ماهوارهای در حال برپايی در اروپاست و در حدود صدبيليون دلار برای امتياز آن هزينه شده است كه رقم بالايی میباشد. و اين فناوری هنوز به درستی كار نمیكند. به طور مشابه ميزان PDAها از حدود 10 ميليون عدد در سال فراتر نرفتهاست. حدود 20سال پيش كامپيوترهای روميزی جای كامپيوترهای غول پيكر را گرفتند و اكنون بازار كامپيوتر روميزی به پايان خود رسيده است. بنابراين حركت به سوی كامپيوترهای جيبی بسيار عاقلانه و منطقی است. در ابتدای ظهور يك فناوری جديد در حدود بازار آن اغراق میشود و سپس ميزان فروش را دست پايين میگيرند. مثلا 20 سال پيش كامپيوترهای روميزی به نظر نمیرسيد مشتریپسند باشند، ولی بعد از تغييرات فراوان تقاضای زيادی جذب كرد.
امروزه، تلفنهای هوشمند و كامپيوترهای جيبی به طور موازی پيشرفت میكنند و احتمال میرود محصولات متعددی از هريك بنابه نوع نياز مصرفكنندگان ظهور يابد. بايد انتظار محصولات كاملا متفاوت را هم داشت: شركتی به نام Danger، رابط جيبی میسازد كه تركيبی از دو نوع محصول مزبور است.
نسل بعدی مايكروسافت
اگر اين مرحله بعدی توسعه كامپيوترها است، يك سوال ساده به ذهن میرسد. چه شركتی در اين راه پيشقدم خواهد بود؟ شركت IBM در زمان كامپيوترهای Main Frame و شركت مايكروسافت در زمان كامپيوترهای شخصي. اكنون به نظر نامحتمل میرسد كه تنها يك شركت پيشقدم باشد. IBM به دليل استانداردهای سختافزاری و نرمافزاری خود توانست بازار را به دست بگيرد. مايكروسافت نيز به دليل انحصار سيستم عامل خود، ويندوز، رقبای ديگر را پشت سر گذاشت.
ولی جهتگيری ادوات ارتباطی به سوی استانداردهای باز است، زيرا همه بايد بتوانند باهم ارتباط برقرار كنند و هر محصول كه طالب بازار مصرف بيشتر باشد بايد اين واقعيت را بپذيرد.
در حال حاضر، به نظر میرسد شركت نوكيا دربرابر مايكروسافت كه سعی دارد انحصار خود در دنيای كامپيوترهای شخصی را وارد اين بازار جديد كند، از شانس بالاتری برخوردار است؛ ولی نوكيا به هر حال با رقابتی سخت روبرو خواهد بود. اما اينبار ديگر خبری از پرونده آنتیتراست كه ابتدا عليه IBM و سپس عليه مايكروسافت مطرح شد، نيست. بر عكس، برخورد اين دو صنعت منجر به خلاقيتهای فوقالعادهای خواهد شد، ضمن اين كه هرطرف سعی میكند تا يك كامپيوتر جيبی و وسيلهای ارتباطی را واقعا باهم ادغام كنند. چيزی كه تا به حال در مدلهای امروزی به اشتباه كامپيوتر شخصی ناميده میشود و به هر حال خريداران از اين تلاش سود میبرند.
مايكروسافت موظف به قرار دادن جاوا در ويندوز شد
به تازگی يك قاضی ايالتی به نفع شركت sun رای داده است و مايكروسافت مجبور است كه زبان برنامهنويسی جاوا را كه ساخت شركت sun رقيب وی است، در ويندوز قرار دهد. اين رای در حالی صادر شده است كه شركت sun هنوز در حال پيگيری پرونده آنتیتراست عليه مايكروسافت است. Sun مدعی شده بود كه مايكروسافت به دليل ارائه ويندوز با نسخهای از جاوا كه ناقص و از رده خارج است، در رقابت حقه كثيفی زده است.
جاوا به دنبال نوشتن برنامههايی است كه مستقل از سيستم عامل و مدل كامپيوتر اجرا شوند. كاربران در زمان مشاهده سايتهايی كه از جاوا استفاده كردهاند ممكن است اصلا متوجه موضوع نشوند. وكيل شركت sun گفتهبود كه برنامهنويسان به دليل توزيع ناقص جاوا در ويندوز به فناوری داتنت روی آوردهاند.
شركت sun اضافه كرد كه تا زمان اعلام نتيجه دادگاه آنتیتراست از رقابت عقب خواهد ماند و تقاضای بررسی فوری نموده است. قاضی پرونده اعلام نمود كه رقابت تنها بردن و باختن نيست، بلكه بايد به همه برای نشان دادن توانايیهايشان فرصت داده شود. مايكروسافت نيز بايد با تكيه بر قابليتهای داتنت رقابت كند نه با بيرون كردن رقبا از صحنه. رای دادگاه نيز بر قرارگرفتن نسخه كامل جاوا در ويندوزهای عرضه شده، اعلام گرديد.
مايكروسافت به حقهبازی متهم شد
در يك پرونده قضايی عليه مايكروسافت، sendo شركت انگليسی سازنده تلفن همراه، اين شركت را متهم كرد كه برای در اختيار گرفتن بازار تلفن همراه از شركتهای كوچكتر سواستفاده مینمايد. اين شركت انگليسی میگويد كه ماميكروسافت از بازار جذب شركت sendo استفاده كرد و به تدريج اين شركت را كنار گذاشت. پرونده قضايی فوق تنها نگاه مختصری به جنگ پشت پرده شركتهای نرمافزاری، توليد كنندگان تلفن همراه و شركتهای شبكه بر سر آينده بازار تلفنهای هوشمند است. اين صنعت با فروش سالانه 400ميليون دستگاه بسيار با ارزش است.
Sendo ادعا میكند كه مايكروسافت به اين شركت اطمينان داده كه سازنده اصلی قطعات سختافزاری برای تلفنهای هوشمند دارای ويندوز به نام smart Phones2002 خواهد بود. ولی در زمان عرضه اين گوشیهای شركت sendo كنار گذاشته شد.
در پرونده اشاره شده كه مايكروسافت به قصد دستيابی به اطلاعات مهم اين شركت، نظير تجربه فنی، اطلاعات بازار، خريداران احتمالی به اين شركت نفوذ كردهاست و با وعده شراكت در ارائه محصول، اعتماد آن را جلب نمودهاست.
دوسال قبل، زمانی كه اولين نمونه از گوشیهای مايكروسافت معرفی شد، با نام تجاری stinger و ساخت شركت sendo بود. ولی سال پيش مدل متفاوتی به بازار آمد. گوشی جديد با نام تجاری قناری ساخت شركت HTC از تايوان بود. HTC برای ساخت iPaq شركت HP و xda شركت O2 معروف است. دوهفته بعد شركت sendo به طور ناگهانی ارتباط خود با مايكروسافت را قطع كرد و قرارداد توليد مدل قبلی لغو شد.
مايكروسافت از هرگونه اظهارنظر خودداری كرد. در حال حاضر سازندگان تلفنهای همراه نقش اصلی در بازار تلفنهای هوشمند دارند و نقش شركتهای نرمافزاری اندك است. مايكروسافت صريحا اعلام نمود كه قصد دارد مدلی شبيه كامپيوترهای شخصی را در بازار تلفنهای هوشمند پياده كند، يعنی سختافزار كم و بيش يكسان است و انتخاب بيشتر روی قيمت و نرمافزار روی گوشی است، به دليل اين اظهارنظر همه سازندگان بزرگ تلفنهای همراه به جز سامسونگ از آن دوری میكنند. تنها سامسونگ قرار است كه گوشیهای خود را در دو مدل مختلف(يكی با سيستم عامل symbian و يكی با ويندوز) عرضه كند. در حال حاضر، محبوبترين گوشیها، گوشیهای بدون سيستم عامل هستند و تنها سرويس جديد كه به مصرفكنندگان معرفی شدهاست، سيستم ارسال تصوير ( به اختصار MMS) است كه نيازی به سيستم عامل ندارد.
ياهو شركت Inktomi را میخرد
ياهو شركت Inktomi را به بهای 235ميليون دلار خريده است. ياهو فناوری جستوجو در وب از شركت Inktomi را به وبسايتهای جانبی خود اضافه میكند تا مقام اول را در بين جستوجوگرهای وب به دست آورد. شركتهای متعددی از فناوری فوق در سايتهای خود استفاده می كنند. قائم مقام مديريت بازاريابی ياهو گفت كه ياهو از اين فناوری هم برای جستوجو در وب و هم برای جستوجو درون خود استفاده میكند. هدف ما ارائه با كيفيتترين جستوجو و داشتن مقام اول در اين فناوری است.
شركت Inktomi با شركتهای آمازون، ebay و MSN مايكروسافت قرارداد دارد و ياهو در حال حاضر از فناوری Google در جستوجوهای خود استفاده میكند. فناوری google در حال منسوخ شدن نيست ولی ياهو احساس میكند كه با خريداری فناوری و استفاده از آن به طور مستقل بهتر میتواند خدمات جستوجو را ارائه كند.
فناوری Inktomi در وب سايت lycos به نام Hotbot رقيب اصلی ياهو استفاده شده است. البته ياهو به قراردادهای Inktomi پايبند خواهد بود.
برنامه Inktomi آگهیهای تجاری را براساس ميزان ارتباط با نوع جستوجوی كاربر مرتب میكند. در حالیكه اكنون ياهو بر اساس سيستم مزايدهای عمل میكند و آگهی شركتی كه پول بيشتری داده، بالاتر قرار میگيرد. اين عمل توسط خدمات overture انجام میشود و در برنامه جستوجوی جديد نيز باقی میماند. بعد از اعلام خريد شركت Inktomi سهام ياهو حدود 4/2 درصد و سهام Inktomi حدود 75/36 درصد رشد داشت. خريد فوق ارزش سهام Inktomi را به ميزان 65/1 دلار در هر سهم افزايش داد. شركت Inktomi پس از فروش بخش جستوجوی پيشرفته خود به شركت verity در ماه نوامبر 140كارمند دارد. هنوز برای قضاوت در مورد وضعيت اين كاركنان خيلی زود است.
در زمانی نه چندان دور شعار مايكروسافت اين بود: روی هر ميز تحرير و در هر خانه بايد يك كامپيوتر وجود داشته باشد. ولی اكنون اين شعار مبدل به شعار جديدی شده است: هر كسی بايد يك كامپيوتر در جيب خود داشته باشد. يعنی افزايش قدرت مردم به كمك نرمافزار قوی كه در هرجا و هر وقت و با هروسيلهای قابل استفاده باشد.
البته اين همه داستان نيست. در هفته اخير شركت Dell، بزرگترين سازنده كامپيوتر، اولين كامپيوترهای دستی خود با سيستم عامل مايكروسافت را عرضه كرد. HP و Palm نيز در مدلهای جديد خود بر فناوری بیسيم و ارتباط تلفنی تمركز بيشتری داشتهاند و در يك حركت بیسابقه SPV موبايل جديد خود را با سيستم عامل مايكروسافت كه نسخه خاصی از ويندوز است عرضه نموده است.
صنعت كامپيوتر و صنعت تلفنهای همراه به طور همزمان به نقطه مشتركی رسيدهاند: ساخت كامپيوترهای دستي. نوكيا نيز كه بزرگترين سازنده تلفنهای همراه است، در مدل جديد خود برای كاربران حرفهای يك كيبورد تاشو قرار داده و برای دوستداران بازیهای كامپيوتری صفحه نمايش رنگی تعبيه كرده است. گوشیهای امروزی قدرت معادل كامپيوترهای روميزی 10سال پيش را دارند.
رقابت بين شركتهای كامپيوتری و سازندگان تلفن همراه باعث بهبود كيفيت و امكانات كامپيوترها میشود و واضح است كه در اين بين خريداران سود میبرند. به طور خلاصه بايد گفت اين دو صنعت كه زمانی جداگانه فعاليت میكردند، در حال آماده شدن برای يك رقابت سنگين هستند. هر دو معتقدند كه بزرگترين محصول بعد از PC. تلفن هوشمند با وسيله ارتباطی جيبی است و برای ساخت آن ايدههای متفاوتی دارند. صنعت كامپيوتر ميخواهد يك كامپيوتر همهكاره را در ابعادی كوچك عرضه كند و سازندگان تلفن همراه معتقدند كه در اضافه كردن امكانات جديد به گوشی بايد به آرامی عمل كرد تا كاربران به آن عادت كنند. البته هنوز برای قضاوت خيلی زود است. در حدود كامپيوترها فروش PCهای معمولی افت كردهاست و فروش كامپيوتر به شركتهای بزرگ نيز ثابت ماندهاست و بنابراين اميدها به سمت كامپيوترهای جيبی است. در تلفنهای همراه تقاضا برای تماس تلفنی معمولی رشد نكردهاست و در عوض خدماتی مثل ارسال پيام متنی، بازی كردن و خدمات GPS منابع رشد احتمالی هستند. از هماكنون قدمهايی در اين راه برداشتهشد كه لزوما همه آنها صحيح و عاقلانه نيست. به طور مثال شبكههای نسل سوم مخابرات ماهوارهای در حال برپايی در اروپاست و در حدود صدبيليون دلار برای امتياز آن هزينه شده است كه رقم بالايی میباشد. و اين فناوری هنوز به درستی كار نمیكند. به طور مشابه ميزان PDAها از حدود 10 ميليون عدد در سال فراتر نرفتهاست. حدود 20سال پيش كامپيوترهای روميزی جای كامپيوترهای غول پيكر را گرفتند و اكنون بازار كامپيوتر روميزی به پايان خود رسيده است. بنابراين حركت به سوی كامپيوترهای جيبی بسيار عاقلانه و منطقی است. در ابتدای ظهور يك فناوری جديد در حدود بازار آن اغراق میشود و سپس ميزان فروش را دست پايين میگيرند. مثلا 20 سال پيش كامپيوترهای روميزی به نظر نمیرسيد مشتریپسند باشند، ولی بعد از تغييرات فراوان تقاضای زيادی جذب كرد.
امروزه، تلفنهای هوشمند و كامپيوترهای جيبی به طور موازی پيشرفت میكنند و احتمال میرود محصولات متعددی از هريك بنابه نوع نياز مصرفكنندگان ظهور يابد. بايد انتظار محصولات كاملا متفاوت را هم داشت: شركتی به نام Danger، رابط جيبی میسازد كه تركيبی از دو نوع محصول مزبور است.
نسل بعدی مايكروسافت
اگر اين مرحله بعدی توسعه كامپيوترها است، يك سوال ساده به ذهن میرسد. چه شركتی در اين راه پيشقدم خواهد بود؟ شركت IBM در زمان كامپيوترهای Main Frame و شركت مايكروسافت در زمان كامپيوترهای شخصي. اكنون به نظر نامحتمل میرسد كه تنها يك شركت پيشقدم باشد. IBM به دليل استانداردهای سختافزاری و نرمافزاری خود توانست بازار را به دست بگيرد. مايكروسافت نيز به دليل انحصار سيستم عامل خود، ويندوز، رقبای ديگر را پشت سر گذاشت.
ولی جهتگيری ادوات ارتباطی به سوی استانداردهای باز است، زيرا همه بايد بتوانند باهم ارتباط برقرار كنند و هر محصول كه طالب بازار مصرف بيشتر باشد بايد اين واقعيت را بپذيرد.
در حال حاضر، به نظر میرسد شركت نوكيا دربرابر مايكروسافت كه سعی دارد انحصار خود در دنيای كامپيوترهای شخصی را وارد اين بازار جديد كند، از شانس بالاتری برخوردار است؛ ولی نوكيا به هر حال با رقابتی سخت روبرو خواهد بود. اما اينبار ديگر خبری از پرونده آنتیتراست كه ابتدا عليه IBM و سپس عليه مايكروسافت مطرح شد، نيست. بر عكس، برخورد اين دو صنعت منجر به خلاقيتهای فوقالعادهای خواهد شد، ضمن اين كه هرطرف سعی میكند تا يك كامپيوتر جيبی و وسيلهای ارتباطی را واقعا باهم ادغام كنند. چيزی كه تا به حال در مدلهای امروزی به اشتباه كامپيوتر شخصی ناميده میشود و به هر حال خريداران از اين تلاش سود میبرند.
مايكروسافت موظف به قرار دادن جاوا در ويندوز شد
به تازگی يك قاضی ايالتی به نفع شركت sun رای داده است و مايكروسافت مجبور است كه زبان برنامهنويسی جاوا را كه ساخت شركت sun رقيب وی است، در ويندوز قرار دهد. اين رای در حالی صادر شده است كه شركت sun هنوز در حال پيگيری پرونده آنتیتراست عليه مايكروسافت است. Sun مدعی شده بود كه مايكروسافت به دليل ارائه ويندوز با نسخهای از جاوا كه ناقص و از رده خارج است، در رقابت حقه كثيفی زده است.
جاوا به دنبال نوشتن برنامههايی است كه مستقل از سيستم عامل و مدل كامپيوتر اجرا شوند. كاربران در زمان مشاهده سايتهايی كه از جاوا استفاده كردهاند ممكن است اصلا متوجه موضوع نشوند. وكيل شركت sun گفتهبود كه برنامهنويسان به دليل توزيع ناقص جاوا در ويندوز به فناوری داتنت روی آوردهاند.
شركت sun اضافه كرد كه تا زمان اعلام نتيجه دادگاه آنتیتراست از رقابت عقب خواهد ماند و تقاضای بررسی فوری نموده است. قاضی پرونده اعلام نمود كه رقابت تنها بردن و باختن نيست، بلكه بايد به همه برای نشان دادن توانايیهايشان فرصت داده شود. مايكروسافت نيز بايد با تكيه بر قابليتهای داتنت رقابت كند نه با بيرون كردن رقبا از صحنه. رای دادگاه نيز بر قرارگرفتن نسخه كامل جاوا در ويندوزهای عرضه شده، اعلام گرديد.
مايكروسافت به حقهبازی متهم شد
در يك پرونده قضايی عليه مايكروسافت، sendo شركت انگليسی سازنده تلفن همراه، اين شركت را متهم كرد كه برای در اختيار گرفتن بازار تلفن همراه از شركتهای كوچكتر سواستفاده مینمايد. اين شركت انگليسی میگويد كه ماميكروسافت از بازار جذب شركت sendo استفاده كرد و به تدريج اين شركت را كنار گذاشت. پرونده قضايی فوق تنها نگاه مختصری به جنگ پشت پرده شركتهای نرمافزاری، توليد كنندگان تلفن همراه و شركتهای شبكه بر سر آينده بازار تلفنهای هوشمند است. اين صنعت با فروش سالانه 400ميليون دستگاه بسيار با ارزش است.
Sendo ادعا میكند كه مايكروسافت به اين شركت اطمينان داده كه سازنده اصلی قطعات سختافزاری برای تلفنهای هوشمند دارای ويندوز به نام smart Phones2002 خواهد بود. ولی در زمان عرضه اين گوشیهای شركت sendo كنار گذاشته شد.
در پرونده اشاره شده كه مايكروسافت به قصد دستيابی به اطلاعات مهم اين شركت، نظير تجربه فنی، اطلاعات بازار، خريداران احتمالی به اين شركت نفوذ كردهاست و با وعده شراكت در ارائه محصول، اعتماد آن را جلب نمودهاست.
دوسال قبل، زمانی كه اولين نمونه از گوشیهای مايكروسافت معرفی شد، با نام تجاری stinger و ساخت شركت sendo بود. ولی سال پيش مدل متفاوتی به بازار آمد. گوشی جديد با نام تجاری قناری ساخت شركت HTC از تايوان بود. HTC برای ساخت iPaq شركت HP و xda شركت O2 معروف است. دوهفته بعد شركت sendo به طور ناگهانی ارتباط خود با مايكروسافت را قطع كرد و قرارداد توليد مدل قبلی لغو شد.
مايكروسافت از هرگونه اظهارنظر خودداری كرد. در حال حاضر سازندگان تلفنهای همراه نقش اصلی در بازار تلفنهای هوشمند دارند و نقش شركتهای نرمافزاری اندك است. مايكروسافت صريحا اعلام نمود كه قصد دارد مدلی شبيه كامپيوترهای شخصی را در بازار تلفنهای هوشمند پياده كند، يعنی سختافزار كم و بيش يكسان است و انتخاب بيشتر روی قيمت و نرمافزار روی گوشی است، به دليل اين اظهارنظر همه سازندگان بزرگ تلفنهای همراه به جز سامسونگ از آن دوری میكنند. تنها سامسونگ قرار است كه گوشیهای خود را در دو مدل مختلف(يكی با سيستم عامل symbian و يكی با ويندوز) عرضه كند. در حال حاضر، محبوبترين گوشیها، گوشیهای بدون سيستم عامل هستند و تنها سرويس جديد كه به مصرفكنندگان معرفی شدهاست، سيستم ارسال تصوير ( به اختصار MMS) است كه نيازی به سيستم عامل ندارد.
ياهو شركت Inktomi را میخرد
ياهو شركت Inktomi را به بهای 235ميليون دلار خريده است. ياهو فناوری جستوجو در وب از شركت Inktomi را به وبسايتهای جانبی خود اضافه میكند تا مقام اول را در بين جستوجوگرهای وب به دست آورد. شركتهای متعددی از فناوری فوق در سايتهای خود استفاده می كنند. قائم مقام مديريت بازاريابی ياهو گفت كه ياهو از اين فناوری هم برای جستوجو در وب و هم برای جستوجو درون خود استفاده میكند. هدف ما ارائه با كيفيتترين جستوجو و داشتن مقام اول در اين فناوری است.
شركت Inktomi با شركتهای آمازون، ebay و MSN مايكروسافت قرارداد دارد و ياهو در حال حاضر از فناوری Google در جستوجوهای خود استفاده میكند. فناوری google در حال منسوخ شدن نيست ولی ياهو احساس میكند كه با خريداری فناوری و استفاده از آن به طور مستقل بهتر میتواند خدمات جستوجو را ارائه كند.
فناوری Inktomi در وب سايت lycos به نام Hotbot رقيب اصلی ياهو استفاده شده است. البته ياهو به قراردادهای Inktomi پايبند خواهد بود.
برنامه Inktomi آگهیهای تجاری را براساس ميزان ارتباط با نوع جستوجوی كاربر مرتب میكند. در حالیكه اكنون ياهو بر اساس سيستم مزايدهای عمل میكند و آگهی شركتی كه پول بيشتری داده، بالاتر قرار میگيرد. اين عمل توسط خدمات overture انجام میشود و در برنامه جستوجوی جديد نيز باقی میماند. بعد از اعلام خريد شركت Inktomi سهام ياهو حدود 4/2 درصد و سهام Inktomi حدود 75/36 درصد رشد داشت. خريد فوق ارزش سهام Inktomi را به ميزان 65/1 دلار در هر سهم افزايش داد. شركت Inktomi پس از فروش بخش جستوجوی پيشرفته خود به شركت verity در ماه نوامبر 140كارمند دارد. هنوز برای قضاوت در مورد وضعيت اين كاركنان خيلی زود است.
نوشته شده توسط مهراد در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 ساعت 0:31 | لينک ثابت |
حدود يكماه پيش، نصرالله جهانگرد معاون وقت برنامه ريزی و توسعه وزارت پست و تلگراف و تلفن و دبير شورای عالی اطلاعرسانی، از سمت معاونت خود در وزارت پست و تلگراف و تلفن استعفا داد. سوالاتی كه به ذهن میرسد میتواند موارد زير باشد:
1.
چرا جهانگرد استعفا داد؟ آيا جهانگرد مجبور به استعفا شد و نتوانست در آنجا به كار خود ادامه دهد؟
2.
آيا نتيجه جدا شدن او از وزارت پست وتلگراف و تلفن میتواند باعث رشد فناوری اطلاعات باشد يا خير؟
3.
آيا جايگاه فعلی او تنها به عنوان دبير شورای عالی اطلاعرسانی به او قدرت و قوام بيشتری میبخشد كه به ايدههای خود جامه عمل بپوشاند؟
به نظر میرسد جهانگرد پس از عدم دريافت رای اعتماد از همپيمانان سياسیاش در مجلس شورای اسلامی، همواره بيش از آن که خود را معاون برنامهريزی و توسعه وزارت پست و تلگراف و تلفن بداند، خود را سكاندار فناوری اطلاعات میانگاشته است، اين رويكرد تا بدانجا رسيد كه حكم مشاور ويژه رييس جمهور در امور فناوری اطلاعات را به دست آورد.
میتوان گفت اين اولين نقطه شروع برای جداشدن از وزارتخانه بود، حال آن که قطعا میشد بسياری كارها را انجام داد، بدون اين كه نيازی به اين حكم وجود داشته باشد. در واقع معاون يك وزير، حكمی در دست دارد كه میبايست در خيلی جاها فراتر از وزارتخانه تصميم بگيرد. نتيجه آن شد كه مباحث مربوط به فناوری اطلاعات در دبيرخانه شورای عالی اطلاعرسانی به طور كاملا جدا از وزارت بررسی شود، و جزيرهای مستقل در درون وزارتخانه ايجاد گردد.
ادامه اين روند، اخذ مصوبه طرح تكفا -مستقل از وزارتخانه- از هيئت دولت بود. طرح تكفا در فضايی جدای از وزارتخانه بررسی، طرح و تصويب شد، در حالی که كمترين اثر و ردپايی از وزارت پست وتلگراف و تلفن در آن نبود. شايد در اينجا نيز بتوان گفت که: «نمیشود يك وزارتخانه را با دو وزير اداره كرد!»
ذكر اين نكته نيز ضروری است كه در زمان اشتغال جهانگرد در پست معاونت برنامه ريزی وزارتخانه، او كمترين سخنی از برنامهها و توسعه وزارتخانه نزد و عموما به IT پرداخت، IT كه موضوعی است فرابخشی و نيازمند به چانهزنیهايی فراتر از وزارتخانه، با اين اوصاف تنگشدن فضا برای او در وزارتخانه دور از ذهن نبود، و تنها راه باقی مانده نيز رفتن بود و استعفا!
فناوری اطلاعات موضوعی است فرابخشی، بدين معنا كه بسياری از نهادها، سازمانها، و وزارتخانهها در رشد و تعالی و كاربرد IT نقش دارند و ايفای نقش هركدام منوط به اين است كه يك نهاد فرابخشی، وظايف را به آنها تكليف نمايد تا در درون يك برنامه مشخص، هدف اصلی -كه همان رشد فناوری اطلاعات از حيث توسعه زيرساخت و رشد كاربرد است- تامين گردد. در اينجا وزارت پست وتلگراف و تلفن به عنوان ايجاد كننده بستر ارتباطات، نقشی كليدیتر از ديگران خواهد داشت. بنابراين اگر وظيفه نهاد فرابخشی، هدايت و راهبری اين بخش است(در همان حد اهداف IT و نه ساير وظايف آن)، در اين صورت، چنانچه جداشدن جهانگرد از وزارتخانه، به ايجاد يك نهاد فرابخشی از نوع پيشگفته بينجامد، قطعا استعفای او میتواند به نفع IT قلمداد شود، در غير اين صورت اتفاق خاصی نيفتاده است، زيرا او به عنوان يك معاون وزير میتوانست امور را با قدرت جلو برده و برخی از كاستیها را رفع نمايد، كه اکنون اين مهم نيز از كف رفته است.
همچنين شنيده شده كه جهانگرد، به سازمان مديريت و برنامهريزی كشور (جايی كه او توانست طی مدت چند سال گذشته با كمك آن تمامی اهداف خويش را در جهت گسترش استفاده از IT ،برای تصويب طرح تكفا وتخصيص بودجههای مربوط به آن به پيش ببرد) خواهد رفت و به عنوان معاون IT آن سازمان، فعاليتهای خويش را دنبال خواهد نمود، چون هنوز اين اتفاق نيفتاده، طبيعتا در اين خصوص چيزی نمیتوان گفت، زيرا قرار گرفتن دفاتر زيرمجموعه معاونت برای نيل به اهداف، تعيين كننده خواهند بود كه اين موضوع را میتوان در زمان مناسب بررسی كرد. حال كه اين اتفاق نيفتاده است بايستی ديد كه آيا دبيری شورای عالی اطلاعرسانی میتواند آنجايی باشد كه جهانگرد را به اهداف خود برساند؟ (هدف جهانگرد در يك جمله «توسعه كاربرد فناوری اطلاعات، و افزايش تقاضای آن» است، و میتوان ادعا کرد که با همه کاستیهای موجود، توفيق نسبی حاصل شده است، و حداقل در حال حاضر کسی به طور علنی و رسمی با گسترش فناوری اطلاعات مخالفت نشان نمیدهد)
«شورای عالی اطلاعرسانی» يك نهاد است كه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی بنا نهاده شده است. در حقيقت اين شورا بدليل اين كه هيچ نهاد تعريف شده ديگری وجود ندارد كه وظايف فناوری اطلاعات در حوزه سياستگذاری را انجام دهد عهدهدار اين مسئوليت خطير گرديد، وگرنه وظيفه اصلی آن همانا اطلاعرسانی از نوع كتابخانهای است تا IT، به هر صورت، اين نهاد كه توسط يك نهاد همتراز خود ايجاد شده از نظر برخی از نمايندگان مجلس دارای وجاهت قانونی نيست و مصوبات آن نيز در حكم قانون مصوب نخواهد بود(البته از آنجا كه رئيس جمهور، رئيس اين شورا است، برای قوه مجريه ماهيتی ديگر خواهد داشت) با همه اين مقدمات، شورای عالی اطلاعرسانی در كليت قضيه نمیتواند آنجايی باشد كه توانايی راهبری بخش IT -از جمله وادار كردن وزارت پست و تلگراف و تلفن به مهيا نمودن زمينههای ايجاد ارتباطات- را داشته باشد، به ويژه با توجه به اهميت فوقالعادهای كه اين وزارتخانه در توسعه IT بر عهده دارد، با ذكر اين نكته كه يك دبير شورای اطلاعرسانی هماهنگ با وزارت، شايد بتواند در آينده موفقتر باشد تا يك دبير جداشده از وزارت!
البته اگر در سازمان مديريت و برنامهريزی کشور، يك معاونت IT تشكيل گردد(يا نهادی هم سطح آن) و وظايف دبيری شورای عالی اطلاعرسانی به آن واحد منتقل شود، قاعده بازی متفاوت خواهد بود و موازنه قدرت نيز تغيير میکند.
در مجموع با توجه به تحولات رخ داده در حوزه IT، میتوان گفت اين تحولات حاكی از اين است كه تشتتها نه تنها كاهش نيافته، بلكه در حال افزايش است و فاصلههای ايجاد شده در نهايت به دودستگی بيشتر در ايجاد بستر و زيرساخت(ايجاد كننده ارتباطات) و كاربرد فناوری اطلاعات خواهد انجاميد، و اين دقيقا يعنی كندی رشد فناوری اطلاعات در کشورمان
1.
چرا جهانگرد استعفا داد؟ آيا جهانگرد مجبور به استعفا شد و نتوانست در آنجا به كار خود ادامه دهد؟
2.
آيا نتيجه جدا شدن او از وزارت پست وتلگراف و تلفن میتواند باعث رشد فناوری اطلاعات باشد يا خير؟
3.
آيا جايگاه فعلی او تنها به عنوان دبير شورای عالی اطلاعرسانی به او قدرت و قوام بيشتری میبخشد كه به ايدههای خود جامه عمل بپوشاند؟
به نظر میرسد جهانگرد پس از عدم دريافت رای اعتماد از همپيمانان سياسیاش در مجلس شورای اسلامی، همواره بيش از آن که خود را معاون برنامهريزی و توسعه وزارت پست و تلگراف و تلفن بداند، خود را سكاندار فناوری اطلاعات میانگاشته است، اين رويكرد تا بدانجا رسيد كه حكم مشاور ويژه رييس جمهور در امور فناوری اطلاعات را به دست آورد.
میتوان گفت اين اولين نقطه شروع برای جداشدن از وزارتخانه بود، حال آن که قطعا میشد بسياری كارها را انجام داد، بدون اين كه نيازی به اين حكم وجود داشته باشد. در واقع معاون يك وزير، حكمی در دست دارد كه میبايست در خيلی جاها فراتر از وزارتخانه تصميم بگيرد. نتيجه آن شد كه مباحث مربوط به فناوری اطلاعات در دبيرخانه شورای عالی اطلاعرسانی به طور كاملا جدا از وزارت بررسی شود، و جزيرهای مستقل در درون وزارتخانه ايجاد گردد.
ادامه اين روند، اخذ مصوبه طرح تكفا -مستقل از وزارتخانه- از هيئت دولت بود. طرح تكفا در فضايی جدای از وزارتخانه بررسی، طرح و تصويب شد، در حالی که كمترين اثر و ردپايی از وزارت پست وتلگراف و تلفن در آن نبود. شايد در اينجا نيز بتوان گفت که: «نمیشود يك وزارتخانه را با دو وزير اداره كرد!»
ذكر اين نكته نيز ضروری است كه در زمان اشتغال جهانگرد در پست معاونت برنامه ريزی وزارتخانه، او كمترين سخنی از برنامهها و توسعه وزارتخانه نزد و عموما به IT پرداخت، IT كه موضوعی است فرابخشی و نيازمند به چانهزنیهايی فراتر از وزارتخانه، با اين اوصاف تنگشدن فضا برای او در وزارتخانه دور از ذهن نبود، و تنها راه باقی مانده نيز رفتن بود و استعفا!
فناوری اطلاعات موضوعی است فرابخشی، بدين معنا كه بسياری از نهادها، سازمانها، و وزارتخانهها در رشد و تعالی و كاربرد IT نقش دارند و ايفای نقش هركدام منوط به اين است كه يك نهاد فرابخشی، وظايف را به آنها تكليف نمايد تا در درون يك برنامه مشخص، هدف اصلی -كه همان رشد فناوری اطلاعات از حيث توسعه زيرساخت و رشد كاربرد است- تامين گردد. در اينجا وزارت پست وتلگراف و تلفن به عنوان ايجاد كننده بستر ارتباطات، نقشی كليدیتر از ديگران خواهد داشت. بنابراين اگر وظيفه نهاد فرابخشی، هدايت و راهبری اين بخش است(در همان حد اهداف IT و نه ساير وظايف آن)، در اين صورت، چنانچه جداشدن جهانگرد از وزارتخانه، به ايجاد يك نهاد فرابخشی از نوع پيشگفته بينجامد، قطعا استعفای او میتواند به نفع IT قلمداد شود، در غير اين صورت اتفاق خاصی نيفتاده است، زيرا او به عنوان يك معاون وزير میتوانست امور را با قدرت جلو برده و برخی از كاستیها را رفع نمايد، كه اکنون اين مهم نيز از كف رفته است.
همچنين شنيده شده كه جهانگرد، به سازمان مديريت و برنامهريزی كشور (جايی كه او توانست طی مدت چند سال گذشته با كمك آن تمامی اهداف خويش را در جهت گسترش استفاده از IT ،برای تصويب طرح تكفا وتخصيص بودجههای مربوط به آن به پيش ببرد) خواهد رفت و به عنوان معاون IT آن سازمان، فعاليتهای خويش را دنبال خواهد نمود، چون هنوز اين اتفاق نيفتاده، طبيعتا در اين خصوص چيزی نمیتوان گفت، زيرا قرار گرفتن دفاتر زيرمجموعه معاونت برای نيل به اهداف، تعيين كننده خواهند بود كه اين موضوع را میتوان در زمان مناسب بررسی كرد. حال كه اين اتفاق نيفتاده است بايستی ديد كه آيا دبيری شورای عالی اطلاعرسانی میتواند آنجايی باشد كه جهانگرد را به اهداف خود برساند؟ (هدف جهانگرد در يك جمله «توسعه كاربرد فناوری اطلاعات، و افزايش تقاضای آن» است، و میتوان ادعا کرد که با همه کاستیهای موجود، توفيق نسبی حاصل شده است، و حداقل در حال حاضر کسی به طور علنی و رسمی با گسترش فناوری اطلاعات مخالفت نشان نمیدهد)
«شورای عالی اطلاعرسانی» يك نهاد است كه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی بنا نهاده شده است. در حقيقت اين شورا بدليل اين كه هيچ نهاد تعريف شده ديگری وجود ندارد كه وظايف فناوری اطلاعات در حوزه سياستگذاری را انجام دهد عهدهدار اين مسئوليت خطير گرديد، وگرنه وظيفه اصلی آن همانا اطلاعرسانی از نوع كتابخانهای است تا IT، به هر صورت، اين نهاد كه توسط يك نهاد همتراز خود ايجاد شده از نظر برخی از نمايندگان مجلس دارای وجاهت قانونی نيست و مصوبات آن نيز در حكم قانون مصوب نخواهد بود(البته از آنجا كه رئيس جمهور، رئيس اين شورا است، برای قوه مجريه ماهيتی ديگر خواهد داشت) با همه اين مقدمات، شورای عالی اطلاعرسانی در كليت قضيه نمیتواند آنجايی باشد كه توانايی راهبری بخش IT -از جمله وادار كردن وزارت پست و تلگراف و تلفن به مهيا نمودن زمينههای ايجاد ارتباطات- را داشته باشد، به ويژه با توجه به اهميت فوقالعادهای كه اين وزارتخانه در توسعه IT بر عهده دارد، با ذكر اين نكته كه يك دبير شورای اطلاعرسانی هماهنگ با وزارت، شايد بتواند در آينده موفقتر باشد تا يك دبير جداشده از وزارت!
البته اگر در سازمان مديريت و برنامهريزی کشور، يك معاونت IT تشكيل گردد(يا نهادی هم سطح آن) و وظايف دبيری شورای عالی اطلاعرسانی به آن واحد منتقل شود، قاعده بازی متفاوت خواهد بود و موازنه قدرت نيز تغيير میکند.
در مجموع با توجه به تحولات رخ داده در حوزه IT، میتوان گفت اين تحولات حاكی از اين است كه تشتتها نه تنها كاهش نيافته، بلكه در حال افزايش است و فاصلههای ايجاد شده در نهايت به دودستگی بيشتر در ايجاد بستر و زيرساخت(ايجاد كننده ارتباطات) و كاربرد فناوری اطلاعات خواهد انجاميد، و اين دقيقا يعنی كندی رشد فناوری اطلاعات در کشورمان
نوشته شده توسط مهراد در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 17:27 | لينک ثابت |

